محسن فرهمند

کمتر از یک ماه پیش مسعود پزشکیان در دیداری با یک مقام اماراتی که رسانه‌های دولتی کشور با شتابزدگی و اشتباه، طرف مقابل را ولیعهد این کشور معرفی کردند، با فرزند شیخ ابوظبی ملاقات کرد. او در موضعی که بازهم نسنجیده و بسیار خطرناک، اظهار داشت: «با ولیعهد ابوظبی گفت‌وگوی خوبی داشتیم. قرار شد گذشته را کنار بگذاریم و به آینده نگاه کنیم.» این سخنان در حالی بیان شد که تناسب سطح دیدار رئیس‌جمهور ایران با پسر حاکم ابوظبی از سوی بسیاری مورد پرسش قرار گرفته بود و تلاش‌هایی برای سرپوش گذاشتن بر این عدم تناسب صورت می‌گرفت.

هنوز یک ماه از این ساده‌اندیشی مفرط در مسائل بین‌المللی نگذشته که خلیفه شاهین المرار، وزیر دولت امارات متحده عربی، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلام کرد «امارات خواستار پیگیری اشغال جزایر سه‌گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی توسط ایران است. »این موضع‌گیری صریح و علنی، فاصله‌ای کوتاه اما معنادار میان خوش‌بینی اعلام‌شده پزشکیان و واقعیت رفتار ابوظبی را به نمایش گذاشت.

در همین بازه زمانی، سفر روز ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ بنیامین نتانیاهو به امارات و دیدار با محمد بن‌زاید از خبرهای مهم دیگر بود. کانال ۱۲ اسرائیل (N12) گزارش داد که نتانیاهو صبح آن روز با هواپیمای خصوصی راهی ابوظبی شد و در طول روز با رئیس امارات ملاقات کرد. دو منبع به این شبکه گفته‌اند او با هواپیمای خصوصی به ابوظبی رفت. گزارش شبکه ۱۴ اسرائیل نیز حضور نمایندگان عرب، از جمله سعودی‌ها، در نشست‌های برگزارشده همزمان با این سفر را تأیید کرد. این نشست‌ها به‌طور ویژه بر موضوع جنگ بعدی علیه ایران و تأثیر آن بر منطقه متمرکز بودند.

نگرانی‌ها بیشتر شده است

در داخل کشور اما، انفعال عجیب نسبت به امارات موجی از انتقاد برانگیخته است. مهدی خراتیان در این باره نوشت: «وقتی برای بالا نرفتن تنش، تعمداً از خرج‌های پایین انفجاری در حمله به کشتی‌ها استفاده کنید تا مبادا ملوانی بمیرد یا نفت به دریا بریزد و محیط زیست آلوده شود و امارات و عمان ناراحت شوند، ملوان تا خرخره تطمیع‌شده با کشتی اسقاطی هر طور شده خود را به آن سوی تنگه می‌رساند. این مماشات بی‌جا بهای بسیار سنگینی دارد که حداقل آن جا افتادن گزاره ناتوانی ایران در اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز و به هم خوردن موازنه مذاکرات به نفع ترامپ است، اما بعید نیست که تاوان این اشتباه با ریخته شدن خون کثیری از هم‌میهنان ما پرداخت شود.»

حتی مجید شاکری، از تیم مشاوران قالیباف نیز با انتقاد از روند جاری در خصوص امارات اظهار داشت: «امارات یک جریان انتقال نفت دولتی راه انداخته است؛ یعنی تعداد زیادی کشتی شاتل کوچک‌سایز که در این مسیر حرکت می‌کنند و نفت را از این سوی تنگه به آن سوی می‌برند. با این منطق، چون انتقال دولتی است، سؤال بیمه ندارد و کل ریسک را خود دولت ابوظبی برداشته و به منطق شما حمله می‌کند. این موضوع بسیار مهم‌تر از آن است که چند میلیون بشکه نفت جابه‌جا شود. این منطق از چند لحاظ به ضرر امنیت ملی ماست. نخست اینکه نفت را منتقل می‌کند و به طرف آمریکایی فاکتور می‌دهد که ببین من دارم نفتکش را به نیابت از تو عبور می‌دهم. دوم اینکه اتفاقاً دلش می‌خواهد ایران شروع کند و این شاتل‌ها را بزند، چرا که وقتی کشتی شاتل زده شود، جایگزین می‌کند و تنش را روی این شاتل‌ها نگه می‌دارد و دیگر تنش را با ایران در خاک امارات و دبی تعریف نمی‌کند. حتی شبی وجود داشته که در طی یک ماه گذشته ایران در یک شب سیزده کشتی شاتل را زده و اماراتی اصلاً ناراحت نشده است.»

تقریباً قریب به اتفاق تحلیلگران و حتی بسیاری از افراد نزدیک به جریان وفاق قالیباف-پزشکیان-روحانی و مدافعان تفاهم اسلام‌آباد نیز از انفعال عجیب در سیاسیون که منجر به ترمزی برای نیروهای مسلح در خصوص تنبیه امارات نیز شده برآشفته و در تعجب هستند. امارات علاوه بر پشتیبانی تمام‌کمال از اسرائیل و آمریکا در جنگ 39 روزه، و علاوه بر گمانه‌زنی‌هایی که حاکی از شرکت مستقیم این کشور کوچک اما جاه‌طلب در حملات به خاک ایران است، در طی هفت ماه سپری‌شده از آن جنگ از هر اقدامی علیه ایران فروگذار نکرده است.

موضعی خطرناک در حساس ترین شرایط

برخی تحلیلگرالن معتقدند در این میان، موضع خطرناک مسعود پزشکیان که تحت سلطه اصلاح‌طلبان بر وی و عدم تسلط او بر گفتارش صورت گرفته، و همچنین وجود لابی پرقدرت امارات که به‌وسیله تراستی‌ها و فاسدین اقتصادی جریان اصلاح‌طلب سعی بر فشار بر مسئولین در جهت استثنا کردن امارات از پاسخ‌های کوبنده ایران دارند، منجر به این شده که امارات با جسارت تمام و با استفاده از روش پول‌پاشی نجومی و کشتی‌های شاتل دولتی که مشکل ریسک بیمه‌های خصوصی کشتیرانی را ندارند و همچنین روش کشتی به کشتی(STS)، حجم زیادی از نفت را از تنگه هرمز عبور دهد و به موازات با استفاده از خط لوله حبشان-فجیره نیز بنابر ادعاها تا یک میلیون و نیم بشکه نفت منتقل کند.

همه نشانه‌ها حاکی از قریب‌الوقوع بودن دور جدید جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران هستند و هرگونه مماشات با امارات می‌تواند منجر به خسارت‌های راهبردی به کشور شود؛ خسارتی که بانی و مقصر آن افرادی هستند که به‌واسطه لابی امارات و رابطه امارات با الیگارش ها و آقازادگان، این کشور را از فهرست پاسخ‌های کوبنده ایران حذف کرده‌اند.