روزنامه نوبنیاد
روزنامه نوبنیاد
https://nobonyadonline.ir
تاریخ: یکشنبه، 17 خرداد 1405
ساعت: ۱۰:۴۱
کد خبر: 11247
سیاسی

جنازه‌ای به نام NPT

ان پی تی1

یک سال از روزهایی می‌گذرد که گزارش سیاسی و جهت‌دار رافائل گروسی و قطعنامه مغرضانه شورای حکام، فضای لازم را برای جنگ 12روزه علیه ایران فراهم کرد؛ فضایی که تنها یک روز بعد از صدور آن قطعنامه، با حملات اسرائیل و سپس آمریکا به کشورمان و به خصوص تأسیسات هسته‌ای ایران وارد مرحله‌ای تازه شد. اکنون در آستانه نشست فصلی شورای حکام، همان سناریو بار دیگر در حال تکرار است.

نشست فصلی شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از راین وضعیت چنان وارونه و غیرعادی است که گویی در منطق جدید آژانس، نه بمباران‌کننده بلکه بمباران‌شده باید پاسخگو باشد. امروز به جای آنکه مهاجمان به تأسیسات هسته‌ای تحت پادمان مورد بازخواست قرار گیرند، کشوری که هدف تجاوز قرار گرفته در جایگاه متهم نشانده می‌شود. در همین زمینه، غریب‌آبادی معاون وزیر امور خارجه به گزارش محرمانه اخیر آژانس که بخش‌هایی از آن پیش از نشست شورای حکام به رسانه‌های غربی درز داده شد، واکنش نشان داد. او تأکید کرد :«آژانس امروز از آن به عنوان «فقدان دسترسی» یاد می‌کند، نتیجه مستقیم حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هسته‌ای ایران است. به بیان دیگر، نمی‌توان تأسیسات تحت پادمان را بمباران کرد، امنیت و امکان دسترسی را از بین برد و سپس پیامد همان حمله را به عنوان ابهامی علیه ایران مطرح ساخت.»

ایران؛ تنها حساسیت آقای دبیرکل!
نگاهی به یک سال اخیر نشان می‌دهد حاصل گزارش مغرضانه گروسی و قطعنامه شورای حکام در خرداد ۱۴۰۴ چیزی جز تخریب بنیان‌های حقوقی رژیم منع اشاعه نبوده است. بسیاری از تحلیلگران و حتی شماری از دیپلمات‌های ارشد بین‌المللی معتقدند بی‌کیفر ماندن حمله به تأسیسات هسته‌ای یک عضو NPT، مهم‌ترین ضربه به اعتبار این معاهده در طول دهه‌های گذشته بوده است. در این میان، یکی از آشکارترین جلوه‌های استاندارد دوگانه آژانس در رفتار شخص رافائل گروسی دیده شد. مدیری پرحاشیه که هنوز حاضر نشده حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران را با صراحت و قاطعیت محکوم کند، در موارد دیگر رویکردی کاملاً متفاوت در پیش گرفته است. گروسی حمله به زیرساخت‌های مرتبط با نیروگاه هسته‌ای براکه امارات را محکوم کرد. او بارها نسبت به وضعیت نیروگاه زاپاروژیا در اوکراین هشدار داد و حملات پیرامون آن را غیرقابل قبول خواند. اما هنگامی که در جریان دو جنگ تحمیلی اخیر، تأسیسات ثبت شده و ذیل پادمان نطنز، اراک، اصفهان، اردکان و حتی نیروگاه اتمی بوشهر هدف حملات متعدد قرار گرفتند، از آژانس و مدیرکل آن واکنشی متناسب مشاهده نشد.

دو دهه اعتمادسازی یک‌طرفه با آژانس
طنز تلخ ماجرا آنجاست که گروسی بار دیگر اعلام کرده است: «ایران نسبت به آژانس تعهداتی دارد و باید دسترسی‌های لازم برای بازرسی را فراهم کند.» اما سؤال اینجاست که این رابطه یک‌طرفه تا کجا باید ادامه یابد؟ تلخ‌تر آنکه گروسی که برای کسب حمایت آمریکا و لابی های یهودی برای رسیدن به کرسی دبیرکلی سازمان ملل از هیچ خوش‌خدمتی برای آنان دریغ نکرده، در مواضعی عجیب نگرانی اسرائیل درباره برنامه هسته‌ای ایران را «قابل درک» توصیف می‌کند.

