دوران شهید رئیسی را شاید بتوان نقطه پایان «دیپلماسی انتظار یا دیپلماسی التماسی» در ایران دانست؛ دورهای که سیاست خارجی کشور پس از سالها معطلی در ایستگاه برجام، به سمت جهان غیرغربی چرخید و تهران را به بریکس، شانگهای، اوراسیا و توافقهای راهبردی جدید رساند. این نخستین گزارش از پروندهای سهگانه درباره میراث سیاست خارجی دولت سیزدهم است؛ میراثی که با نام شهیدان رئیسی و امیرعبداللهیان گره خورده است.
در دولت سهساله شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی یک چرخش راهبردی در هندسه سیاست خارجی جمهوری اسلامی رقم خورد؛ چرخشی که رهبر شهید انقلاب، آیتالله سید علی خامنهای(ره)، با تشبیه دوره شهید رئیسی با دوره امیرکبیر، بر اهمیت تاریخی آن مهر تأیید زدند. این گزارش، نخستین بخش از پرونده سهگانهای است درباره سه ضلع مهم سیاست خارجی دولت شهید رئیسی؛ نخست «جهان غیرغربی»، دوم «دیپلماسی در عصر طوفانیالاقصی» و سوم «مهار تحریم و فشار». ضلع اول اما شاید مهمترین آنها باشد؛ جایی که دولت سیزدهم تلاش کرد دیپلماسی ایران را از انحصار غرب خارج کند.
پایان «دیپلماسی معطل»
مهمترین ویژگی متمایزکننده دولت رئیسی در میان همه دولتهای پیش و پس از خود، تغییر جهت اساسی در نگاه به ظرفیتهای جهان غیرغربی بود. در حالی که سالهای پایانی دولت روحانی عملاً به انتظار برای احیای برجام و بازگشت شرکتهای غربی سپری شد، دولت سیزدهم راه دیگری را برگزید.
عضویت ایران در بریکس، سازمان همکاری شانگهای و توسعه همکاری با اتحادیه اقتصادی اوراسیا، تنها چند نماد از این چرخش بودند. این اتفاقات در شرایطی رخ داد که در سالهای سرمستی برجام، بسیاری از پلهای ارتباطی با چین و روسیه عملاً تخریب شده بود. محمدجواد ظریف خود در اعترافی دیرهنگام اذعان کرده بود: «با خوشخیالی، دوستان دوران سختی را در سراب طمع سرازیر شدن شرکتهای غربی از خود رنجاندیم؛ اتفاقی که اگر نمیافتاد نه دوستان دوران سختی رهایمان میکردند و نه به فشار حداکثری ترامپ مواجه میشدیم.» دولت رئیسی اما درست از همان نقطهای آغاز کرد که دولت قبل آن را رها کرده بود؛ ترمیم مناسبات با شرق و توسعه پیوندهای راهبردی با قدرتهای غیرغربی.
بریکس،شانگهای و اوراسیا
نماد روشن این تغییر، عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای بود؛ رخدادی که پیشتر دولتمردان حسن روحانی آن را مشروط به پذیرش FATF و برجام معرفی میکردند. اما تنها در هفتههای ابتدایی دولت سیزدهم و همزمان با حضور آیتالله رئیسی در اجلاس شانگهای، مسیر عضویت ایران هموار شد. این اتفاق در حالی بود که پیش از این علی خضریان، نماینده مجلس، فاش کرد که وزیر خارجه دولت دوازدهم در نامهای FATF را مانع عضویت ایران در شانگهای معرفی کرده بود؛ نقل قولی از ظریف که به گفته خضریان «صرفاً برای پیشبرد اهداف سیاسی جریان غربگرا» مطرح شده بود. رسانههای اصلاح طلب نیز هر روز برای وابسته کردن مسائل کشور مدعی وابسته بودن مساله پیوستن به شانگهای به رفع تحریم ها بودند. روزنامه شرق با تیتر شانگهای در گرو FATF به این ادعا دامن میزد. احمد شیرزاد استاد اصلاح طلب دانشگاه در گفتوگو با رسانههای نزدیک به دولت این عضویت را وابسته به حل مشکل تحریمها و FATF معرفی میکرد. حشمت الله فلاحت پیشه از غربگرایان نزدیک به دولت روحانی نیز راه حل پیوستن به شانگهای را تنش زدایی میدانست و مدعی بود کشورهای عضو شانگهای بدون تنش زدایی و حل مساله برجام و FATF حاضر نیستند خود را به دردسر بیاندازند!
