با وجود حضور بیش از 2000 پرسنل آمریکایی در بغداد و کردستان عراق، آیا میتوان تخلیه برخی پایگاه های امریکایی در عراق را به معنای خروج تلقی کنیم؟ آیا این حجم از پرسنل آمریکایی همچنان باقی خواهند ماند؟
اخراج نظامیان آمریکا از عراق در مهرماه 1405، بهعنوان یک شکست راهبردی برای سیاستهای آمریکا در منطقه به حساب میآید. این اخراج نظامیان آمریکایی در حقیقت خروج نظامی آمریکا از کشورهای منطقه را تسریع میکند و به مقاومت ملتها سرعت میبخشد.
جنگی که آمریکا علیه ملت ایران تحمیل کرد و تابآوری ۱۵ماهه ایران، یکی از عوامل اصلی اخراج نظامیان آمریکا از عراق و جمعشدن پایگاههای نظامی این کشور در منطقه در آینده خواهد بود. این موضوع یک شکست راهبردی برای آمریکاست و یک پیروزی قطعی برای مقاومت در عراق و گام دیگری برای تکمیل سیادت و حاکمیت ملی این کشور است.
البته وقتی از مقاومت در عراق سخن گفته میشود، منظور فقط گروههای مقاومت مسلحانه نیست. اگرچه این گروهها نقش بیبدیل و اساسی دارند. مقاومت، یکپارچگی یک ملت است. پارلمان این کشور، اندیشمندان، مراجع و مردم عراق، همگی با حضور نظامی آمریکا در این کشور مخالفت داشتهاند.
این اخراج نظامیان، به معنای واقعی، یک شکست راهبردی برای آمریکاست. اگر مروری بر تاریخ چند سال گذشته داشته باشیم، میبینیم آمریکاییها که در سال ۲۰۰۳ این کشور را اشغال کردند، قصد خروج نداشتند.
اینکه اکنون گفته میشود نیروهای نظامی آمریکا در قالب ائتلاف در بغداد یا کردستان حضور دارند، با اطلاعاتی که در حال حاضر وجود دارد، به این معنا نیست که همان حضور گذشته ادامه دارد. آمریکاییها اعلام کردهاند که در یک توافق امنیتی، نیروهایی در حوزه آموزشی، اطلاعاتی و حوزههای مشابه، در چارچوب همکاری و توافقات امنیتی در عراق حضور خواهند داشت. این یک توافق دیگر است و در چارچوب همان ائتلاف گذشته نیست که آمریکاییها با هدف اشغال یک کشور و تحقق اهداف خود وارد آن شده بودند. اهدافی که در نهایت موفق به تحقق آنها نشدند و مجبور شدند از این کشور خارج شوند.
این خروج، یک دستاورد برای دولت عراق، یک شکست برای آمریکاییها و گامی برای تکمیل حاکمیت ملی عراق است. اما آیا این مسئله بهطور کامل پایان یافته است؟ قطعاً نه.
آمریکاییها همانطور که تلاش کردند از طریق نظامی حاکمیت عراق را تحت سلطه خود بگیرند و با استفاده از ابزارهای نظامی، امنیتی، اطلاعاتی و روشهای مختلف، سلطه و اراده خود را بر این کشور تحمیل کنند، همچنان با ابزارهای دیگر درصدد حفظ حضور و نفوذ خود و تحمیل ارادهشان در عراق هستند.
با توجه به نقش آمریکا در ساختار اقتصادی و امنیتی عراق، آیا میتوان محدودیتهای اخیر در پروازهای میان ایران و عراق را صرفاً یک تصمیم اجرایی و فنی دانست، یا این اقدام را باید بخشی از راهبرد فشار آمریکا برای حفظ نفوذ در عراق و محدود کردن روابط اقتصادی و سیاسی تهران و بغداد ارزیابی کرد؟ واکنش دولت، پارلمان و جریانهای سیاسی عراق به این فشارها تا چه اندازه میتواند در مسیر استقلال اقتصادی و حاکمیت ملی این کشور تعیینکننده باشد؟
امروز شاهد هستیم که اقتصاد عراق در گروگان آمریکاییهاست. آمریکاییها علاوه بر حوزههای امنیتی، اطلاعاتی و جاسوسی، در حوزههای فرهنگی، فضای مجازی، سایبری و جنگ شناختی و همچنین حوزههای دیگر، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم تلاش میکنند نفوذ خود را حفظ کنند. یکی از ابزارهای مهم آنها برای دخالت و تحمیل اراده خود، به گروگان گرفتن اقتصاد عراق و استفاده از آن علیه ایران است.
یکی از مصادیق آن، تلاش برای ایجاد محاصره هوایی و قطع پروازهای بین ایران و عراق است. این اقدامات با هیاهوی زیادی همراه شده است که فارغ از میزان تأثیری که بر فشار اقتصادی بر کشور ما دارد، بخشی از آن جنبه تبلیغاتی دارد تا شکستی را که آمریکاییها در عراق و در نتیجه اخراج نیروهایشان متحمل شدهاند، پوشش دهد. بنابراین، این مسئله نیز بیارتباط با موضوع اخراج نیروهای آمریکایی از عراق نیست.
