نویسنده: میلاد آصفری
متن یادداشت:
آنچه امروز به عنوان کارنامه اقتصادی دولت بر همگان عیان است، نتیجه تکرار تلخ سناریویی است که هفت سال پیش به روی صحنه رفت و در نهایت، با یک «خسارت محض» به نقطه پایان رسید.
اردیبهشت ۱۳۹۷ ماه بود که دونالد ترامپ خروج آمریکا از برجام را اعلام کرد. دولت دوازدهم که تمام تخممرغهای سیاست خارجی خود را در سبد مذاکره با آمریکا گذاشته بود، ناگهان خود را در خلأ تصمیمگیری دید اما نرخ دلار منتظر او نماند و با رشد پنج برابری جهش بیسابقهای را رقم زد.
در یک کلام: دولت پیشبینی مناسبی از خروج ترامپ نداشت و اقتصاد گردهزده به خارج را به ورطه فرسایش کشاند. تورم افسارگسیخته، سفره مردم را کوچکتر و سازه اعتماد عمومی به نهاد دولت را به خاک سیاه کشاند و خاطره تلخی از ناکارآمدی روحانی و ظریف در حافظه ملی به یادگار ماند.
اما در همان روزهایی که دولت دوازدهم در باتلاق انفعال اقتصادی دست و پا میزد، مجلس یازدهم با تصویب «قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریمها و صیانت از منافع ملت ایران» گام در مسیری گذاشت که رهبر شهید نیز آن را تأیید کرد و بعدها «نجات از سرگردانی» خواند.
این قانون، اهرمی در اختیار مذاکرهکنندگان برای مقابله با زیادهخواهیهای طرف مقابل به خصوص ایالات متحده بود تا دست خالی در مذاکره را پر کنند و به هر ترتیب که شود، دولت خود را به پایان برسانند. معالاسف دولت چهاردهم نیز از روز نخست، ابرپروژه خود را بر مذاکره با آمریکا بنا نهاد.
آن زمان که مسعود پزشکیان وعده میداد که «میخواهم مردم را از تنگنای تحریمها برهانم»، خیال نمیکرد که در نیمه دوره خود، این ابرپروژه بلایی بدتر از روحانی بر سر او بیاورد. پزشکی که میخواست شهروندان را نجات دهد، خود قربانی مافیایی شد که او را با «سراب مذاکره» فریفته بودند و حالا در جدیدترین مواضع خود اذعان کرده است:«وقتی واشنگتن به آنچه پیشتر نوشته و توافق کرده است عمل نمیکند، برگزاری جلسات جدید هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد».
این دقیقاً همان نقطهای است که دولت روحانی به آن رسیده اما به آن اعتراف نکرد تا رئیس جمهور دیگری از جماعت خود را گرفتار و سرگردانی دیگری بر کشور تحمیل کند. اما این سرگردانی چطور برطرف میشود؟ همانطور که مجلس در دوران انفعال دولت دوازدهم با قانون اقدام راهبردی، کشور را از بنبست خارج کرد، امروز نیز همین نهاد است که باید و میتواند رسالت تاریخی خود را برای خارج کردن ملت از بنبست خودساخته دولت، ایفا کند.
بویژه آنکه رهبر معظم انقلاب «کار و ابتکار مضاعف» را اولین ضرورت نقشآفرینی نمایندگان در «مقطع کنونی» برشمردند. نمایندگان، موظف به بنبستشکنی هستند و مردم نیز چه در خانه و چه در میادین و خیابان، خواستهشان معلوم است. الگوگیری از تجربه موفق مجلس یازدهم، مسیری را برای خروج از انفعال راهبردی بویژه در حوزه سیاست خارجی هموار خواهد کرد.
ملت ایران دیگر تحمل «انفعال راهبردی» تحت هیچ عنوانی — چه برجام، چه جنگ، و چه هر بهانه دیگری — را ندارد؛ ملتی که بیش از هفت ماه است، شبانهروز از انقلاب و هویت ملی خود با جان و مال و خانوادهاش دفاع میکند، از هیچکس «نشد» و «نمیشود» را نخواهد پذیرفت. حالا این «مقطع کنونی»، منتظر است تا قضاوت کند چه کسانی مسئولیت تاریخی خود را درک کرده و براساس آن «اقدام راهبردی» دیگری را به ثمر میرسانند.