مسعود حنیفی

این تناقض آشکار در مواضع مسئولان، تردیدهایی جدی درباره اراده واقعی متولیان امر برای برگزاری نمایشگاه ایجاد کرده است. به نظر می‌رسد برخی نهادها به‌جای تسهیل‌گری، در پی یافتن بهانه‌هایی برای حذف این رویداد حیاتی هستند. حال آنکه پیش‌تر، ابراهیم حیدری مدیرعامل خانه کتاب، از تشکیل نخستین جلسه شورای سیاست‌گذاری و بحث درباره زمان، مکان و کشورهای مهمان خبر داده بود؛ اما گذر زمان و تغییر مداوم تاریخ‌های پیشنهادی از شهریور تا آبان، نشان‌دهنده بی‌توجهی عمیق دولت و نهادهای همسو نسبت به جشنواره کتاب است. از سوی دیگر، علی‌رغم طرح نام پاکستان به‌عنوان مهمان احتمالی این رویداد، هیچ اقدام عملی صورت نگرفت، آنهم درحالیکه در میانه یک جنگ تمدنی، تعطیلی نمایشگاه خیانتی به نیازهای اساسی فرهنگی مردم محسوب می‌شود.

تناقضات فزاینده در اظهارات مسئولان دولت، زنگ خطری جدی برای آینده نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به صدا درآورده است. درحالی‌که قائم‌مقام نمایشگاه کتاب مدعی انجام رایزنی‌های موثر با شورای تأمین استان و دیگر نهادهای امنیتی و اجرایی شده بود، رئیس نمایشگاه کتاب با صراحت اعلام کرد که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هنوز حتی یک نامه رسمی جهت هماهنگی با شورای تأمین استان ارسال نکرده است. این شکاف عمیق میان «ادعای رایزنی» و «واقعیتِ عدم مکاتبه»، تصویری مبهم و نگران‌کننده از مدیریت بحران‌زده این رویداد بزرگ فرهنگی ارائه می‌دهد.

گویا ارشاد اراده چندانی برای برگزاری نمایشگاه کتاب ندارد و به‌جای حل موانع، در جستجوی بهانه‌هایی برای از دور خارج کردن این رویداد است. این بی‌توجهی ریشه‌های عمیق‌تری هم می‌شود.

در مردادماه، ابراهیم حیدری، مدیرعامل خانه کتاب، از برگزاری نخستین جلسه شورای سیاست‌گذاری خبر داد؛ جلسه‌ای که قرار بود سرنوشت نمایشگاه را روشن کند. اعضا در آن نشست درباره زمان احتمالی برگزاری، مکان رویداد، و کشورهای مهمان گفت‌وگو کردند. همان زمان نیز می‌شد حدس زد که دولت و برخی از نهادهای همسو علاقه‌ای به جشنواره کتاب ندارند. دلیل این شائبه، رفتار پراکنده اعضای شورای سیاست‌گذاری بود که هرکدام زمانی متفاوت را برای برگزاری جشنواره تعیین کردند؛ از اواخر شهریور گرفته تا مهر و آبان.

این تشتت آراء و نبودِ یک برنامه منسجم، نشان داد که تصمیم‌گیرندگان یا توانایی اجرا ندارند یا انگیزه‌ای برای موفقیت رویداد نمی‌بینند. حتی اسم پاکستان به‌عنوان کشور مهمان نمایشگاه مطرح شد، اما هیچ اتفاقی در نهایت رخ نداد و تمام وعده‌ها روی کاغذ ماند. دلایل واضح و متعددی وجود دارد که چرا نمایشگاه کتاب باید تحت هر شرایطی برگزار شود. نخست، نقش بی‌بدیل این رویداد در جذب مخاطبان خاکستری است؛ کسانی که شاید به‌صورت فعال خریدار کتاب نباشند، اما فضای نمایشگاه آن‌ها را به سمت مطالعه و تعامل فرهنگی سوق می‌دهد. دوم، نمایشگاه موتور محرکه صنایع مرتبط در حوزه نشر است.

چاپخانه‌ها، ناشران کوچک و متوسط، و پخش‌کنندگان کتاب، اقتصاد خود را به گردش مالی این چند روز معطوف کرده‌اند. حذف نمایشگاه، ضربه‌ای مهیب به اکوسیستم نشر وارد می‌کند. فراتر از مسائل اقتصادی و اجتماعی، برگزاری نمایشگاه کتاب در میانه یک جنگ تمدنی میان ایران و غرب، بُعد روانی و هویتی مهمی دارد. فرهنگ، ستون فقرات مقاومت در برابر تهاجم فرهنگی است.

در همین راستا، علی رمضانی، مدیرعامل باغ کتاب تهران، با اشاره به تجربه اخیر به خبرگزاری دفاع مقدس گفت: «همان‌طور که در جنگ دوازده‌روزه باغ کتاب را تعطیل نکردیم و مردم برای استفاده از این پناهگاه فرهنگی به آن مراجعه کردند، ما حق نداشتیم نمایشگاه بین‌المللی کتاب را تعطیل کنیم.»

او تأکید کرد که فرهنگ نیز مانند سایر نیازهای اساسی مردم نباید در شرایط سخت و تنش‌زا از آنان دریغ شود. مردم در بحران‌ها به دنبال آرامش و معنا هستند و کتابخانه‌ها و نمایشگاه‌های کتاب، پناهگاه‌های امن ذهنی آن‌هاست. بنابراین، سکوت ارشاد و بازی‌های سیاسی پنهان پشت پرده، قابل پذیرش نیست. اگر واقعاً نگرانی امنیتی وجود دارد، راه‌حل تقویت همکاری‌هاست، نه لغو رویداد، اما اگر بهانه‌تراشی هدف است، نتیجه جز سرخوردگی جامعه فرهنگی و تضعیف جایگاه ایران در عرصه تمدنی نخواهد بود. انتظار می‌رود مسئولان به‌جای دلیل‌تراشی برای تأخیرهای‌شان در این زمینه، با شفافیت و اراده‌ای قاطع، مقدمات برگزاری نمایشگاه را فراهم آورند.