آنچه این روزها از «تفاهم موقت» میان تهران و واشنگتن روایت میشود، بیش از آنکه شبیه یک توافق پایدار باشد، به مُسکنی فوری برای مهار بحران انرژی غرب شباهت دارد؛ توافقی که قرار است هرمز را باز کند، نفت را به بازار برگرداند و شوک تابستانی اقتصاد جهانی را عقب بیندازد و سپس با خالی کردن دست ایران از اهرم فشار بار دیگر سایه جنگ را به کشور بازگرداند.
گزارشهای منتشرشده و گمانه زنی های رسانه ای از جمله گزارش آکسیوس نشان میدهد واشنگتن و تهران به تفاهمی موقت نزدیک شدهاند؛ تفاهمی که طبق ادعای منابع آمریکایی، شامل تمدید آتشبس برای ۶۰ روز، بازگشایی تنگه هرمز، توقف بخشی از محاصره بنادر ایران، امکان فروش نفت و آغاز مذاکرات هستهای خواهد بود و البته هیچ نسبتی با شروط اعلامی رهبری معظم انقلاب در خصوص مذاکرات ندارد. اعلام حاکمیت ایرانی بر تنگه هرمز، غرامت جنگ، رفع همه تحریمها، اخذ عوارض، تحویل پولهای مسدود شده، خروج دشمن از منطقه، پذیرش غنیسازی، و ضمانت مدنظر ایران از جمله مواردی است که ایران به شدت باید بر آنها استوار باشد و اگر این موارد در توافق لحاظ نگردد یکبار دیگر خسارت محض به کشور تحمیل شده است.
با این حال نیز اگر از تاکید بر این شروط بگذریم باز هم توافق مورد ادعای رسانههای غربی به شدت به ضرر ایران است. اگر تنگه هرمز باز شود و حدود ۱۵۰۰ کشتی باری، نفتکش و حمل کننده گاز مایع متوقفشده در خلیج فارس بار خود را روانه بازار جهانی کنند، شوک انرژی که قرار بود از ابتدای تابستان اقتصاد غرب را وارد مرحله خطرناک کند، چند ماه عقب خواهد افتاد؟ روشن است که ورود دوباره نفت خاورمیانه به بازار، قیمت بنزین و گاز را پایین میآورد و فشار اقتصادی بر آمریکا و اروپا را موقتاً کاهش میدهد و پس از مدتی دوباره دشمن بر طبل جنگ میکوبد.
اظهارات فاتح بیرول رئیس آژانس بین المللی انرژی نیز دقیقاً همین نگرانی را تأیید میکند. او هشدار داده ذخایر نفت در حال کاهش است و اگر صادرات خاورمیانه به بازار بازنگردد، جهان در ماههای ژوئیه و اوت وارد «منطقه قرمز» انرژی خواهد شد. در چنین شرایطی، طبیعی است که بازگشایی هرمز بیش از هر چیز، به نفع بازارهای غربی باشد.
شواهد نشان میدهد برنامه دشمن برای سه ماه پیش رو شامل این 6مورد است: 1. امضای تفاهمنامه ،۲. آزادسازی عبور نفتکشها از تنگه هرمز،۳. کاهش فوری و شدید قیمت نفت جهانی و انرژی در آمریکا،۴. شارژ مجدد ذخائر راهبردی نفت جهان و ایجاد آمادگی برای ۳ ماه نبرد مجدد، ۵. دبه کردن در مذاکرات نهایی و۶. حمله مجدد به ایران در اوج گرما!
براساس برنامهریزی آمریکا اگر مذاکرات هستهای در این فرصت کوتاه به نتیجه نرسد همان محاصره دریایی، فشار اقتصادی و حمله نظامی بازمیگردد.
همین مسئله این نگرانی را تقویت کرده که آمریکا پس از عبور از شوک انرژی، کاهش قیمت نفت، پایان فصل پرمصرف تابستان، بازسازی سامانههای دفاعی و ترمیم توان آفندی متحدانش، دوباره ایران را به «عدم پایبندی» متهم کند و فشارها و جنگ را آن هم در فصل تابستان ایران از سر بگیرد.
