چند صباحی از نواختن شیپور جنگ میگذرد. آمریکا و اسرائیل به تمنا و آغوشی که غربگرایان برای ایشان باز کرده بودند، نه گفتند و به کشور ما حمله کردند. این جنگ رهبر عظیمالشان انقلاب اسلامی را از ملت ایران گرفت و صدمات جانی و مالی قابل توجهی را پدید آورد.
در این میان سینما بهمثابه رسانهای قدرتمند و ابزاری که میتواند در جنگ وجودی و شناختی کمکدست مردم و حاکمیت باشد، موضعی کاملا منفعل گرفت و چندان اهمیتی به داستانهای پیرامون جنگ رمضان و حتی جنگ دوازدهروزه نشان نداد. این مشکل، یا بهتر است بگوییم «معضل»، به ناکارآمدی سینماگران در مواجهه با تمایل مخاطب و زیست انتزاعی و دور از واقعیت آنها بازمیگردد که در جای خود قابل بررسی است.
اما در زمینه توزیع نیز مسائل و موانع زیادی وجود دارد که باعث میشود انتخاب اعضای شورای صنفی نمایش در بزنگاهها نسبتی با شرایط موجود نداشته باشد. برای نمونه، دو فیلم «تهران کنارت» و «سفر به لیمونیا» از چهارشنبه 23 اردیبهشت وارد چرخه اکران میشوند.
تهران کنارت، دومین اثر سینمایی «علی بهراد» پس از «تصور» است. این فیلم سال قبل در بخش نمایشهای ویژه فستیوال کارلوویواری اکران شد و از مدتها پیش متقاضی پخش در سینمای ایران بود. تصور به عنوان فیلم اول این کارگردان سال 1402 اکران شد و به فروشی کمتر از 2 میلیارد تومان در آن سال دست یافت که یک شکست برای کارگردان و سرمایهگذار به حساب میآید.
حال چه شده که این تهران کنارت، دومین فیلم سینمایی بهراد در این زمان برای پخش از سینما درنظر گرفته شده است؟ مورد دوم مربوط به «سفر به لیمونیا» است. این اثر در دسته آثار کودک و نوجوان طبقهبندی میشود.
با نگاهی به خلاصه داستان این فیلم، ترکیب بازیگران و طراحی پوستر بدسلیقه آن میتوان فهمید که با چه اثری طرف خواهیم بود. فیلم بهاصطلاح برای گروه سنی کودک و نوجوان است، اما اگر با خودمان صادق باشیم باید بگوییم که سفر به لیمونیا تفاوتی با آثار شانه تخممرغی ندارد و در دوران سیطره بهترین انیمیشنها و همینطور آثار خوبی که برای کودکان تاکنون تولید شده، گزینه مناسبی برای اکران نیست.
