حمله موشکی جدید به مقر حزب آزادی در اربیل را باید حلقهای از راهبرد مستمر ایران برای انهدام شبکهای دانست که سالهاست آمریکا، رژیم صهیونیستی و موساد روی آن بهعنوان یکی از اضلاع پروژه بیثباتسازی و تجزیه ایران سرمایهگذاری کردهاند؛ پروژهای که هنوز از دستور کار دشمنان ایران خارج نشده است.
روز گذشته میدل ایست نیوز از هدف قرار گرفتن مقرهای حزب آزادی در اربیل خبر داد؛ خبری که در امتداد سلسله عملیاتهای موشکی و پهپادی اخیر علیه گروهکهای مسلح مستقر در اقلیم کردستان عراق قرار میگیرد. حملاتی که نشان میدهد تهران نهتنها تهدیدات امنیتی در آن سوی مرزها را رصد میکند، بلکه برای مقابله با آنها منتظر وقوع حادثه نمیماند.
این تحرکات همزمان با اعلام سفر قریبالوقوع هیئتی از بغداد و اربیل به تهران اهمیت مضاعفی یافته است. محمدکاظم آلصادق، سفیر ایران در عراق، اعلام کرده هیئتی به ریاست قاسم الاعرجی مشاور امنیت ملی عراق و با حضور ریبر احمد وزیر داخله اقلیم کردستان عراق به تهران خواهد آمد تا درباره اجرای یادداشت تفاهم امنیتی میان دو کشور گفتوگو کند. تهران نیز بار دیگر تأکید کرده است که بغداد و اربیل باید به تعهدات خود عمل کرده و گروهکهای تروریستی تجزیهطلب را خلع سلاح، اخراج یا تحویل دهند.
واقعیت آن است که مسئله صرفاً چند گروهک پراکنده مرزی نیست. طی سالهای اخیر اسناد و گزارشهای متعددی از اتاقهای فکر غربی و صهیونیستی منتشر شده که نشان میدهد روی ظرفیت گروهکهای تجزیهطلب کرد برای ضربه زدن به امنیت ملی ایران حساب ویژهای باز شده بود. در گزارشهای رسانههای اسرائیلی درباره دوران ریاست بارنیا بر موساد نیز به تلاشهای گسترده این سازمان برای بهرهگیری از ظرفیتهای تجزیهطلبانه در میان کرد ها بر علیه ایران اشاره شده است.
پیش از این نیز دونالد ترامپ به ارسال حجم بالایی از سلاح برای کردها اعتراف کرده بود و با لحنی گلایهآمیز پرسیده بود: «این تسلیحات اکنون کجاست و چگونه مورد استفاده قرار گرفته است.» اظهاراتی که بار دیگر توجهها را به پروژه مسلحسازی جریانهای کردی جلب کرد. حتی جو کنت، مقام ارشد اطلاعاتی و مدیر مستعفی مرکز ضدتروریسم آمریکا، طرح استفاده از کردها علیه ایران را «خیالپردازی غیرواقعبینانهای که مقامهای اسرائیلی به ترامپ فروخته بودند» توصیف کرد؛ هرچند او نیز بر جایگاه کردها بهعنوان یکی از متحدان واشنگتن تأکید داشت.
از ابتدای جنگ تحمیلی سوم نیز مناطق اقلیم شمال عراق که محل استقرار این گروهکهاست، بهطور مستمر هدف حملات ایران قرار گرفته و این روند حتی در دورههای آتشبس نیز متوقف نشده است. دلیل آن روشن است؛ تهران معتقد است تهدیدی که همچنان فعال باشد، مشمول آتشبس نخواهد شد.
پیام این حملات نیز روشن است؛ پروژه تجزیه ایران نه فراموش شده و نه مختومه. هر مقر منهدمشده، هشداری به حامیان خارجی این جریانهاست که جمهوری اسلامی ایران همچنان این تهدید را زنده و فعال ارزیابی میکند. گروهکهای تجزیهطلب نیز باید بدانند هزینه خیانت به امنیت ملی ایران دیر یا زود از آنها وصول خواهد شد و مقامات و الیگارش های اقلیم کردستان نیز در صورت تداوم میزبانی یا همراهی با این جریانها، از تبعات امنیتی این انتخاب مصون نخواهد ماند.
