نویسنده: حسین مرادی

متن یادداشت:

انتشار تصویری از سردار غلامرضا جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور، در حالی که ساعت هوشمند به دست داشت، خیلی زود به یکی از جنجالی‌ترین موضوعات رسانه‌ای تبدیل شد. حساسیت اصلی اما صرفاً به استفاده از یک ابزار هوشمند محدود نماند؛ پاسخ عجیب و غیرمسئولانه او به پرسش خبرنگار درباره مخاطرات امنیتی این ساعت، نگرانی‌ها درباره جدی گرفته شدن پروتکل‌های حفاظتی و امنیتی در سطح مدیران و شخصیت‌های حساس کشور را تشدید کرد.

جلالی در پاسخ به خبرنگاری که درباره ساعت هوشمندش پرسید، گفت: «تلویزیون خونه‌تون هوشمند نیست؟ ما هم عین همون!» خبرنگار بار دیگر پرسید آیا این ساعت هوشمند برای مقامات خطرناک نیست؟ پاسخ رئیس سازمان پدافند غیرعامل نیز عجیب‌تر بود: «الان شرایط جنگ است یا صلح؟ هواپیما پرواز می‌کند یا نه؟ پرواز تهران مشهد می‌رود یا نه؟»

اگر در بالاترین سطح مسئولیت پدافند غیرعامل، تهدیدهای احتمالی ابزارهای هوشمند با چنین استدلالی ساده‌سازی شود، افکار عمومی حق دارد درباره جدیت پروتکل‌های حفاظتی در حفاظت از شخصیت‌ها، مراکز حساس و حتی نیروهای مسلح سؤال داشته باشد. پدافند غیرعامل اساساً برای روز عادی طراحی نشده است؛ فلسفه آن آمادگی برای همان لحظه‌ای است که دشمن از خلأهای امنیتی استفاده می‌کند.

این حاشیه همچنین بار دیگر کارنامه سازمان پدافند غیرعامل را زیر ذره‌بین برده است. منتقدان، عملکرد این سازمان در دو جنگ اخیر را ناکافی می‌دانند و معتقدند جایگاه پدافند غیرعامل باید در ساختار کشور تقویت و مدیریت آن نیز متناسب با تجربه‌های جدید بازتعریف شود. تداوم بیش از دو دهه‌ای ریاست جلالی بر این سازمان نیز اکنون بیش از گذشته این پرسش را پیش کشیده که خروجی این سال‌ها در حوزه‌هایی مانند ایجاد و تجهیز پناهگاه‌های ضدحمله هوایی برای مردم و حفاظت از شخصیت‌ها چه بوده است.

جلالی در سال‌های گذشته بارها کم‌توجهی دستگاه‌های اجرایی به الزامات پدافند غیرعامل را یکی از دلایل ناکارآمدی‌ها عنوان کرده است. اما دو جنگ اخیر نشان داد که نمی‌توان همه کاستی‌ها را به دیگران حواله داد. وقتی تهدیدات پیچیده‌تر شده‌اند، ابزارهای هوشمند به بخشی از میدان جمع‌آوری اطلاعات تبدیل شده‌اند و تجربه جنگ، ضعف‌های حفاظتی را عریان‌تر کرده است، پدافند غیرعامل نیز به مدیریتی دقیق‌تر، به‌روزتر و حساس‌تر نیاز دارد.

نگاهی به سازوکارهای دفاع غیرعامل در رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی نیز نشان می‌دهد که پدافند غیرعامل در آنها به‌عنوان بخشی جدی از معماری امنیت ملی دنبال می‌شود. بنابراین، پس از بیش از ۲۰ سال، تغییر مدیریتی در این سازمان نه یک تابوشکنی، بلکه می‌تواند فرصتی برای بازسازی جایگاه آن باشد؛ سازمانی که قرار است پیش از وقوع فاجعه، خطر را ببیند، نه اینکه پس از وقوع حادثه درباره آن توضیح بدهد.