مراسم دومین سالگرد شهادت شهید حسین امیرعبداللهیان و همچنین یادبود شهادت شهید سیدکمال خرازی در وزارت امور خارجه، میتوانست صحنهای برای بازخوانی یک مکتب باشد؛ مکتب دیپلماسی عزتمند و پیوند خورده با میدان. اما آنچه این مراسم را به واقعهای تلخ و حیرتآور بدل کرد، حضور و سخنرانی محمدجواد ظریف بود؛ فردی که بخش مهمی از کارنامه سیاسیاش نه در تقویت که در تضعیف دیپلماسی منطقهای ایران تعریف میشود.
ظریف همان کسی است که سالها پیش، تحت فشار برخی دولتهای منطقهای و برای ارسال پالس حسننیت به پایتختهای عربی، شهید امیرعبداللهیان را از معاونت عربی و آفریقای وزارت خارجه کنار گذاشت؛ اقدامی که با ناراحتی شدید شهید قاسم سلیمانی همراه شد. چندی بعد نیز همان معاونتی که قلب هماهنگی دستگاه دیپلماسی با میدان و محور مقاومت بود، عملاً منحل شد تا پروژه بزک دشمنان منطقهای کاملتر شود؛ همان کشورهایی که امروز در متن جنگ تحمیلی سوم، عمق دشمنی و نفاقشان آشکارتر از همیشه شده است و حتی در دوران دولت روحانی نیز بدترین میزان روابط را با ایران داشتند.
اکنون همین فرد در جایگاه تمجیدکننده شهید امیرعبداللهیان ظاهر میشود؛ در حالی که در فایل صوتی معروف خود، با لحنی تحقیرآمیز درباره این شهید گفته بود: «امیرعبداللهیان خیلی به دوربین علاقه دارد.» این اظهارنظر از زبان سیاستمداری مطرح میشود که حتی در میان طیفی از حامیان سابقش نیز به خودشیفتگی سیاسی مشهور بود و رفتارهای غیرعادی او در انتخابات ۱۴۰۳ و کمپینهای انتخاباتی پزشکیان، برای افکار عمومی به نمادی از عطش دیدهشدن تبدیل شد.
واقعیت آن است که ظریف هرگز نتوانست سه سال درخشان دولت شهید سید ابراهیم رئیسی و موفقیتهای میدانی و منطقهای شهید امیرعبداللهیان را تحمل کند. سکوت ناشی از شرم در برابر کارنامه پرهزینه برجام و دولت روحانی، پس از شهادت رئیسی و امیرعبداللهیان، جای خود را به عقدهگشایی علیه آنان در جریان رقابتهای انتخاباتی داد. همان روحیهای که پیشتر در فایل صوتی گفتوگو با سعید لیلاز نیز خود را نشان داده بود؛ جایی که ظریف حتی از کنایه و حسادت به شهید سلیمانی، این شخصیت تاریخی ایران، ابایی نداشت. فایلی که خود لیلاز اخیرا آن را تلاشی برای ارسال پالس به آمریکا توصیف کرد؛ پالسهایی که البته حتی از سوی دولت بایدن نیز با بیاعتنایی مواجه شد.
ظریف با وجود هیاهوی رسانهای و حمایت لشکر پادوهای توئیتری دولت روحانی، در معادلات واقعی قدرت جهانی و حتی در نگاه غربی ها هرگز فراتر از یک مهره مناسب برای پروژههای مهار ایران معرفی نشد.
