• نویسنده: محمدقربانی

حواشی مکرر پیرامون آثاری چون نمایش «تهران پاریس تهران/پل» و فیلم «قاتل و وحشی» حمید نعمت‌الله، پرده از یک چرخه معیوب برمی‌دارد. برخلاف تصور رایج، مسئله اصلی وجود سانسور یا ممیزی نیست؛ بلکه سانسور نه تنها امری بد نیست، بلکه باید بازدارنده باشد. هنرمندان تئاتر و سینما و مخاطبان به خوبی می‌دانند که خطوط قرمز اخلاقی و شرعی کجاست و چه بایدها و نبایدهایی وجود دارد. مشکل اینجاست که طی سال‌های اخیر، این خطوط قرمز به ویژه در مسائلی همچون رعایت دقیق حجاب و پرهیز از لمس بازیگران نامحرم، با یک دستور کار مشخص و قاطع اعمال نشده است. تخطی‌های مکرر و برخوردهای سلیقه‌ای یا تسامح و تساهل بی‌دلیل، این پیام مخرب را به بدنه هنرورزان، هنرمندان و همین‌طور مخاطبان مخابره کرده که می‌توان با چانه‌زنی از مرزها عبور کرد. این تساهل در اعمال ممیزی بازدارنده، نه تنها از بروز آسیب‌ها جلوگیری نمی‌کند، بلکه ظن استحاله فرهنگی و غربی شدن تدریجی زیر پوست بوم هنر را در افکار عمومی تقویت می‌کند. در این نقطه باید به این مسئله اشاره کرد که ایستادن در نقطه‌ای که نه کاملاً غربی است و نه تماماً شرقی، و سرگردانی مدیریتی میان لیبرالیسم فرهنگی و سنت‌گرایی صرف و بسته، به هیچ وجه به صلاح کشور نیست. جامعه برای عبور از این بحران‌های فرساینده، نیازمند تصمیم‌گیری قطعی، شجاعانه و قاطع به منظور «اسلامی شدن» واقعی عرصه فرهنگ و هنر است؛ اسلامی شدن به معنای بازگشت به اصالت، اخلاق و فقه شیعه که با درک دقیق مقتضیات زمان، نه دچار ابتذال غربی می‌شود و نه در سنت‌گرایی ضد انقلابی و حجتیه‌ای گرفتار می‌آید.
برای نمونه، وقتی بر همگان مشخص و مبرهن است که حجاب واجب شرعی است و ما نباید روابط تحت خوابی‌مان را جلوی دوربین یا حضار بیاوریم، اما باز عده‌ای هستند که این کار را انجام می‌دهند؛ بر همین اساس، چاره‌ای جز این نمی‌ماند که به روندها و روابط مشکوک شویم و این قبیل اقدامات را در قالب انجام مأموریت برای استحاله فرهنگی به سمت غربی شدن شناسایی کنیم! باری، فرهنگ جمهوری اسلامی نباید در برزخ میان سکولاریسم رها و انقلاب‌گری وفاقی دست و پا بزند. تصمیم قاطع برای اسلامی‌سازی فرهنگ، یعنی ارائه الگویی متعالی که در آن نظارت‌ها و سانسور بازدارنده، نه برای خفه کردن هنر، بلکه برای صیانت از کرامت انسانی و ارزش‌های الهی باشد. تنها با پذیرش این پارادایم قطعی و عبور از روزمرگی‌های سلیقه‌ای، می‌توان ضمن حفظ پویایی، ساختار فرهنگی کشور را از گزند تهاجمات مصون داشت و هنری متعهد و تمدن‌ساز را شکوفا کرد.