سالها تیم رسانهای اصلاحطلبان و بخشی از بدنه سخت اجتماعی آنها با تاکتیک دیگریسازی از رقبای سیاسی و جناحی خود و همچنین ایجاد کمپینهای خوشرنگولعاب انتخاباتی درصدد دوقطبیسازی از جامعه بودند تا از آب گلآلود ماهی بگیرند و خود را فرشتهای در برابر شیطان معرفی کنند. کاخ آرزوی این طیف سیاسی چند سال روی پایههای سست رای سلبی و سوءاستفاده از شکل حضور سلبریتیها در میدان دوام آورد، ولی دیری نپایید که کنترل اوضاع از دستشان خارج شد تا بازیگرانی که برای ایشان تبلیغ میکردند، به آن سوی مرزها فرار کنند. حالا مشاور محترم وزیر فرهنگ پیشنهاداتی دارد که در صورت موافقت وضع از گذشته بدتر خواهد شد.
حسین انتظامی، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و سرپرست وقت سازمان سینمایی در گفتوگو با محمد دلاوری، مجری برنامه اینترنتی «اسپرسو» به درستی عنوان کرد که هنرمندان و بازیگران ساکت در جنگ و همینطور آنها که در همسویی با آمریکا و اسرائیل علیه مردم ایران موضع گرفتند، نباید در آثار سینمایی و تلویزیونی که حکومت بودجه آنها را پرداخت کرده حضور داشته باشند (نقل به مضمون).
او اما در ادامه گفت که خواهان باطل کردن شناسنامه ایرانی این افراد نیست و آنها باید بتوانند در پروژهها و آثاری که پول و بودجهشان را نهادهای غیرحاکمیتی تامین میکنند، به ایفای نقش بپردازند. این استدلال ذهنیت افراد سادهدل را نشانه میرود و در ظاهر کلام به غایت منطقی به نظر میرسد، اما برای فهم این مسئله، باید بیان میان خطوط را مورد بررسی قرار داد. در همین ابتدا باید گفت که مطالبه اظهارنظر از فلان بازیگر یا بهمان هنرپیشه کار درستی نیست و آنها در بیان فکر و ایدهشان آزاد هستند, ولی وقتی تعدادی از این جماعت در هر بزنگاه حساس یا غیرحساس نظام را آماج حملاتشان قرار میدهند به طریق اولی باید در برابر جرائم مشهود و وحشیانه آمریکا و اسرائیل هم موضعی شفاف و جدی بگیرند.
از اینها گذشته، اگر مجموعه وزارت ارشاد بخواهد پیشنهاد حسین انتظامی را عملی کند، دوقطبیها وارد مرحله جدیدی از حیات خود میشوند، زیرا مسئله کار کردن هنرمندان ساکت، منتقد یا هر اسمی که رویشان میگذاریم باید منوط به وجود چیزی تحت عنوان بخش خصوصی باشد، در صورتی که چنین نیست و تقریبا تمام پلتفرمها دستشان در جیب بخش دولتی و حاکمیتی است و آنها نمیتوانند در این زمینه ادعای استقلال داشته باشند. تنها فرق اساسی شبکه نمایش خانگی با صداوسیما در این است که اولی بیش از دومی در پمپاژ غیرطبیعی دوپامین مخاطبان هدفش اقدام میکند و سکوی مناسبی برای قشر خاکستری است؛ وگرنه از نظر منابع مالی بهصورت مستقیم یا با واسطه و غیرمستقیم وابسته به بخشهای حاکمیتی است که اگر چنین نبود اصلا به مرحله صدور مجوز و تولید محتوا نمیرسید.
گویا حسین انتظامی به سبک لیبرالهای حرفهای با مخدوش کردن صورت مسئله در حال گرا دادن به بخشی از هنرورزان، سلبریتیها و حتی مجموعه وزارت فرهنگ است تا آنها را از لاک دفاعی و بحران تصمیمگیری خارج کند. اولین و مهمترین نتیجه این اقدام آن است که هنرمندان نزد بینندگان خود به حکومتی و غیرحکومتی تقسیم میشوند تا جناحهای سیاسی از آنها در مواقع لازم نهایت بهره را ببرند؛ در حالی که در عمل تفاوتی با هم ندارند. حسین انتظامی پیشتر هم با حضور در مناظرهها و برنامههای انتخاباتی از این دست اظهارات شاذ کرده بود، اما باید گفت که این مورد خاص گرهی از مشکلات هنرمندان باز نخواهد کرد.
