کمی کمتر از یک دهه است که بهنظر میرسید زنگ خطر برای تولید صنعتی و فناوری اروپا در برابر چین و آمریکا به صدا درآمده، بهگونهای که بسیاری از تحلیلهای بدبینانه، بحث از نابودی تولید صنعتی اروپا تا یک دهۀ آینده میکنند، جایی که این قاره قربانی رقابت میان چین و آمریکا و نفوذ وحشتناک چین بر این قاره خواهد شد. اندیشکدۀ کارنگی به این مسئله میپردازد که آیا اروپا شانسی برای نجات خود دارد؟
به باور این اندیشکده، اروپا بهدلیل داد و قالهای ترامپ، در ده سال گذشته از چین غافل شده و این کشور خطری بسیار جدیتر برای اروپا است «ما در حال گذر از دورانی چند دههای هستیم که در آن ایالات متحده نفوذی فراتر از حد تصور در اروپا اعمال میکرد، و اکنون پا به عصر جدیدی میگذاریم که در آن چین قصد دارد خلأهای ناشی از عقبنشینی آمریکا را پر کند. این وضعیت، اروپایی را که بهشدت به هر دو کشور وابسته است، در موقعیتی بسیار آسیبپذیر قرار میدهد. امروزه، چین در قیاس با ایالات متحده، تهدیدی بهمراتب بزرگتر برای رفاه، امنیت و سبک زندگی اروپا به شمار میرود. این واقعیت گاهی در هیاهو و خشم ناشی از اقدامات دونالد ترامپ و فاجعهی تمامعیار و پرشتاب دور دوم ریاستجمهوری او به دست فراموشی سپرده میشود.»
اروپا در حدود دو دهۀ گذشته، تقریباً در تمام صنایع و فناوریهای پیشرو، وابسته به چین شده است «چین در بازه زمانی بسیار کوتاهی به یک غول تولیدی در سطح جهان بدل شده و موقعیتی مسلط را در طیف گستردهای از کالاها و صنایعی که اروپا و جهان به آنها وابستهاند، به دست آورده است؛ حوزههایی که از مواد معدنی حیاتی و تراشهها گرفته تا مواد اولیه دارویی و فناوریهای سبز مانند باتریها، پانلهای خورشیدی و خودروهای برقی را شامل میشوند. این وابستگیها اهرمهای فشار سیاسی به چین میبخشند؛ همانگونه که سال گذشته شاهد بودیم پکن محدودیتهای صادراتی را بر عناصر نادر خاکی اِعمال کرد که شرکتهای خودروسازی، تجهیزات پزشکی و صنایع دفاعی غرب را تحت فشار شدیدی قرار داد و در نهایت ترامپ را ناگزیر ساخت تا از تعرفههای موسوم به روز آزادی عقبنشینی کند.»
این وضعیت حتی برای غول تولید صنعتی اروپا، یعنی آلمان هم قابل تحمل نیست و عملاً آلمان در حال از دست دادن مزیت صنعتی خود در برابر چین است «سلطه صنعتی چین همچنین تهدیدی برای اقتصادهای تولیدمحور مانند آلمان به شمار میرود؛ کشوری که اکنون برای رقابت با رقبای چینی که محصولاتی بین ۳۰ تا ۵۰ درصد ارزانتر تولید میکنند، در تکاپو و تقلاست. آلمان در مواجهه با این رقابت، ماهانه ۱۰ هزار شغل را در بخش تولید از دست میدهد. برخی از بزرگترین شرکتهای این کشور در حالی که از نیروی کار خود در داخل میکاهند، سرمایهگذاری در چین را بهشدت افزایش میدهند. تفکر حاکم بر اتاقهای هیئتمدیره در مونیخ و اشتوتگارت این است که تنها راه رقابت با شرکتهای چینی، ادغام هرچه بیشتر چین در زنجیرههای تأمین است».
این وضعیت اروپا چنان افول تدریجی و نزول مهمی است که کارنگی پیشبینی میکند که شاید اروپا حتی استقلال سیاسی خود را هم در برابر چین از دست بدهد «مگر اینکه اروپا و متحدانش بتوانند پاسخی قدرتمند و دستهجمعی به سلطه تولیدی چین نشان دهند؛ در غیر این صورت، احتمالاً وارد یک مارپیچ نزولی خطرناک خواهیم شد که در آن روزبهروز به زنجیرههای تأمین چین وابستهتر میشویم، مهارتها و دانش فنی صنعتی خود را از دست میدهیم و به دنبال آن، استقلال سیاسی و اقتصادیمان نیز بیش از پیش به مخاطره میافتد».
در نهایت آنچه امروز اروپا را تهدید میکند، نه فقط تغییرات سیاسی در واشنگتن، بلکه وابستگیِ تکاندهندهای است که در دو دهه گذشته در زنجیرههای تأمین، فناوریهای سبز و مواد حیاتی به چین ایجاد شده است. وضعیت فعلی برای اقتصادهای صنعتی اروپا، بهویژه آلمان، به نقطه بحرانی رسیده؛ جایی که ناتوانی در رقابت با قیمتهای تمامشدهی چینی، منجر به خروج سرمایه، ریزش مشاغل تولیدی و در نتیجه، از دست دادن تدریجی مزیتهای رقابتی شده است.
