سفر پرهیاهوی ترامپ به پکن آینهای بود مقابل صورت جریان غربزدهای که سالها ایران را از فرصتهای طلایی جهان غیرغربی محروم کرد. همانهایی که رابطه با قدرتهای نوظهور را معطل چند لبخند آمریکایی و اروپایی نگه داشتند، حالا باید توضیح دهند چرا ترامپِ ضدچین، دست سرمایهداران آمریکایی را گرفت و به دروازه اژدهای زرد رفت.
متن سفر اخیر ترامپ به پکن، فراتر از عکسهای تشریفاتی، یک اعتراف بزرگ تاریخی را فریاد زد؛ جهان تغییر کرده و آمریکا دیگر آن آمریکای قوی دوران ریگان نیست. مردی که سالها چین را به باد انتقاد میگرفت، اینبار با هیئتی از بزرگترین شرکتها و غولهای سرمایهداری آمریکایی راهی پکن شد و با ادبیاتی کمسابقه از همکاری با چین سخن گفت. این تصویر، دقیقاً همان چیزی است که تفکر عقبمانده برجامی در ایران سالها حاضر به فهم آن نبود. این تصویر، آیینهای مقابل جریان غربگرای داخلی گذاشت؛ جریانی که سالها رابطه با قدرتهای غیرغربی را قربانی توهم رابطه با آمریکا و اروپا کرد.
سراب برجام و غفلت از شرق
نمونه روشن این خسارت راهبردی، ماجرای توافق ۲۵ ساله ایران و چین بود. زمانی که شی جین پینگ به تهران سفر کرد، فرصت کمنظیری برای تثبیت یک شراکت اقتصادی و ضدتحریمی میان دو کشور به وجود آمد؛ فرصتی که میتوانست بخش مهمی از ظرفیتهای اقتصادی و سیاسی را فعال و حضور سرمایهگذاری چینی در اقتصاد ایران را تقویت کند. اما دولت حسن روحانی و همان حلقه فکری که امروز نیز بخشی از آن در دولت پزشکیان اثرگذار است، این توافق را سالها معطل نگه داشتند؛ چرا که چشم به سیب و گلابیهای برجام دوخته بودند.
در همین زمینه حشمتالله فلاحتپیشه که آن زمان نماینده مجلس بود ماجرای دلخوری چینیها را فاش کرد و گفت: «در زمان آقای روحانی نوعی رنجش نزد چینیها پیش آمد، چرا که مدعی بودند در زمان تحریم به ایران کمک کرده و مناسباتشان را با ایران گسترش دادند. رنجش آنان طوری بود که عملا امکان سفر آقای روحانی به چین فراهم نشد. منتها بحث قرارداد راهبردی بین ایران و چین، ایران و روسیه در قالب نگاه به شرق از قدیم مطرح شده بود، بعد از خروج از برجام این بحث طرفداران جدی پیدا کرد و به یک بحث با اولویت تبدیل شد.»
مجید شاکری کارشناس اقتصادی میگوید: «پیغامی که با وضوح بالا در آن دوره یعنی پس از برجام از ناحیه دولت آقای روحانی به چین رفت این بود که ما به شما نیازی نداریم و چشمآبیها دارند به ایران میآیند. فرصت بسیار مهمی از دست رفت و ایران طوری درخواست چین را پس زد که همچنان سایه دیدار شی جین پینگ و حسن روحانی در تهران بر روابط ایران و چین سنگینی میکند.»
ماجرا از این قرار است که سفر شی جین پینگ به تهران درست در اوج سرمستیهای برجامی حسن روحانی انجام شد؛ دورانی که بخشی از دولت چنان غرق رؤیای سرازیر شدن شرکتهای غربی به ایران بود که پیشنهادهای راهبردی چین برای گسترش همکاریهای بلندمدت، آنگونه که باید مورد استقبال قرار نگرفت و حتی در پروتکل تشریفاتی سفر نیز بدرقه رئیسجمهور چین توسط یک وزیر انجام پذیرفت.
اخراج فاجعهبار چینیها از ایران
بعدها بسیاری از مطلیعن فاش کردند هیات پرتعداد چینی اساسا مورد توجه ایران قرار نگرفت. حسین انتظامی معاون وزیر ارشاد دولت روحانی در خصوص یکی از ابعاد این بی توجهی نوشت: « در سال ۱۳۹۴ همین جناب شیجینپینگ، در صدر هیئتی به ایران آمد. در آن هیئت پر تعداد چندین مدیر رسانهای هم بودند؛ نه به عنوان زینتالمجلس یا مخابره خبرهای رئیس، بلکه برای جلسات کاری با همتایان خود و تعریف و گسترش همکاریها. هرچند متاسفانه طرف ایرانی نتوانست خوشهچینی مناسب کند اما آنان با جلسات جدی با مدیران رسانهای نشان دادند که قدرت نرم را فهم کردهاند.»
مجیدرضا حریری رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین نیز در خصوص لغو یک طرفه قراردادهای اقتصادی با چینیها در دولت روحانی میگوید: «بین سالهای 94 تا 96 دولت مشغول برجام بازی بود و از خیلی از جاهای دیگر مثل چین غافل بود. خوشبینانه به چینیها میگفتند باید آخر صف بایستید. اینکه وقتی توتال به ایران میآید ما شرکتهای نفتی چینی را فراموش میکنیم و در زمان آقای زنگنه قراردادهای آنها را یک طرفه لغو میکنیم حتما باعث آزرده خاطر شدن چینیها میشود. رفتار ما با چینیها بعد از برجام اصلا شایسته نبود.»
نتیجه این خوشخیالی نیز سالها بعد حتی از زبان محمدجواد ظریف بهنوعی مورد اعتراف قرار گرفت؛ آنجا که در گزارش پایانی خود درباره برجام نوشت: «اگر درباره ضرورت برقراری توازن در همکاری با شرق و غرب اجماع وجود داشت و برخی در «سراب» ورود شرکتهای غربی دوستان دوران سختی را از خود نمیرنجاندند، آن کشورها نیز ایران را در دوران فشار و تحریم تنها نمیگذاشتند.»
امتیازهای یکطرفه به نام اعتمادسازی
این نگاه خسارتبار فقط به چین محدود نشد. در جریان مذاکرات برجام نیز تیم ظریف، با وجود مخالفت صریح چین و روسیه با تمدید تحریم تسلیحاتی ایران، این محدودیت را پذیرفت. در حالی که پکن و مسکو تأکید داشتند ایران نباید چنین امتیازی بدهد، تیم مذاکرهکننده به نام «اعتمادسازی حداکثری» از هر عقبنشینی ممکن دریغ نکرد؛ عقبنشینیهایی که نهتنها غرب را راضی نکرد بلکه طرف آمریکایی را گستاختر کرد. سازوکار عجیب وتوی معکوس مکانیسم ماشه که تنها برای خلع سلاح چین و روسیه در دفاع از ایران شکل گرفته بود نیز از دیگر موارد است.
