نویسنده: پدرام حسینی
در روزهایی که دونالد ترامپ بار دیگر ایران را به نابودی تهدید میکند، مارکو روبیو به تاریخ و هویت ایران اهانت میکند و ترامپ همزمان از احترام به زرادخانه هستهای کره شمالی سخن میگوید، طیفی از الیگارشهای داخل کشور بهجای تقویت قدرت ملی، آدرس عقبنشینی و تسلیم را میدهند. از محمدجواد ظریف تا حسین مرعشی، نسخهای که با ادبیات مصلحتسنجی و جلوگیری از جنگ عرضه میشود، در عمل چیزی جز تسلیم و تحقیر کشور، تضعیف مؤلفههای قدرت ایران و باز کردن مسیر فشار بیشتر آمریکا نیست.
اظهارات تازه این عضو منتسب به خاندان هاشمی رفنسجانی، نمونه روشنی از این رویکرد است. او با خطاب قرار دادن رئیسجمهور، رئیس مجلس، دبیر شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان سپاه و چشم پوشی از جایگاه رهبری میگوید: «مطلقاً حق ندارند هیچ ریسکی را بپذیرند» و تأکید میکند: «هر عقبنشینی تاکتیکی برای حفظ ایران لازم است، باید انجام شود.» مرعشی همچنین غنیسازی و دستاوردهای هستهای را در برابر حفظ ایران قرار میدهد و خواستار امتیازدهی برای جلوگیری از جنگ احتمالی سوم میشود.
جریان برجامی و حلقههای نزدیک به الیگارشی قدرت و ثروت، سالهاست مذاکره و امتیازدهی را راه خروج از بحران معرفی میکنند؛ اما تجربه عراق و لیبی نشان داد که اعتماد به وعدههای قدرتهای غربی و واگذاری مؤلفههای بازدارندگی در عمل منجر به فلاکت چند دهه ای عراق و نابودی آینده لیبی شد. صدام با خلع سلاح و عقب نشینی نتوانست مانع حمله آمریکا به عراق شود. لیبی نیز پس از توافق با غرب و کنار گذاشتن برنامه هسته ای خود، از حمله آمریکا در امان نماند. هیچ تضمینی وجود ندارد که ایران با واگذاری مؤلفههای قدرت، از تهدیدهای آمریکا رهایی یابد؛ همانطور که هیچ دلیلی وجود ندارد که واشنگتن پس از گرفتن امتیازهای امروز، فردا مطالبه تازهای مطرح نکند.
همزمان با انتشار فایل تازه ظریف و تکرار ادبیات عقبنشینی، اظهارات مرعشی نیز پرسش مهمی را پیش میکشد: چرا در بزنگاههای تهدید خارجی، بخشی از چهرههای سیاسی بهجای مطالبه مهار فشار دشمن، اولویت را به محدود کردن ابزارهای قدرت کشور میدهند؟ مرعشی از حفظ ایران سخن میگوید، اما حفظ ایران صرفاً به معنای دور کردن جنگ در کوتاهمدت نیست؛ استقلال، توان دفاعی و جلوگیری از تبدیل شدن کشور به هدف دائمی باجخواهی خارجی نیز بخشی از همین مأموریت است.
پدیده الیگارشهای غیرمصلح در بسیاری از کشورها به این منتهی شده است که منافع شخصی و باندی منجر به نابودی منافع ملی شود. روسیه نیز در سالهای جنگ اوکراین با فشارهای سنگین اقتصادی، تحریم و هزینههای نظامی مواجه بوده است. اقتصاد این کشور از فروپاشی مورد انتظار غرب فاصله گرفت. زیرا روسیه اولین قدم را در اغاز جنگ با برخورد با الیگارش های فاسد شروع کرد. اتفاقی که به نظر میرسد باید در ایران نیز مورد توجه واقع شود.