پایان ادعای نمیشود و نمیتوانیم
اما برخلاف این ادعاها ایران در دولت سیزدهم عضو رسمی شانگهای شد. شهید رئیسی بعدها در توضیح این تغییر فضا تصریح کرد: «بعضیها پیوستن کشور به سازمان شانگهای را متوقف بر پذیرش FATF کرده بودند… اما کشورهای همسایه و دوست ما دیدند که دیگر توجه ما صرفاً به غرب نیست و ارتباط با همسایگان و کشورهای منطقه اولویت سیاست خارجی ایران شده است.»
عضویت ایران در شانگهای آنقدر برای غربیها گران تمام شد که«دنیس راس»، مقام ارشد سابق امریکایی در این خصوص نوشت: «اکنون ایران عضو دائم سازمان شانگهای است. چیزی که از مدتها پیش به دنبال آن بود. سرانجام روسیه و چین این امکان را فراهم کردند.» این مقام سابق امریکایی در ادامه تاکید کرد که «ایران با چرخش به سمت شرق قادر خواهد بود از فشارهای ایالات متحده در امان بماند.»
رسانه امریکایی بلومبرگ در تحلیل این رویداد مهم نوشت: «عضویت ایران در این باشگاه رو به رشد اوراسیایی که هدایت آن بر عهده چین و روسیه است به تهران برای رفع تحریم های امریکا کمک خواهد کرد». شبکه فرانس۲۴ نیز عنوان کرد: جمهوری اسلامی ایران با استقبال از عضویت دائم در سازمان همکاری شانگهای، آن را چرخشی به سمت شرق برای دسترسی به بازارهای جهانی و مقابله با تحریم های سخت غرب می بیند.
ظریف و گره زدن کشور به غرب
الگوی نگرش متوازن به جهان در ماجرای اجرای سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین نیز تکرار شد. ظریف در ماههای پایانی حضورش در وزارت خارجه مدعی شده بود اجرای این سند بدون برجام، رفع تحریمها و FATF ممکن نیست. وی گفته بود: «مهمترین نیاز برای اجرای سند ایران و چین، اجرای برجام، رفع تحریمها و اف ای تی اف است و بدون حل اینها این سند هم به جایی نمیرسد.» اما دولت سیزدهم، بدون تحقق هیچیک از آن شروط، اجرای عملی توافق را آغاز کرد. این اتفاق، در عمل یک گزاره مهم را اثبات کرد؛ بسیاری از «گرههای لاینحل» معرفیشده، نه محصول تحریم، بلکه نتیجه نگاه معطل و شرطیسازی سیاست خارجی بود. در ادامه همین مسیر، دولت رئیسی زمینه پیوستن ایران به اتحادیه اقتصادی اوراسیا را نیز فراهم کرد؛ روندی که پس از شهادت ایشان و در ماههای ابتدایی دولت چهاردهم به نتیجه رسید.. یکی از مهمترین جلوههای چرخش دولت شهید رئیسی به جهان غیرغربی، تایید عضویت رسمی ایران در اجلاس ژوهانسبورگ بریکس بود؛ این اتفاق در شرایطی رخ داد که بریکس اکنون سهمی بیش از گروه هفت در تولید ناخالص جهانی بر مبنای برابری قدرت خرید دارد.
