دونالد ترامپ بار دیگر با ادعای «گفت‌وگوهای سازنده» با ایران، از ادامه محاصره اقتصادی، عبور بی‌سابقه نفت از تنگه هرمز و حمله نکردن به ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر سخن گفته است. اما این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که گزارش‌ها از آماده‌سازی پنتاگون برای یک عملیات سه‌روزه، افزایش تحرکات نظامی و احتمال حمله در هفته‌های پیش رو حکایت دارد. این ادعاها با واکنش کنایه‌آمیز باراک راوید، خبرنگار آکسیوس، مواجه شد؛ کسی که با یادآوری سوابق قبلی ترامپ، فاصله میان اظهارات علنی او و تصمیم واقعی برای جنگ را برجسته کرد.

راوید یادآوری کرد که در ژوئن ۲۰۲۵، پیش از عملیات «چکش نیمه‌شب»، کاخ سفید از تصمیم‌گیری ترامپ ظرف دو هفته برای مذاکرات سخن می‌گفت، در حالی که رئیس‌جمهور آمریکا پیشاپیش تصمیم حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را گرفته بود. همچنین کمتر از ۲۴ ساعت پیش از حملات آمریکا و اسرائیل در 9 اسفند، ترامپ مدعی شده بود هنوز درباره ورود به جنگ تصمیمی نگرفته است؛ حال آنکه مجوز حملات صادر شده بود.

گزارش نیویورک‌تایمز از بررسی گزینه‌های پنتاگون برای کارزاری حدوداً سه‌روزه علیه پایگاه‌های موشکی و پهپادی، زیرساخت‌های انرژی و مراکز فرماندهی نظامی ایران خبر می‌دهد. تصاویر منتشرشده از فرودگاه بن‌گوریون نیز از ورود شمار زیادی هواپیمای سوخت‌رسان حکایت دارد و داده‌های فلایت‌رادار، بنا بر گزارش‌های مورد اشاره، حرکت پی‌درپی هواپیماهای ترابری نظامی گلوب‌مستر آمریکا از آلمان به سوی خاورمیانه را نشان می‌دهد. هم‌زمان، گزارش‌ها از احتمال رسیدن ناوگروه هواپیمابر روزولت به منطقه تا اواخر اکتبر حکایت دارند.

افزایش احتمال حمله تا پایان اکتبر، در صورت صحت ارزیابی‌های منتشرشده، به محاسبه‌ای خطرناک وابسته است: اینکه پاسخ ایران محدود بماند و عمدتاً از مسیر جبهه مقاومت صورت گیرد. اگر واشنگتن و تل‌آویو واکنش تهران را مهارشدنی تصور کنند، ممکن است ضربه‌ای محدود را کم‌هزینه بدانند. اما حملات مستقیم و سنگین ایران به پایگاه‌ها و دارایی‌های آمریکا یا اسرائیل، به‌ویژه با تلفات انسانی بالا، می‌تواند سناریوی ضربه سه‌روزه را به جنگی منطقه‌ای تبدیل کند و محاسبات سیاسی کاخ سفید را برهم بزند.

در چنین شرایطی، ادعای تعویق حمله تا پس از انتخابات آمریکا را نباید تضمینی قطعی تلقی کرد. ترامپ نشان داده در تعهد به اسرائیل گرچه اقدامی منطقی نباشد آن را انجام خواهد داد و ممکن است برای کنترل بازار نفت و جلوگیری از جهش قیمت‌ها پیام آرامش بفرستد و هم‌زمان آخرین تدارک های جنگی را انجام دهد.

واقعیت آن است که وعده ترامپ، با توجه به سابقه فریب پیش از حملات گذشته و شواهد آرایش نظامی، بیش از آنکه سند کنار رفتن گزینه جنگ باشد، بخشی از عملیات روانی واشنگتن است. پاسخ درست به این وضعیت، نه دل‌بستن به وعده‌های لفظی و نه پیش‌گویی قطعی جنگ، بلکه حفظ آمادگی بازدارنده، رصد دقیق تحرکات نظامی و پرهیز از محاسبه بر پایه موضع فردی مانند ترامپ است.