درگیریهای هفته گذشته در محدوده تنگه هرمز و خلیج فارس اگرچه به آغاز یک جنگ تمامعیار منتهی نشد، اما بیتردید پرتنشترین روزهای دوران آتشبس موقت را رقم زد. سلسله حملات محدود آمریکا، پاسخهای شدیدتر ایران و افزایش تلفات و خسارات طرف مقابل، نشان داد نبرد اصلی نه در میدان جنگ کلاسیک، بلکه در «منطقه خاکستری» در جریان است.
آنچه طی روزهای گذشته در آبها و آسمان جنوب کشور رخ داد، بیش از آنکه مجموعهای از درگیریهای پراکنده باشد، نشانه ظهور یک الگوی جدید در رفتار آمریکا و رژیم صهیونیستی بود؛ الگویی مبتنی بر ضربههای محدود اما مستمر. از همین رو نیز سلسله رخدادهای هفته گذشته را باید نه در چارچوب یک تنش مقطعی، بلکه در قالب تلاش برای تثبیت یک وضعیت فرسایشی و آزمودن خطوط قرمز ایران ارزیابی کرد.
بامداد سهشنبه ۵ خرداد، نخستین حلقه این زنجیره تنش شکل گرفت. سنتکام رسماً به حمله علیه یک سایت پدافندی در کنار پایگاه شکاری بندرعباس اعتراف کرد. این حملات، با پاسخ فوری ایران روبهرو شد. سپاه پاسداران از سرنگونی یک فروند پهپاد MQ-9 خبر داد و اعلام کرد یک پهپاد RQ-4 و یک جنگنده F-35 نیز پس از مواجهه با پدافند ایران ناچار به فرار از منطقه شدند. سحرگاه چهارشنبه، بار دیگر صدای انفجار در شرق بندرعباس و حوالی تنگه هرمز شنیده شد. همزمان گزارشهایی از تلاش شناورها برای عبور بدون هماهنگی از تنگه و عقبنشینی آنها پس از واکنش نیروهای ایرانی منتشر شد. نکته قابل تأمل آن بود که واشنگتن ضمن پذیرش اصل حملات، مدعی شد این اقدامات «نقض آتشبس» محسوب نمیشود؛ همان فرمول خطرناکی که پیشتر رژیم صهیونیستی در لبنان و سوریه دنبال میکرد؛ حمله مستمر بدون پذیرش رسمی جنگ. هدف این راهبرد روشن است؛ کشاندن ایران به وضعیت موسوم به «منطقه خاکستری».
آزمون اراده ایران
آنچه طی روزهای اخیر رخ داد بیش از آنکه یک عملیات نظامی باشد، تلاشی برای آزمودن اراده سیاسی و نظامی ایران بود. اما پاسخ تهران، معادله مورد نظر طراحان این سناریو را برهم زد. ساعاتی پس از حمله آمریکا، پایگاه هوایی مبدأ عملیات در منطقه کویت هدف موشکهای ایرانی قرار گرفت. اکنون گزارش اختصاصی بلومبرگ تأیید کرده است که در جریان این حمله دستکم پنج نظامی آمریکایی زخمی شدهاند. همچنین یک فروند MQ-9 به طور کامل نابود و یک پهپاد دیگر نیز به شدت آسیب دیده است. این روند بامداد شنبه ۹ خرداد نیز ادامه یافت؛ زمانی که پدافند هوایی ارتش در منطقه قشم یک فروند پهپاد «اوربیتر» آمریکایی-صهیونیستی را رهگیری و منهدم کرد. مرور رخدادهای هفتههای اخیر تصویر روشنی ارائه میدهد؛ انهدام دو فروند MQ-9 در آسمان ایران، نابودی یک MQ-9 دیگر در یمن، سرنگونی چندین پهپاد اوربیتر، رهگیری و فراری دادن RQ-4 و F-35 و همچنین گزارشهایی از اعلام وضعیت اضطراری برای جنگندههای متجاوز، همگی نشان میدهد رینگ پدافندی جنوب کشور نه تنها ترمیم شده بلکه نیروهای مسلح ایران آمادگی خود را برای برخوردی سختتر با هرگونه ماجراجویی زیر آستانه جنگ به نمایش گذاشته است.
