• نویسنده: سعید مصباح

بازگشت برخی خوانندگان را نباید به عنوان یک دستاورد فرهنگی برای دولت جا زد. اگر قرار است این اتفاق را در منظومه سیاست فرهنگی امروز معنا کنیم، ماجرا بسیار فراتر از بازگشت یک خواننده است. مسئله، ظاهراً تلاش برای بازسازی یک بدنه اجتماعی جدید است؛ بدنه‌ای که بخشی از آن در سال‌های گذشته توسط سلبریتی‌های داخلی جذب می‌شد و بعد از ساختار رسمی فاصله گرفت، حالا قرار است با چند چهره شناخته‌شده لس‌آنجلسی، دوباره به طیفی از ساختار نزدیک شود.

برای مخاطب هدف این پروژه، ظاهراً نه کیفیت موسیقی اهمیت دارد، نه سرگرمی مردم و نه حتی حال خوب جامعه. اگر واقعاً مسئله خوشحال کردن مردم بود، فهرست مسائل فوری فرهنگ امروز آن‌قدر بلند است که بازگشت یک خواننده باید یکی از آخرین اولویت‌ها باشد. بحران مخاطب، ابتذال بخشی از تولیدات فرهنگی، وضعیت سینما و تئاتر، اقتصاد هنر، رهاشدگی فرهنگ کودک و نوجوان و ده‌ها مسئله دیگر، اتفاقاً همان جاهایی هستند که باید برایشان سیاست‌گذاری جدی کرد.

اما ظاهراً مسئله برای برخی جریان‌های سیاسی چیز دیگری است. آن‌ها به جای حل مسئله فرهنگ، به دنبال بازسازی آرایش اجتماعی خود از مسیر فرهنگ‌اند. یعنی همان جامعه‌ای که خصوصاً پس از بلوای ۱۴۰۱ با سیاست‌های فرهنگی رسمی فاصله گرفته، حالا قرار است با چند چهره آشنا و چند ویترین جذاب، دوباره به این جریان نزدیک شود. حتی می‌توان این پروژه را نوعی تلاش برای استحاله فرهنگی از بالا دانست؛ نه صرفاً به معنای تغییر ارزش‌های جامعه، که به معنای تغییر تدریجی ترکیب بدنه اجتماعی خود ساختار. برخی طیف‌های سیاسی و گعده‌هایی در نهادهای امنیتی، اگر چنین پروژه‌ای را دنبال کنند، احتمالاً به دنبال جذب طبقه متوسط و جامعه خاکستری با ابزارهایی هستند که پیش‌تر نسبت به آن‌ها حساسیت وجود داشت.

مسئله اینجاست که فرهنگ نباید تبدیل به ماشین تولید رضایت سیاسی شود. اگر قرار است هر بازگشت هنرمند، هر کنسرت و هر چهره مشهور، به عنوان فتح یک سنگر اجتماعی معرفی شود، باید صریح گفت این دیگر سیاست فرهنگی نیست؛ مهندسی بدنه اجتماعی است.

و اتفاقاً همین‌جا باید مراقب بود: بازگشت بیژن مرتضوی یا امثال او، هرقدر هم از نظر خبری و رسانه‌ای مهم و جذاب باشد، به خودی خود هیچ دستاوردی برای فرهنگ ایران محسوب نمی‌شود. اگر پشت این اتفاق پروژه‌ای سیاسی برای ترمیم پایگاه اجتماعی باشد، نهایتاً هنرمند تبدیل به ابزار می‌شود و فرهنگ، قربانی هدفی بیرون از خودش. از سوی دیگر باید گفت جریان پشت پرده این‌گونه کنش‌های فرهنگی، ظاهراً نیم‌نگاهی نیز به انتخابات‌های آتی کشور دارد و سعی می‌کند بدین‌وسیله پایگاه رأی جدید برای خود احداث کند. اما اینکه این پروژه موفق شود یا نه چندان مورد اعتماد نیست!