حملات اخیر آمریکا به زیرساختها و مناطق جنوبی و جزایر ایران، در کنار راهزنیهای دریایی و اعمال محدودیت بر کشتیرانی، بهروشنی نشان میدهد که آتشبس ادعایی، از همان ابتدا نقض شده است. این اقدامات نهتنها نشانهای از پایبندی به توافق نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد هدفمند برای وارد کردن ضربات کنترلشده بدون ورود به جنگی تمامعیار است؛ راهبردی که نمیتواند بدون پاسخ درخور باقی بماند.
تحولات میدانی روزهای اخیر در لبنان و شمال سرزمینهای اشغالی نیز بهروشنی نشان میدهد وضعیت کنونی هیچ شباهتی به آتشبس ندارد. حملات گسترده رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان، صدور هشدارهای تخلیه و برنامهریزی برای عملیاتهای وسیعتر، عملاً صحنه را به یک جنگ تمامعیار نزدیک کرده است.
این در حالی است که همزمان با ادعاهای سیاسی درباره توقف درگیریها، شواهد میدانی از نقض مکرر آتشبس توسط تلآویو و حمایت عملی واشنگتن از این روند حکایت دارد. به طوریکه که حتی پس از تماس تلفنی ادعایی ترامپ با نتانیاهو و عقب نشینی از حمله به ضاحیه باز هم رژیم صهیونی جنوب لبنان زیر آتش قرارهای مکرر قرار گرفت.
در چنین چارچوبی، میتوان راهبرد آمریکا و رژیم صهیونیستی را تلاش برای حرکت بر یک خط باریک توصیف کرد؛ نه ورود به جنگی فراگیر و پرهزینه، و نه پایبندی واقعی به آتشبس. هدف این است که با نقضهای تدریجی، محاصرههای دریایی و فشارهای محدود، از یکسو ضرباتی به ایران وارد شود و از سوی دیگر، از گسترش جنگ به سطحی که منافع آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس را بهطور جدی تهدید کند، جلوگیری شود. به بیان دیگر، آنها میکوشند «بجنگند بدون آنکه وارد جنگ شوند» و آتشبس را به پوششی برای این رفتار دوگانه تبدیل کنند.
در چنین شرایطی، مواضع رسمی جمهوری اسلامی ایران نیز صریحتر از گذشته بیان شده است. تأکید بر اینکه «نقض آتشبس در هر جبهه، به منزله نقض آن در تمام جبهههاست» عملاً معادله جدیدی را در منطقه تعریف میکند؛ معادلهای که بر اساس آن، لبنان، غزه و حتی مسیرهای راهبردی دریایی، اجزای یک میدان واحد تلقی میشوند. این نگاه، دامنه هرگونه اقدام نظامی را فراتر از جغرافیای محدود درگیری گسترش میدهد.
در سطح میدانی، حزبالله لبنان نیز نشان داده که نهتنها در موقعیت تدافعی باقی نمانده، بلکه با گسترش دامنه حملات خود به عمق سرزمینهای اشغالی، از جمله حیفا و عکا، تلاش دارد موازنه بازدارندگی را بازتعریف کند.
در سوی دیگر، نشانههایی از فشار داخلی بر تلآویو نیز قابل مشاهده است. اختلافات سیاسی، احتمال فروپاشی کابینه و تلاش نخستوزیر این رژیم برای انتقال بحران به بیرون از مرزها، از جمله عواملی است که میتواند در تشدید ماجراجوییهای نظامی نقش داشته باشد..همزمان، تحرکات بازیگران دیگر محور مقاومت نیز بر پیچیدگی معادلات افزوده است. اعلام آمادگی انصارالله یمن برای ورود به میدان و طرح احتمال فعال شدن جبهههای جدید، نشان میدهد هرگونه تشدید تنش میتواند به سرعت به یک درگیری منطقهای گسترده تبدیل شود؛ موضوعی که دشمن تلاش دارد با همین الگوی «جنگ محدود» از آن جلوگیری کند.