تجربه عقب نشینی ترامپ در میانه جنگ
نمونه دیگری از کارآمدی راهبرد افزایش هزینه و پاسخ متقابل را میتوان در واکنش آشفته و عقبنشینی دونالد ترامپ پس از حمله ایران به پالایشگاه بزرگ راسلفان قطر مشاهده کرد. حملهای که در پاسخ به هدف قرار گرفتن بخشی از تأسیسات پارس جنوبی انجام شد و بلافاصله رئیسجمهور آمریکا را وادار کرد در موضعی تدافعی، از حمله اسرائیل به پارس جنوبی اعلام بیاطلاعی کند. ترامپ در توئیتی کمسابقه نهتنها تأکید کرد «آمریکا از این حمله مطلع نبوده» بلکه با عجله تلاش کرد قطر را نیز از هرگونه مسئولیت مبرا نشان دهد و همزمان وعده داد «حمله دیگری به پارس جنوبی انجام نخواهد شد» . این موضعگیری، بیش از هر چیز نشان داد که وقتی پاسخ متقابل از سطح هشدارهای سیاسی فراتر رفته و هزینههای واقعی برای طرف مقابل و متحدانش ایجاد میکند، زنجیره تصعید تنش که دشمن طراحی کرده بود متوقف میشود و جای خود را به تلاش برای مهار بحران و عقبنشینی از مواضع قبلی میدهد؛ رفتاری که با ادبیات تهدیدآمیز و لفاظیهای همیشگی ترامپ فاصلهای معنادار داشت.
تجربه لبنان نیز مؤید همین واقعیت است که راهبرد «منطقه خاکستری» تنها زمانی متوقف میشود که هزینه تجاوز از منفعت آن بیشتر شود. طی ماههای گذشته، رژیم صهیونیستی بارها با حملات محدود و مستمر به خاک لبنان کوشیده است وضعیتی مشابه آنچه امروز آمریکا در خلیج فارس دنبال میکند را تثبیت کند؛ یعنی تجاوز بدون جنگ و فشار بدون پرداخت هزینه. از همین رو، همانگونه که ایران در برابر حملات آمریکا و اسرائیل در جنوب کشور با پاسخهای مستقیم، موشکی و پدافندی مانع عادیسازی تجاوز شد، در لبنان نیز باید همین اصل مورد پیگیری قرار گیرد.
پیام فاتح؛ سکوت آمریکا
در این میان، سکوت معنادار دونالد ترامپ و پیت هگست در قبال حمله موشکی ایران نیز حامل یک پیام مهم است. همان افرادی که با ادبیاتی تهدیدآمیز و اوباش گونه سخن میگویند، اکنون به خوبی میدانند هر خطای محاسباتی میتواند آتش درگیری را به تأسیسات نفتی، گازی و انرژی متحدان آمریکا در منطقه بکشاند. به همین دلیل، پادزهر راهبرد فرسایشی «منطقه خاکستری» چیزی جز قاطعیت، بازدارندگی فعال و افزایش هزینه هر تجاوز نیست؛ نسخهای که ایران در روزهای اخیر با زبان موشک و پدافند، آن را به نمایش گذاشت. این موضوع جدالی بر سر قواعد بازی آینده منطقه بود. آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی آن هستند که تجاوزات زیر آستانه جنگ که در ادبیات روابط بین الملل به انجماد و وضعیت خاکستری معروف است را به یک واقعیت پذیرفتهشده تبدیل کنند. افزایش هزینه تجاوز. از بندرعباس تا قشم و از خلیج فارس تا پایگاههای آمریکایی منطقه، پیام واحدی مخابره میکند دوره حمله بدون هزینه به پایان رسیده است.
