مقاله تازه نشریه آتلانتیک، از عقبنشینی تدریجی آمریکا در پرونده ایران پرده برمیدارد. عقبنشینیای که بیش از هر چیز نشانه تغییر موازنه قدرت به نفع جمهوری اسلامی ایران و افول نقش هژمونیک ایالات متحده در منطقه است.
مقاله آتلانتیک تصویری روشن از افول قدرت ایالات متحده در پرونده ایران ارائه میدهد. تصویری که از نگاه تحلیلگران مستقل، بیش از آنکه «تحلیل» باشد، اعترافی به بنبست سیاستهای تهاجمی واشنگتن است.
در این گزارش، بیان میشود که دولت ترامپ در حال حرکت به سمت پایان جنگ علیه ایران است، جنگی که قرار بود قدرت ایران را از بین ببرد اما ایران در پرتو این جنگ اهرم قدرت جدیدی به نام تنگه هرمز را رونمایی کرد. اما آنچه نویسنده آتلانتیک «پایان جنگ» مینامد، در واقع چیزی جز عقبنشینی تدریجی و پذیرش واقعیتهای جدید منطقهای نیست؛ واقعیتی که در آن محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران ابتکار عمل را در دست گرفتهاند و آمریکا ناچار به تنظیم رفتار خود با شرایط تحمیلی منطقه شده است.
بر اساس همین گزارش، پس از درگیریهای محدود و پرهزینه میان رژیم صهیونیستی و نیروهای منطقهای، واشنگتن نتوانسته اهداف اعلامی خود را محقق کند و اکنون به دنبال توقف درگیریهاست. آتلانتیک به نقل از منابع خود اذعان میکند که تهران نه تنها در برابر فشارها عقبنشینی نکرده، بلکه شروطی قاطعتر از گذشته مطرح کرده است؛ شروطی شامل جبران خسارات، عدم محدودیت در غنیسازی و تثبیت نقش ایران در مسیرهای راهبردی انرژی منطقه.
نکته قابل توجه در این گزارش، پذیرش تلویحی تغییر موازنه قدرت در خلیج فارس است. طبق تحلیل مطرحشده، ایران در حال ایجاد یک سازوکار جدید برای مدیریت عبور و مرور انرژی در تنگه هرمز است. سازوکاری که به کشورها بر اساس روابط سیاسیشان امتیاز میدهد. چنین روندی، در ادبیات غربی «تهدید» خوانده میشود، اما در واقع نشانهای از تثبیت حاکمیت منطقهای ایران بر یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان است.
آتلانتیک همچنین عنوان میکند که کشورهای مختلف از جمله قدرتهای آسیایی و برخی دولتهای منطقهای در حال مذاکره با تهران برای تضمین جریان انرژی هستند؛ امری که به معنای فروپاشی تدریجی سیاستهای تحریمی غرب و حرکت جهان به سمت پذیرش نقش مرکزی ایران در معادلات انرژی است. در چنین شرایطی، ایالات متحده دیگر قادر به اعمال اراده یکجانبه خود نیست و متحدان سنتی آن نیز به سمت تنظیم روابط مستقل با تهران حرکت میکنند.
در بخش دیگری از این گزارش، به نگرانی رژیم صهیونیستی اشاره شده است. نویسنده اذعان دارد که دولت نخست وزیر جنایتکار صهیونیست با نگرانی شدید تحولات را دنبال میکند، زیرا تقویت موقعیت ایران به معنای تضعیف موقعیت امنیتی تلآویو در سطح منطقه است. حتی در این گزارش غربی نیز به صراحت آمده است که رژیم صهیونیستی در آینده بیش از گذشته در انزوا قرار خواهد گرفت و توان اثرگذاری آن بر معادلات منطقه کاهش مییابد.
نکته مهمتر آن است که مقاله آتلانتیک تلاش واشنگتن برای مدیریت افکار عمومی و پنهان کردن ابعاد شکست را نیز برجسته میکند، از جمله احتمال تغییر دستور کار رسانهای و انتقال تمرکز از بحران ایران به موضوعات فرعی دیگر. حتی در برخی محافل موضوع حمله قریب الوقوع امریکا به کوبا مطرح شده است تا این شکست در مقابل ایران را از بین ببرد.
در جمعبندی این گزارش میتوان گفت آنچه در قالب تحلیل غربی ارائه شده، در واقع تصویری از افول هژمونی آمریکا و تثبیت جایگاه جمهوری اسلامی ایران در معادلات راهبردی منطقه است. واشنگتن که روزگاری مدعی مدیریت کامل غرب آسیا بود، اکنون در موقعیتی قرار گرفته که ناچار به پذیرش شروط ایران شده است. روندی که نشان میدهد نظم جدید منطقهای نه بر اساس اراده آمریکا، بلکه بر پایه واقعیتهای قدرت در حال شکلگیری است. واقعیتهایی که ایران در مرکز آن قرار دارد و نقش تعیینکنندهای در آینده انرژی و امنیت جهانی ایفا خواهد کرد.
