در روزگاری که بسیاری از آثار نمایشی، با پایان تیتراژ از یاد میروند، بعضی نامها و آثار هستند که سالها در حافظه جمعی میمانند. داوود میرباقری از همین نامهاست.
میرباقری در ایران -که بهشت «فیلمنسازان» همیشه مدعی و غرغرو است- همواره چند سروگردن از همه بالاتر بوده و دههها در سکوت و کمال نجابت فعالیت کرده است. دستاوردهای هنری او به قدری بوده است که تنها میرباقری است که میتواند از «جبر جغرافیایی» بگوید، چرا که میرباقری در سطح بزرگترین تاریخیسازان جهان است و میتوانست نویسنده و کارگردان عظیمترین پروژههای سینمای جهان باشد.
دلیل ماندگاری میرباقری را فقط در موضوع آثارش نباید جستوجو کرد. تاریخ، مذهب و حماسه پیش و پس از او هم دستمایه آثار بسیاری بودهاند. آنچه میرباقری را متمایز میکند، نگاه او به درام است؛ نگاهی که متن را جدی میگیرد، شخصیت را جدی میگیرد و برای کلمه حرمت قائل است.
در آثار او دیالوگ صرفاً وسیلهای برای انتقال اطلاعات نیست. کلمات هویت دارند، وزن دارند و از دل شخصیتها بیرون میآیند. وقتی شخصیتی در جهان میرباقری سخن میگوید، احساس میکنیم سالها با آن زبان زیسته است. به همین دلیل است که بسیاری از دیالوگهای آثارش پس از سالها همچنان در ذهن مخاطب باقی ماندهاند.
میرباقری جهان اثرش را از نخستین واژه تا آخرین قاب میشناسد. در «امام علی(ع)»، «معصومیت از دست رفته» و «مختارنامه»، بیش از آن که با بازسازی تاریخ روبهرو باشیم، با بازآفرینی انسان مواجهیم.
داوود میرباقری با آثارش به نسلی از مخاطبان یادآوری کرد که میتوان اثری پرمخاطب ساخت و در عین حال شأن زبان فارسی و هنر را حفظ کرد. میتوان روایت را جذاب پیش برد و در عین حال از عمق و اندیشه غافل نشد. او نشان داد که شکوه یک اثر تاریخی فقط در دکورهای عظیم و صحنههای پرهزینه نیست؛ در قدرت روایت است، در شناخت انسان است و در تسلط بر زبان.
وقتی از داوود میرباقری سخن میگوییم، فقط از سازنده چند اثر موفق حرف نمیزنیم؛ از هنرمندی سخن میگوییم که بخشی از حافظه تصویری و روایی چند نسل را ساخته است. دیروز میرباقری شصتوهشت ساله شد؛ فیلمساز بینظیری که مایه افتخار تشیع و انقلاب اسلامی است. عمرش دراز باد.
