رسانههای غربی سالها ایران را متهم میکردند که در نبرد افکار عمومی، زبانی قدیمی، رسمی، خشک و کماثر دارد؛ زبانی که نمیتواند با نسل شبکههای اجتماعی ارتباط بگیرد و در میدان روایتسازی جهانی عرضاندام کند. حالا اما گزارش تازه والاستریت ژورنال، تصویر متفاوتی ارائه میدهد. این روزنامه آمریکایی در گزارشی مفصل توضیح داده که چگونه گروهی از تولیدکنندگان محتوای نزدیک به ایران، با استفاده از هوش مصنوعی، میمهای اینترنتی و ویدیوهای کمدی، توانستهاند توجه کاربران جهانی را جلب کنند و حتی بخشی از فضای رسانهای آمریکا را تحت تأثیر قرار دهند. اعتراف رسانهای مانند والاستریت ژورنال به موفقیت محتوای دیجیتال ایرانی، بیش از هر چیز نشان میدهد که نسل جدید فعالان رسانهای ایران، زبان جدید جنگ روایتها را بهتر از گذشته درک میکنند.
سالها بود که تصویر رسانهای ایران در ذهن بسیاری از تحلیلگران غربی، محدود به بیانیههای رسمی، ادبیات به اصطلاح ایدئولوژیک و روایتهای کلی سیاسی میشد. مدلی از ارتباط که اگرچه در داخل کشور مخاطبان خاص خود را داشت، اما در بیرون از مرزها کمتر میتوانست با نسل جدید کاربران شبکههای اجتماعی ارتباط برقرار کند. حالا اما به نظر میرسد ورق تا حدی برگشته است. گزارش اخیر والاستریت ژورنال درباره ویدیوهای وایرال و هوش مصنوعیِ نزدیک به ایران، بیش از هر چیز نشان میدهد که فعالان رسانهای ایرانی توانستهاند زبان جدید فضای مجازی را یاد بگیرند و روایت سیاسی را وارد میدان طنز، میم و فرهنگ اینترنت کنند؛ زمینی که تا همین چند سال پیش در انحصار رسانههای غربی به نظر میرسید.
آنچه والاستریت ژورنال درباره فعالیت رسانههایی نظیر «Explosive Media» روایت میکند، صرفاً ماجرای چند ویدیوی سرگرمکننده نیست. اصل قصه به تغییر رویکردی بازمیگردد که سالها در فضای رسانهای ایران محل بحث بود. این که پیام سیاسی و اجتماعی تا چه اندازه باید رسمی، مستقیم و خطابهگونه باقی بماند و از چه نقطهای میتواند به زبان مردم نزدیک شود. حالا گروهی از تولیدکنندگان محتوای ایرانی، با استفاده از هوش مصنوعی و فرمهای آشنا برای نسل اینترنت، همان روایتها را در قالبی تازه بازتولید میکنند؛ قالبی که هم قابلیت وایرال شدن دارد و هم میتواند مخاطب غربی را درگیر کند.
در گزارش والاستریت ژورنال آمده که ویدیوهای لگویی درباره ترامپ، نتانیاهو و تحولات منطقه، میلیونها بازدید گرفتهاند و حتی حسابهای رسمی سفارتخانههای ایران نیز وارد همین فضا شدهاند. نکته جالب ماجرا آنجاست که رسانه آمریکایی با وجود نگاه انتقادیاش، ناچار میشود به یک مسئله اعتراف کند؛ این که سازندگان این محتواها، فرهنگ عامه غرب، شوخیهای اینترنتی و حساسیتهای سیاسی جامعه آمریکا را بهخوبی میشناسند و دقیقاً روی همان نقاط دست میگذارند.
این تغییر، بیشباهت به تحولی نیست که سالها قبل در برخی قالبهای رسانهای ایران رخ داد؛ زمانی که زبان خشک و رسمی خبر، آرامآرام جای خود را به روایتهای سریعتر، طعنهآمیزتر و مردمیتر داد. تفاوت فقط در مقیاس میدان است. آن روز مخاطب، بیننده داخلی تلویزیون بود و امروز، کاربر جهانی شبکههای اجتماعی است؛ کاربری که حوصله شنیدن شعار ندارد، اما با یک میم یا ویدیوی کوتاه، ساعتها درگیر یک روایت سیاسی میشود.
والاستریت ژورنال از این وضعیت با نگرانی یاد میکند و آن را بخشی از «جنگ اطلاعاتی» ایران میداند، اما ناخواسته به واقعیتی مهم اشاره میکند؛ این که ایران بالاخره توانسته بخشی از قواعد نبرد رسانهای جدید را یاد بگیرد. موفقیتی که بیش از هر چیز، حاصل خلاقیت نسل جوان، شناخت فضای دیجیتال و جسارت ورود به فرمهای تازه روایتسازی است.
