رضا کیانیان باز هم روبهروی دوربین نشسته و از «قهر با تلویزیون» صحبت کرده است؛ انگار نه انگار که همین تلویزیون در ۲۵ سال اخیر دست کم در دوازده سریال به او میدان و شهرت داده و از او سلبریتی ساخته است. به ویژه با مختارنامه؛ پروژهای که ویترین رسمی رسانه جمهوری اسلامی بود. حالا سؤال ساده اینجاست: آن موقع که کیانیان در مهمترین پروژههای تلویزیون بازی میکرد و دستمزد میگرفت، تلویزیون ملی بود، اما حالا که دیگر در آن جایگاهی ندارد، شده تریبون «گروه خاص»؟
واقعاً امثال کیانیان هرچه دارند از همین تلویزیون و همین سینمای ایران دارند. نه هالیوودی در کار بود، نه بازار جهانیای که آنها را کشف کرده باشد. این ساختار رسانهای جمهوری اسلامی بوده که از یک چهره معمولی، برند فرهنگی ساخته است. حالا همان آدم نشسته و ژست اپوزیسیون فرهنگی میگیرد؛ آن هم با ادبیاتی پر از خودبزرگبینی و توهم اهمیت تاریخی.
کیانیان میگوید: «من خودم را کوچک نمیکنم». مسئله دقیقاً همین است؛ کسی نیست تا به او بگوید تو هیچوقت آنقدر بزرگ نبودهای که حالا کوچک شدنت معنا داشته باشد. آدمهای واقعاً بزرگ احتیاجی ندارند هر چند جمله یکبار درباره بزرگی خودشان حرف بزنند. باید به او گفت کارنامهات را نگاه کن که پر است از همکاری با طیفهای کاملاً رسمی و حتی منتهیالیه جریان حزباللهی و بازی در پروژههایی که مستقیم با بودجه و سیاست رسمی کشور ساخته شدهاند. بالاخره کجا ایستادهای؟ مسئله چیست؟ اگر آن فضا بد بود، چرا سالها از آن ارتزاق کردی؟ اگر خوب بود، این ژستهای دیرهنگام برای چیست؟
تناقض در رفتار بخشی از سلبریتیهای ایرانی دیگر از حد گذشته است؛ سالها با پول، آنتن و اعتبار رسمی بالا میآیند، بعد وقتی تاریخ مصرفشان به پایان میرسد، ناگهان نقش روشنفکر معترض را بازی میکنند. مشکل اینجاست که مردم حافظه دارند. یادشان هست چه کسانی با همین رسانه مشهور شدند و بعد، در اولین فرصت، به همان نردبانی که از آن بالا رفتند لگد زدند.
