نویسنده: محسن فرهمند
سخنرانی اخیر مارکو روبیو در یونان پردهبرداری آشکار از نگاهی بود که گروه شیطانی حاکم بر آمریکا، یعنی ترامپ و دولتمردان او، به ایران دارند. روبیو در برابر معابد آتن ایستاد و تاریخ ایران را اینگونه روایت کرد:«۴۸۰ سال پیش از میلاد مسیح، سپاهیان ایران و خشایارشا به این شهر رسیدند و نیایشگاههای آن را به آتش کشیدند. آتنیها سنگهای عظیم را از فراز پرتگاهها بر سر متجاوزین ایرانی فرو میافکندند و پیشروی بزرگترین امپراتوری آن روزگار را برای چند روز متوقف کردند. سرانجام شکست خوردند. ایرانیان معابد را غارت کردند، نیایشگاهها را سوزاندند و آکروپولیس را با خاک یکسان کردند.»
روبیو با برجستهکردن واژههایی چون «غارت»، «آتشسوزی» و «خاک یکسان کردن»، هخامنشیان را در جایگاه متجاوزانی وحشی قرار داد تا آتنیها را قهرمان جلوه دهد. روبیو در بخش دیگری از این سخنرانی اهانت بار با اعتراف به عجز غرب در برابر فرهنگ شهادت و ظلم ستیزی ایرانی و با دروغی وقاحت بار در باره انجام عملیات انتحاری توسط کودکان ایرانی اظهار کرد: «در برابر فرهنگ یونانی و غربی ، فرهنگ مرگپرستیِ ایرانیان قرار دارد، آنها کودکانی رو که عملیات انتحاری انجام میدهند، بهعنوان قهرمان ملی معرفی میکنه و مرگ را هدف خود میدانند» توهین روبیو به شهید حسین فهمیده در شرایطی است که ژن کثیف آمریکایی توقع این را داشت که ایران هیچ مقاومتی در برابر مهاجم و حمله کننده به کشور نداشته باشد.
توهمات ماندگار، از ترامپ تا گراهام
این نخستین بار نیست که مقامات دولت شیطانی ترامپ به تاریخ و هویت ایرانی اهانت میکنند. لیندسی گراهام، سناتور به درک واصل شده که رابطه نزدیکی با فرزند شاه مخلوع داشت، پیشتر در برنامه «Fox & Friends» گفته بود:«اگر آزمایش دیانای بدهد، احتمالاً ایرانی از آب درمیآید و این موضوع «وحشتناک» خواهد بود. » گراهام همچنین در اظهاراتی، جنگ را پایاندهنده به «درگیری دوهزارساله با ایران» خوانده بود. این زبان، فراتر از مخالفت با جمهوری اسلامی ، حامل نوعی نگاه خصمانه به مفهوم تاریخی ایران و تمدن ایران است.
ترامپ نیز در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶، صراحت بیشتری به خرج داد. او گفت: « برای ۵۱ سال، ایران با خونریزی و کشتار جمعی حکومت کرده، مرگ و کشتار و هرجومرج را در سراسر خاورمیانه و فراتر از آن پخش کرده است. آنها قلدر خاورمیانه بودند، اما دیگر قلدر نیستند.»
عدد ۵۱ سال در این سخنرانی و نیز در پستهای ترامپ در شبکه «Truth Social» و سخنرانی او در دالاس تکرار شده است. انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ رخ داد و تا سال ۲۰۲۶ حدود ۴۷ سال فاصله دارد. بنابراین، اگر عدد ۵۱ سال را مبنای محاسبه قرار دهیم، مبدأ زمانی مورد اشاره ترامپ به حدود سال ۱۹۷۵ بازمیگردد؛ یعنی دوران رژیم پهلوی. این نکته دستکم نشان میدهد که روایت او از «۵۱ سال رفتار بد» را نمیتوان صرفاً به دوره پس از انقلاب اسلامی محدود کرد. ترامپ بار دیگر در مواضعی اظهار داشت:«ما کشوری داریم که برای ۵۰ سال قلدر خاورمیانه بوده. اگر درست فکر کنید واقعاً ۵۱ سال است، درست است؟ ما ۴ سال است که میگفتیم ۴۷ سال». این اذعان نشانگر این است که او از هر سیاستی که کمی با همسویی 100درصدی با مواضع کاخ سفید نداشته باشد بیزار است.
