نویسنده: محمد قربانی
مارکو روبیو در سخنرانی اخیرش، در حالی که در آکروپولیس از «تمدن غرب» و ضرورت حفظ برتری آن سخن میگفت، جنگ خشایارشا با دولتشهرهای یونانی را به بخشی از یک روایت سیاسی درباره تقابل امروز غرب با رقبای خود تبدیل کرد.
روبیو با اشاره به حمله سپاه هخامنشی به آتن در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، ایرانیان را مهاجمانی معرفی کرد که معابد و زیارتگاهها را به آتش کشیدند و آکروپولیس را ویران کردند. او سپس از مقاومت آتنیها در برابر «بزرگترین امپراتوری آن عصر» سخن گفت و این روایت را به ضرورت احیای قدرت و اعتمادبهنفس غرب در جهان امروز پیوند زد.
در واقع، مسئله فقط یک اختلاف تاریخی نیست. روبیو از تاریخ برای ساختن یک پیوستار تمدنی استفاده میکند؛ از یونان باستان تا آمریکا، غرب را وارث یک تمدن واحد معرفی میکند و در برابر آن، رقبای معاصر را در جایگاه «دشمنان و مهاجمان» قرار میدهد. در همین سخنرانی، او ایران را نیز در کنار این تهدیدها قرار داد و از ضرورت مقابله با آن سخن گفت. تورج دریایی، استاد تاریخ و مطالعات ایران در دانشگاه کالیفرنیا، ارواین و یکی از چهرههای شناختهشده ایرانشناسی معاصر، در واکنش به این روایت، مستقیماً سراغ همان نقطه تاریخی رفت.
او خطاب به روبیو یادآوری کرد که حمله خشایارشا به آتن را نمیتوان بدون زمینه تاریخی آن توضیح داد: در سال ۴۹۸ پیش از میلاد، شورشیان ایونی با مشارکت آتن، سارد، مرکز ساتراپی هخامنشیان را به آتش کشیدند و لشکرکشی خشایارشا به آتن در ۴۸۰ پیش از میلاد در چارچوب مجازات و پاسخ به آن رخداد قرار داشت.
دریایی همچنین تأکید کرد که جنگهای ایران و یونان را نمیتوان به شکل سادهشده «شرق در برابر غرب» روایت کرد؛ شاهنشاهی هخامنشی یک امپراتوری جهانی بود که یونانیزبانان نیز در میان اتباع و نیروهای نظامی آن حضور داشتند. اما بخش مهمتر پاسخ دریایی، عبور از تاریخ باستان و رسیدن به تاریخ معاصر است.
او در برابر روایت روبیو از «تهدید شرق علیه غرب» یادآوری کرد که اگر قرار باشد دو قرن اخیر را با منطق تهاجم و اشغال بررسی کنیم، این غرب ــ از بریتانیا و روسیه تا آمریکا ــ بوده که بارها به شرق لشکر کشیده، آن را غارت کرده و در آن حضور نظامی داشته است.
این نکته عملاً روایت تاریخی روبیو را علیه خودش برمیگرداند: اگر حمله نظامی خشایارشا به آتن باید همچنان بهعنوان شاهدی بر «خطر شرق» مطرح شود، پس چگونه میتوان تاریخ مداخلات نظامی قدرتهای غربی در آسیا و خاورمیانه را از حافظه تاریخی حذف کرد؟ اهمیت سخنان دریایی در همینجاست.
روبیو تاریخ را برای مشروعیتبخشی به یک سیاست قدرت در زمان حال احضار کرده است؛ تاریخی که در آن غرب، مدافع تمدن و شرق، مهاجم تصویر میشود.
پاسخ دریایی اما نشان میدهد چنین روایتی تاریخ جنگهای ایران و یونان را سادهسازی میکند و با حذف زمینههای تاریخی و تجربه دو قرن اخیر، مفهوم «تهاجم» را به شکلی گزینشی به کار میگیرد. در این بین واکنش امثال دریایی، بار سکوت دولتمردان ایرانی را به دوش میکشد.
وقتی سیاستمداران آمریکایی جنگ را تمدنی میبینند، باید پاسخی تمدنی از دولتمردان ایرانی بگیرند. اما متاسفانه خبری از چنین واکنشهایی نیست و به نظر میرسد قد برخی مهرههای کلیدی ایران در روزگار اخیر، خیلی کوتاهتر از آن است که نماینده ایران در نزاعی تمدنی باشند.