واقعیت آن است که کارنامه ۲۳ سال گذشته پاسخ روشنی به این پرسش می‌دهد. اجرای گسترده‌ترین رژیم بازرسی، پذیرش پروتکل الحاقی برای سال‌های طولانی، دسترسی‌های فراتر از تعهدات قانونی، همکاری‌های بی‌سابقه، در نهایت جز تحریم‌های فزاینده، خرابکاری‌های متعدد، ترور دانشمندان هسته‌ای، نفوذ عناصر اطلاعاتی در پوشش بازرسان، انتقال اطلاعات برنامه هسته‌ای کشور و در نهایت دو جنگ سنگین برای ایران نتیجه‌ای دیگری به همراه نداشته است. مسئله اصلی به ماهیت ساختاری نهادی بازمی‌گردد که قرار بود حامی حقوق صلح آمیز اعضا باشد اما در واقع ابزار فشار سیاسی قدرت‌های غربی است. شاید به همین دلیل باشد که حتی مرحوم اکبر اعتماد، بنیانگذار سازمان انرژی اتمی در رژیم پهلوی نیز نسبت به تداوم حضور ایران در ان‌پی‌تی انتقاداتی مطرح کرده بود. از این رو بر چه مبنایی باید عضویت در پیمانی ادامه یابد که طی ۵۶ سال گذشته، نه در رژیم پهلوی و نه در دوران جمهوری اسلامی، کوچک‌ترین تضمین مؤثری برای صیانت از حقوق صلح آمیز هسته‌ای ایران ایجاد نکرده است؟

وقت تعیین تکلیف با آژانس رسیده است
با این حال، شاید مهم‌ترین پیامد رفتار آمریکا، رژیم اسرائیل و آژانس، تغییر فضای افکار عمومی در داخل کشور باشد. پس از تهدیدهای تلویحی دونالد ترامپ به استفاده از سلاح اتمی علیه ایران، از جمله اظهاراتی که از «نابودی تمدن» و حملاتی با «روشنایی نور بزرگ» سخن می‌گفت و همچنین پس از دو جنگ12 روزه و 40 روزه، پرسش‌ها در خصوص تغییر در دکترین هسته‌ای و دفاعی کشور باشد. تجدیدنظر در برخی سیاست‌های هسته‌ای و بازنگری در نحوه تعامل با رژیم منع اشاعه، امروز از سطح یک بحث نخبگانی فراتر رفته و به مطالبه‌ای جدی در میان بخش قابل توجهی از افکار عمومی تبدیل شده است.
اکنون مسئولان سیاست خارجی کشور باید این واقعیت را در نظر داشته باشند که صرف توصیه به آژانس برای پرهیز از سیاسی‌کاری و اتخاذ برخی اقدامات مقطعی، قادر به متوقف کردن نوار ۲۳ ساله ناکارآمدی حسن‌نیت‌های ایران و خیانت‌های متقابل آژانس نیست. باید اقدامی قاطعانه تر در دستورکار قرار بگیرد.

۲۳ سال حسن نیت، ۲۳ سال خیانت
ایران بیش از دو دهه مسیر همکاری حداکثری با آژانس را آزمود؛ مسیری که قرار بود به اعتمادسازی و تثبیت حقوق هسته‌ای کشور منجر شود. اما نتیجه آن چیزی جز تحریم، خرابکاری، ترور، نفوذ اطلاعاتی و نهایتاً حمله نظامی به تأسیسات تحت پادمان نبود. امروز پرسش درباره آینده رابطه ایران با آژانس دیگر یک بحث فنی نیست؛ بحثی راهبردی درباره اعتبار ساختارهایی است که در آزمون حمایت از حقوق اعضای خود، کارنامه‌ای مملو از ابهام و ناکامی بر جای گذاشته‌اند.

منبع: روزنامه نوبنیاد
کد خبر: 11247
آدرس خبر: https://nobonyadonline.ir/?p=11247