نویسنده: هادی محمدپناه ـ روزنامه‌نگار

روابط ایران و کشورهای اروپایی در سال‌های اخیر، زیر سایه تحریم‌ها، مواضع مداخله‌جویانه و حمایت از سیاست فشار، جنگ و محاصره، به یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های خود رسیده است. این مسئله حتی خود را در تعاملات دیپلماتیک نیز نشان داده است.

به‌عنوان نمونه، بر اساس عرف رایج دیپلماتیک، سفیر جدید پس از ورود به کشور محل مأموریت، معمولاً با وزیر امور خارجه دیدار می‌کند و مقدمات آغاز فعالیت رسمی خود را انجام می‌دهد؛ مرحله‌ای که با تسلیم استوارنامه به رئیس‌جمهور و تکمیل تشریفات مربوطه به پایان می‌رسد. با این حال، برخی سفیران اروپایی حاضر در ایران، با وجود گذشت زمان، این اقدام را انجام نداده‌اند.

با این حال، دستگاه دیپلماسی دولت پزشکیان نه‌تنها اقدام متقابل و معناداری در این ارتباط انجام نداده، بلکه به‌تازگی اتفاقی را رقم زده که منتقدان آن را تکرار حاشیه‌های پیشین در روابط دیپلماتیک می‌دانند؛ حاشیه‌هایی مانند بریدن کیک سالگرد تأسیس دولت سعودی در سفارت ریاض در تهران.

«نوبنیاد» مطلع شده است که سفارت ایرلند در تهران به‌تازگی ضیافتی با حضور شماری از سفرای کشورهای اروپایی برگزار کرده و مجید تخت‌روانچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه، نیز در این نشست حضور داشته است.

برگزاری چنین دیدارهایی در چارچوب روابط دیپلماتیک، فی‌نفسه غیرمعمول نیست؛ اما آنچه این نشست را متمایز می‌کند، به ادعای منتقدان، تلاش برخی از این کشورها برای نادیده گرفتن جایگاه دستگاه دیپلماسی ایران است. حضور معاون سیاسی وزیر امور خارجه در چنین نشستی، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا حفظ کانال‌های ارتباطی با اروپا با مطالبه رعایت متقابل قواعد دیپلماتیک و پاسخ‌گویی درباره اقدامات ضدایرانی همراه است؟

کشورهای اروپایی در سال‌های اخیر فشار بر ایران را افزایش داده‌اند. فرانسه، آلمان و انگلیس سال گذشته سازوکار بازگشت تحریم‌های سازمان ملل را فعال کردند؛ اقدامی که اتحادیه اروپا نیز در پی آن، محدودیت‌های اقتصادی و مالی مرتبط با پرونده هسته‌ای ایران را دوباره برقرار کرد.

در کنار تحریم‌ها، مواضع برخی دولت‌های اروپایی درباره مسائل داخلی ایران و اتهامات امنیتی مطرح‌شده علیه تهران، بارها به احضار دیپلمات‌های کشورمان در قاره سبز انجامیده است. مداخله اروپا در مسائل داخلی ایران و حمایت برخی کشورهای اروپایی از جنگ علیه ایران نیز بارها به احضار سفرای اروپایی به وزارت امور خارجه منجر شده است.

در چنین شرایطی، حضور یک مقام ارشد وزارت امور خارجه در ضیافت با نمایندگان کشورهایی که به ادعای منتقدان حتی عرف دیپلماتیک مربوط به آغاز مأموریت خود در تهران را رعایت نکرده‌اند، پرسش‌برانگیز است. اکنون دستگاه دیپلماسی باید روشن کند که حفظ کانال‌های ارتباطی چگونه با مطالبه رعایت متقابل قواعد دیپلماتیک و پاسخ‌گویی درباره اقدامات ضدایرانی پیوند می‌خورد.

اگر برخی دولت‌های اروپایی در قبال ایران سیاست فشار را دنبال می‌کنند، انتظار می‌رود مناسبات دیپلماتیک نیز با صراحت، مطالبه‌گری و توجه به منافع ملی همراه باشد. ضیافت‌های دیپلماتیک نباید جایگزین پاسخ‌خواهی از دولت‌هایی شود که با تحریم، مواضع مداخله‌جویانه یا اقدامات خصمانه، هزینه‌هایی بر ایران تحمیل کرده‌اند.