نویسنده: علیرضا حیدری
متن یادداشت:
جنگ یمن بار دیگر به صحنهای تبدیل شده که در آن فاصله میان ادعاهای پرطمطراق ریاض و واقعیت میدان بیش از همیشه آشکار شده است. انصارالله در هفتههای اخیر با گسترش عملیات خود در جبهههای جنوبی و جنوبغربی، بهویژه در استان تعز، فشار سنگینی بر نیروهای وابسته به عربستان وارد کرده و خطوط ارتباطی و مواضع این نیروها را هدف قرار داده است. گزارشهای اخیر از درگیریهای گسترده در تعز نیز نشان میدهد که پیشرویهای انصارالله، ریاض و نیروهای همپیمانش را به واکنشهای فوری واداشته است.
پیشروی در تعز، به معنای آن است که انصارالله نیروهای مورد حمایت قطر و ترکیه را کنار زده است. پیشروی و فتح مأرب به معنای از میان رفتن نیروهای مورد حمایت عربستان و سلطاننشینها است.
عربستان طی سالهای گذشته میلیاردها دلار هزینه کرد تا در یمن شبکهای از نیروهای محلی، احزاب و شبهنظامیان وابسته به خود ایجاد کند، اما اکنون برای حفظ همین شبکه، دوباره به سراغ نسخه قدیمی یعنی اجیر کردن مزدور رفته است. تماس ریاض با مشاوران جذب نیرو و بررسی استخدام جنگجویان خارجی از کلمبیا، کشورهای همجوار و نیروهای سابق سوری، در کنار سابقه استفاده از نیروهای سودانی و پیمانکاران نظامی خارجی، تصویر روشنی از این بنبست ارائه میدهد.
همزمان نیز، حملات موشکی یمن به عربستان و هدف قرار گرفتن مخازن و تأسیسات آرامکو در ریاض و اختلال فعالیت فرودگاه بینالمللی ملک خالد بعد دیگری از فشار بر عربستان را نشان میدهد.
به این ترتیب، عربستان از یکسو در میدان یمن برای حفظ نیروهای نیابتی خود با مشکل مواجه است و از سوی دیگر باید هزینه انتقال جنگ به داخل خاک خود و تهدید تأسیسات نفتیاش را نیز بپردازد. مسئلهای که شکنندگی راهبرد نظامی ریاض را آشکار میکند.
طی روزهای اخیر گزارشهایی از حملات هوایی سعودی به تعز منتشر شده که در میان آنها هدف قرار گرفتن خانههای مسکونی و بازار نیز وجود دارد. یک مرکز حقوق بشری یمنی نیز از کشته شدن غیرنظامیان در حمله به یک منزل مسکونی خبر داده است.
در همین چارچوب، واکنش حزامالاسد، عضو دفتر سیاسی انصارالله، به ادعاهای رسانههای سعودی درباره حمله پهپادی به تأسیسات برق مدینه نیز قابل تأمل است. او این ادعاها را ادامه همان روایتی دانست که پس از ناکامی سعودی در بابالمندب، با «پیراهن مکه» و اکنون با «پیراهن مدینه» تلاش میکند شکستهای میدانی را به یک جنگ مذهبی تبدیل کند.
واقعیت آن است که ادامه این مسیر برای عربستان دستاوردی جز فرسایش بیشتر نخواهد داشت. به نفع ریاض است به جای اجرای نسخههای واشنگتن و تبدیل شدن به مجری پروژههای آمریکا در منطقه، واقعیتهای جدید یمن و منطقه را بپذیرد و از مسیری که نتیجه آن تضعیف بیشتر خود عربستان و ناامن شدن منطقه است، دست بردارد.