روزنامه نوبنیاد
روزنامه نوبنیاد
https://nobonyadonline.ir
تاریخ: شنبه، 19 اردیبهشت 1405
ساعت: ۱۲:۵۸
کد خبر: 10042
سیاسی

سکوت، انفعال، اشتباه؛ سه‌گانه نگران‌کننده سیاست خارجی

image 2026 05 08 15 57 47

جنگ، فقط در میدان رخ نمی‌دهد؛ گاهی یک دستگاه تصمیم‌ساز و مجری، می‌تواند با تحلیل‌های اشتباه، سکوت‌های معنادار و اصرار بر مسیرهای شکست‌خورده، هزینه‌ای به مراتب سنگین‌تر از حملات دشمن بر کشور تحمیل کند.

نمونه این مساله مواضع پرخسارت وزیر امور خارجه است. سیدعباس عراقچی باز هم برای چندمین بار اقدام نظامی آمریکا را به دشمن فرضی حواله داد و آن را «خرابکاری» خواند! وی در واکنش به جنایات اخیر آمریکا در خلیج فارس نوشت: هر زمان که یک راه‌حل دیپلماتیک روی میز قرار می‌گیرد، ایالات متحده به‌ یک ماجراجویی نظامی بی‌خردانه رو می‌آورد. آیا این صرفاً یک تاکتیک کور برای اعمال فشار است؟ یا فریب‌کاریِ یک خرابکار است که بار دیگر می‌خواهد رئیس‌جمهور آمریکا را به باتلاقی تازه بکشاند؟

این موضع عراقچی به گونه‌ای است که گویی آمریکا در همه جنایات روزهای اخیر، از ترور رهبر شهید تا کشتار ۵هزار ایرانی و تخریب زیرساخت‌ها مبری بوده و تنها فریب رژیم صهیونی را خورده است.

این مواضع عجیب مثال‌های مختلفی دارد. نمونه واضح این مسئله تحریم های بیشتر، فشار بیشتر و نهایتا جنگی بود که برجام در ده سال به ارمغان آورد. امروز نیز پرسش اصلی افکار عمومی دقیقاً همین است؛ چرا پس از یک سال و یک ماه مذاکره با آمریکا در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، هنوز مردم نمی‌دانند دقیقاً چه مسیری طی شده، چه روندی در جریان است و بر چه اساسی مذاکره می‌شود؟

ملت ایران احساس می‌کند در مسئله‌ای که مستقیماً با امنیت، اقتصاد و آینده آن‌ها گره خورده، نامحرم تلقی شده‌اند. نه تبیین روشنی از رویکرد مذاکره‌کنندگان ارائه شد، نه چارچوب مذاکرات مشخص شد و نه حتی افکار عمومی فهمید خطوط قرمز به چه میزان رعایت شده‌اند. این فضای مبهم، طبیعی است که خاطره تلخ برجام را دوباره زنده کند.

اما نگرانی دیگر، فقط به سکوت محدود نمی‌شود؛ بلکه به حضور همان چهره‌ها و همان تفکراتی مربوط است که کارنامه‌ای مملو از خسارت در پرونده برجام از خود برجای گذاشتند. حضور دوباره افرادی که روزگاری وعده شکوفایی می‌دادند و نتیجه آن چیزی جز تحریم بیشتر، گستاخ‌تر شدن آمریکا و نهایتا دو جنگ در سال دهم برجام نبود، برای افکار عمومی علامتی نگران‌کننده است.

در همین زمینه، سید محمود نبویان، نایب‌رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، اخیرا در پیامی صریح هشدار داد: «با وجود سابقه بدعهدی آمریکا و حضور اصحاب توافق ذلت‌بار برجام در کنار آقای قالیباف در مذاکرات، هیچ امیدی به توافق مطلوب وجود ندارد.» این هشدار نشانه‌ای از نگرانی جدی نسبت به تکرار همان خطاهای راهبردی است که کشور یک بار هزینه سنگین آن را پرداخت کرده است. مسئله سوم اما شاید خطرناک‌تر باشد؛ بستن باب انتقاد. همان نسخه‌ای که از دوران برجام آغاز شد و امروز دوباره شدت گرفته است؛ هر منتقدی با برچسب «نفهمیدن دیپلماسی» حذف می‌شود. عجیب‌تر آنکه حتی اساتید روابط بین‌الملل و فارغ‌التحصیلان برجسته دانشگاهی نیز مانند زمان برجام از این حملات مصون نمانده‌اند. گویی در ذهن برخی، دیپلماسی نه یک حوزه تخصصی قابل نقد، بلکه ملک شخصی یک حلقه محدود سیاسی که در طی 4 دهه کوچکترین پیروزی در این عرصه نداشته اند.

این نگاه بسته، در تحلیل‌های غلط نیز خود را نشان داده است. میثم ظهوریان، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، اخیراً فاش کرد که برخی نهادها از جمله وزارت خارجه اساساً با فعال‌سازی اهرم ژئوپلیتیک تنگه هرمز مخالف بوده‌اند؛ در حالی که اصل حفظ این قدرت، یک مؤلفه بنیادین برای ایران محسوب می‌شود. این همان فهم وارونه‌ای است که دیپلماسی را نه ابزار حفظ دستاورد و  قدرت، بلکه ابزار چانه زنی در زمین طراحی شده توسط طرف مقابل و عقب نشینی تعریف می‌کند.

در کنار این مسائل، انفعال عجیب نمایندگی‌های مهم ایران در خارج از کشور نیز مورد انتقاد قرار گرفته است. در حالی که کشورهای ذره بینی حاشیه خلیج فارس، با وجود نداشتن کوچکترین خسارت غیر نظامی، علیه تهران پیش‌نویس و قطعنامه تهیه کردند و حتی دو بار به دنبال فعال‌سازی ظرفیت‌های فصل هفتم منشور و شورای امنیت رفتند، دستگاه دیپلماسی ایران باوجود اینکه ایران این جنگ را آغاز نکرد، حتی برای تظلم خواهی کودکان میناب، جنایت ورزشگاه لامرد و دیگر جنایات جنگی اخیر نیز اقدام مؤثری همچون تهیه پیش نویس(باوجود وتوی قطعی آمریکا) در شورای امنیت انجام نداد. این مساله نشانه یک ضعف ساختاری در سیاست خارجی کشور است.

واقعیت آن است که مسئله صرفاً حضور یک فرد یا جناح خاص سیاسی نیست؛ بحران اصلی، شکل‌گیری نوعی تفکر معیوب در دستگاه دیپلماسی است؛ تفکری که دیپلماسی را مترادف نرم‌گویی، عقب‌نشینی، عدم استحکام سخن می‌داند.

با همه این احوال، ملت ایران همچنان به جای هر بدخواه به مسئولان خود اعتماد دارند؛ اما طبیعی است که تکرار زمزمه‌های برجامی، تحلیل‌های اشتباه، سکوت‌های مبهم و بازگشت دوباره به همان مسیر شکست‌خورده، نگرانی‌ها را افزایش دهد. اعتماد عمومی سرمایه‌ای است که با شفافیت، اصلاح ساختار و پایان دادن به انحصار فکری در سیاست خارجی حفظ می‌شود؛ نه با بستن دهان منتقدان.

منبع: روزنامه نوبنیاد
کد خبر: 10042
آدرس خبر: https://nobonyadonline.ir/?p=10042