اما نکتهای که اکنون قابل توجه است، این است که در عراق تمامی جریانهای سیاسی، پارلمان، دولت، علما، مراجع، عشایر و مردم، نسبت به تحمیل خواسته آمریکا بر عراق در خصوص جلوگیری از انجام پروازهای هوایی میان ایران و عراق مخالفت کردهاند.
اگر به اظهارات مقامات عراقی نگاه کنید، برای مثال، مقامات ذیربط بر ضرورت ادامه این پروازها تأکید کردهاند. دولت الزیدی نیز همین موضع را دارد و اکنون در حوزه دولت، بحث حل این مسئله مطرح است. نمایندگان مجلس نیز شروع به جمعآوری طومار و اعتراض کردهاند و اعتراضات مردمی و جریانهای سیاسی نیز جدی شده است.
تا جایی که اکنون شاهد هستیم، قرار است فرودگاه نجف روزانه حدود ۴۰ پرواز با هواپیماهای ایرانی و عراقی داشته باشد. این تصمیمی است که برای امروز گرفته شده است.
بیشترین اشکالی که مطرح میشود، متوجه شرکتهای فرودگاهی در نجف و بغداد است که امور مربوط به پروازها را در فرودگاهها انجام میدهند. البته این مسئله قابل قبول نیست. اگر یک شرکت بخواهد مانع پروازهای خارجی شود، این به معنای نقض قانون اساسی است.
اکنون موج اعتراضها و مخالفتها در مجموعه دولت، جریانهای سیاسی، مجلس، علما و مردم آغاز شده است. این موضوع از نجف شروع شده، اما مسئله به همین نقطه ختم نخواهد شد. باید تمام فرودگاهها باز شوند و وضعیت پروازها به حالت عادی بازگردد.
آیا دولت الزیدی ممکن است در روزها و هفتههای آینده، اگر ترامپ دستور دهد، مجددا محاصره علیه ایران را به صورت گسترده اجرا کند؟
این اولین بار نیست که آمریکاییها چنین فشاری را وارد میکنند. زمانی که آمریکا با ۱۶۰ هزار نیروی نظامی و ائتلاف ۳۰ کشوری، عراق را اشغال کرده بود، تلاش میکرد افرادی که همراه و هم مسیر با ایران و محور مقاومت است در این کشور حضور نداشته باشد. ترور، گروگانگیری، حمله به سفارتخانه و اقدامات متعدد دیگری انجام دادند اما خود آمریکاییها در باتلاقی گرفتار شدند که در نهایت مجبور شدند شبانه فرار کنند.
تعاملات و منافع میان ایران و عراق به اندازهای قوی است که اینگونه فشارها مانع از ادامه روابط میان دو کشور نخواهد شد.
پس از سال ۲۰۰۳، مردم آمدند و در واقع عراق را به دست گرفتند و یک نظام سیاسی جدید شکل گرفت. اکنون سؤال این است که آمریکا با چه بهانهای اقتصاد عراق را به گروگان گرفته است؟ اینکه عراق نفت خود را میفروشد، اما پول آن در صندوقی خارج از عراق قرار میگیرد و عراق برای دسترسی به منابع خود باید از آمریکا اجازه بگیرد، مغایر با حاکمیت ملی کشور است.
حرکتی که در عراق قطعاً آغاز خواهد شد، در همین راستاست که همانطور که نظامیان آمریکایی از عراق اخراج شدند، نفوذ و سلطه اقتصادی آنها نیز از این کشور خارج شود و این اتفاق خواهد افتاد.
در مسئله مقاومت و سلاح مقاومت نیز امروز مسئله، خلع سلاح نیست. آنچه امروز عراق دنبال میکند، این است که تا زمانی که تهدید وجود دارد، دولت عراق و مقاومت و حشدالشعبی، مسئولیتهای خود را انجام دهند. مسئله انضباط سلاح، موضوعی داخلی و عراقی است که خود دولت عراق با مسئولان ذیربط و نیروهای مرتبط با مقاومت، آن را پیش خواهند برد. لذا فشاری که آمریکاییها در این حوزه وارد خواهند کرد، نتیجهای نخواهد داشت.
آینده روشن عراق در مسیر استقلال
فشارهای آمریکا، چه از طریق به گروگان گرفتن اقتصاد و چه از طریق دخالتهای امنیتی، همچنان ادامه خواهد داشت اما مسیری که عراق در حال طی کردن آن است، مسیر حفظ استقلال این کشور، حفظ تمامیت ارضی و حرکت به سمت کاملتر شدن حاکمیت ملی است. تعاملات و منافع میان ایران و عراق به اندازهای قوی است که فشارهای واشنگتن مانع از ادامه روابط میان دو کشور نخواهد شد.