نویسنده: وحید ناظری
همزمان با هفته کودک و نوجوان، بازخوانی منظومه فکری رهبر انقلاب اسلامی نشان میدهد که این حوزه نزد ایشام خط مقدم راهبردی در مهندسی فرهنگی و تقابل هویتی با تمدن غرب به شمار میرود. بررسی دقیق بیانات ایشان در دهههای گذشته -از دیدار مسئولان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در اردیبهشت ۱۳۷۷ تا تذکرهای جدی به اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در آذر ۱۳۹۲ و دیدارهای سالانه با معلمان و دانشآموزان- حاکی از تأکید مداوم بر تکوین شاکله شخصیتی انسان در سنین پایه است. از منظر رهبر شهید، رهاسازی زیستبوم تربیتی کودک، انفعال در برابر واردات بیقاعده محصولات فرهنگی و غفلت از اقتضائات زیباشناختی تولیدات هنری برای کودکان و نوجوانان، زمینهساز تسخیر ذهن و تخریب حس تعلق ملی نسل نو خواهد شد. رویکردی که چاره بنیادین را در ساخت چرخهای کامل و منسجم از تولیدات بومی میداند.
بررسی سیر تاریخی مواضع رهبر شهید آشکار میسازد که مقوله کودک و نوجوان در نگاه ایشان با چهار ستون اصلی تبیین میشود: «شخصیتسازی در سنین پایه»، «زنجیره صنایع فرهنگی و کاراکترسازی»، «بهرهگیری از ظرافتهای دراماتیک هنر» و «پرورش غرور و آگاهی تاریخی». نقطه عطف این رویکرد در بیانات ۲۳ اردیبهشت ۱۳۷۷ خطاب به مدیران و مربیان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نمایان شد.
جایی که ایشان دوران کودکی را سرنوشتسازترین مقطع برای کاشتن بذر فضائل اخلاقی، تعقل و ایمان توصیف کردند. در آن دیدار تصریح شد که انتقال ارزشها نیازمند زبانی فاخر و غیرمستقیم است و نویسندگان و هنرمندان این عرصه باید از برجستهترین نخبگان کشور باشند، چرا که سادهانگاری در تولید آثار داستانی یا نمایشی برای کودک، نقض غرض تربیتی خواهد بود.
توجه توامان رهبر شهید انقلاب به فرم و محتوا در تربیت کودکان و نوجوانان در این مورد بسیار برجسته است. ضلع دوم این اندیشه به وجه انضمامی و اقتصاد فرهنگ مربوط میشود. در دیدار ۱۹ آذر ۱۳۹۲ با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، ایشان با نقد صریح غفلت دستگاههای رسمی از بازار اسباببازی و عروسک، منطق مدرن «کاراکترسازی رسانهای» را صورتبندی کردند.
به تعبیر ایشان، تولید صرف یک اسباببازی بدون خلق پیوست فرهنگی شکست میخورد؛ نمادها و شخصیتهای بومی زمانی در سبد مصرف کودک جایگزین الگوهای وارداتی میشوند که پیشتر در قالب دهها فیلم سینمایی، سریال و انیمیشن جذاب پردازش شده و توانسته باشند کودک را به همذاتپنداری عاطفی بکشانند.
از این دیدگاه، خلأ محصولات داخلی جذاب، بازار را دودستی به برندهای خارجی واگذار میکند. سومین وجه، در دیدارهای مکرر اردیبهشتماه با جامعه معلمان کشور دنبال شده است؛ جایی که آموزش و پرورش موظف به ریشهکنی خودکمبینی فرهنگی میشود. ایشان همواره هشدار دادهاند که ترجمه بدون پالایش کتابهای کودک و مصرف بیرویه پویانماییهای بیگانه، ذهن نوآموزان را با سبک زندگی ناهمگون شرطی میسازد.
از همین رو، تولید محتوای ملی با تکیه بر اساطیر مثبت کهن، دانشمندان معاصر و حماسههای دفاع مقدس، ابزار صیانت از هویت شناختی کودک دانسته شده است. در نهایت، در دیدارهای پیاپی با تشکلهای دانشآموزی-بهویژه در آستانه سیزدهم آبان- نوجوانان کارگزاران فعال فهم تاریخی معرفی میشوند.
توصیه مداوم ایشان به مطالعه تاریخ استعمار و اسناد سیاسی دوران معاصر نشان میدهد هدفگذاری نهایی این منظومه، پرورش نسلی پرسشگر، بااعتمادبهنفس، استعمارستیز و متصل به ریشههای تمدنی است. نسلی که در هیاهوی امواج رسانهای، قطبنمای هویت خود را گم نکند. در منظومه فکری رهبر شهید، فرهنگ کودک یک «زنجیره ارزش تمدنی» است. در این الگو، تقابل با تهاجم غربی با انفعال یا نصیحت سنتی ممکن نیست، بلکه مستلزم فهم دقیق صنعتفرهنگ، سرمایهگذاری بر روایتهای بومی، پیوند محتوا با پویانمایی و صنعت اسباببازی، و ارتقای ذائقه مخاطب بر پایه عقلانیت و زیباییشناسی است.