همین نگاه تمدنستیز در تهدیدهای صریح ترامپ نیز دیده میشود. او در آوریل ۲۰۲۶ در پیامی نوشت: «یک تمدن کامل امشب خواهد مرد، هرگز دوباره باز نخواهد گشت. من نمیخواهم این اتفاق بیفتد، اما احتمالاً خواهد افتاد.» ترامپ بارها تهدید کرده است که آمریکا ایران را به عصر حجر بازمیگرداند؛ جایی که به ادعای او، ایران به آن تعلق دارد. اوپیشتر نیز، پس از ترور سردار سلیمانی، تهدید کرده بود که 52 مکان فرهنگی ایران را هدف قرار خواهد داد و گفته بود: «آنها اجازه دارند مردم ما را بکشند و ما اجازه نداریم به سایت فرهنگیشان دست بزنیم؟»
دشمنی آخرالزمانی
این مواضع حاکمان آمریکا از دو جهت قابل بررسی است. نخست آنکه در نگاه جریان حاکم بر واشنگتن، دشمنی با ایران گاه از چارچوب اختلافات متعارف سیاسی و امنیتی فراتر میرود و به زبانی تمدنی، الهیاتی و آخرالزمانی نزدیک میشود.
تأسفبار آنجاست که برخی در داخل کشور، از جمله در میان مقاماتی همچون پزشکیان و عراقچی و چهرههای برجامی مانند ظریف، همچنان این واقعیت را نادیده میگیرند که ترامپ و اطرافیانش را نمیتوان تاجران معاملهپذیری دانست که با چند امتیاز اقتصادی از مواضع خود عقبنشینی میکنند. حمایت عاشقانه و غیر منطقی ترامپ از اسرائیل و تهدیدهای مکرر علیه ایران که نقد جدی حامیان مهم وی همچون تاکر کارلسون و مارجری تیلور گرین را به همراه داشت، نشان میدهد که ترامپ دشمنی ذاتی و اخرالزمانی با ایران داشته و تنها ساده اندیشی میتواند ترامپ را در قبال ایران تاجر ببیند. بااینحال، در رویکردی که در وفاق قالیباف و پزشکیان بازتاب مییابد، همچنان امضا و تعهد ترامپ «سند پیروزی» معرفی میشود.
وجه دوم ماجرا متوجه کسانی است که همچنان از فرزند شاه مخلوع و وطنفروشیهای او و نوکریاش برای ترامپ و نتانیاهو حمایت میکنند. این جریان یا نمیخواهد یا نمیتواند درک کند که ترامپ با نگاهی نژادپرستانه و تحقیرآمیز به ایران مینگرد و دشمنی را بارها در قالب تعابیری مطرح کرده که دامنه آن از مفهوم جمهوری اسلامی فراتر میرود. تقلیل این خصومت به اختلاف با انقلاب اسلامی و خیالپردازی درباره بازگشت به گذشته ننگین بار پهلوی، راه فرار از واقعیتی است که حتی ادبیات خود ترامپ نیز آن را پیچیدهتر از این توجیهات نشان میدهد.
تهدید تمدنی پشت نقاب مذاکره
از توصیف خشایارشا بهعنوان غارتگر در سخنان روبیو در آتن تا تهدید ترامپ به نابودی یک تمدن کامل، نشانهها از خصومتی فراتر از اختلاف با جمهوری اسلامی حکایت دارد. وقتی رئیسجمهور آمریکا از بازگرداندن ایران به عصر حجر سخن میگوید و حتی محاسبه زمانی ادعاهایش با عمر جمهوری اسلامی همخوانی ندارد، دلبستن به امتیازهای اقتصادی و توافق با واشنگتن، چیزی جز نادیدهگرفتن ماهیت واقعی این دشمنی نیست.