- نویسنده: سعید مصباح
طی روزهای اخیر، گزارشها و تصاویری از نحوه برگزاری جشن آغاز سال تحصیلی در تعدادی از مدارس غیرانتفاعی در سراسر کشور منتشر شده که بسیار حساسیتبرانگیز است. برای مثال، در ویدئویی از یکی از مدارس، اجرای حرکات موزون تعدادی از معلمان زن مقابل دانشآموزان پسر در فضای مجازی بازنشر شده است. از سوی دیگر، ویدئوی منتشرشده از یک مدرسه در مهرشهر کرج، نگرانیها را از وضعیت آموزش کودکان افزایش داده است.
اول مهر برای برخی از خانوادهها فقط آغاز یک سال تحصیلی نیست؛ برای بسیاری از آنها آغاز یک سال هزینهکرد سنگین برای مدرسهای است که قرار است فرزندشان را آموزش دهد و تربیت کند. مدارس غیرانتفاعی سالهاست با وعده امکانات بیشتر، آموزش متفاوتتر و خدمات ویژهتر، شهریههای قابل توجهی از خانوادهها دریافت میکنند. اما در مقابل این پول، به جای تمرکز بر کیفیت آموزش، برخی از ضد ارزشها را عادیسازی میکنند و کسی هم نیست که آنها را بازخواست کند.
در روزهای اخیر، گزارشها و تصاویری درباره یکی از مدارس غیرانتفاعی مهرشهر کرج منتشر شده است؛ گزارشهایی درباره نحوه پوشش دانشآموزان در جشن آغاز سال تحصیلی که با چارچوبهای معمول مدارس فاصله داشته و مشابه یک مدرسه اروپایی بوده است. در این تصاویر، دانشآموزانی دیده میشوند که ظاهراً در یک جشن مختلط حضور یافتهاند؛ در حالی که دختران با لباس فرم مدرسه که شامل دامن است، در کنار دانشآموزان پسر دیده میشوند که در حال پذیرایی و دابسمش با آهنگ رپ هستند که مناسب این رده سنی نیست. در کنار آن، ویدئویی نیز از مدرسه دیگری در فضای مجازی منتشر شده که اجرای حرکات موزون تعدادی از معلمان زن مقابل دانشآموزان پسر را نشان میدهد. درباره صحت تمام جزئیات و انتساب دقیق این تصاویر باید از مدرسه و آموزش و پرورش منطقه توضیح خواست. اما مسئله فقط یک مدرسه و یک ویدئو نیست. مسئله این است که آیا برخی مدارس غیرانتفاعی تصور میکنند چون از خانوادهها شهریههای سنگین میگیرند، میتوانند در حوزه فرهنگی و تربیتی نیز برای خود قواعد جداگانهای داشته باشند؟ پاسخ روشن است: خیر. مدرسه غیرانتفاعی، مدرسهای خارج از نظام تعلیم و تربیت کشور نیست. خصوصی بودن یا دریافت شهریه بالا، مجوز عبور از ضوابط نیست. اتفاقاً هرچه شهریه بیشتر و ادعای ارائه خدمات ویژهتر باشد، انتظار خانوادهها برای نظارت دقیقتر نیز بیشتر میشود. با این حال، آنچه در سالهای اخیر بارها دیدهایم، حکایت دیگری دارد؛ برنامهای برگزار میشود، تصویری منتشر میشود، فضای مجازی ملتهب میشود و تازه بعد از آن، مسئولان به فکر بررسی موضوع میافتند. این دیگر اسمش نظارت نیست؛ این یعنی دستگاه ناظر، منتظر میماند تا تخلف احتمالی افشا شود و بعد وارد عمل شود. آموزش و پرورش اگر در مدارس دولتی برای کوچکترین مسائل آموزشی و انضباطی سازوکار نظارتی دارد، چرا در مدارس غیرانتفاعی باید بخشی از فعالیتهای فرهنگی و فوقبرنامه بدون نظارت جدی باقی بماند؟ آیا بازرسیها فقط برای تکمیل فرم و تنظیم گزارش اداری است یا واقعاً کسی میداند در جشنها، اردوها و برنامههای فوقبرنامه این مدارس چه اتفاقی میافتد؟
از سوی دیگر، نمیتوان مسئله را صرفاً به پوشش یا یک برنامه خاص تقلیل داد. موضوع بزرگتر، رهاشدگی احتمالی بخشی از مدارس غیرانتفاعی در حوزه تربیتی و فرهنگی است؛ جایی که برخی مدیران مدرسه ممکن است تصور کنند تا زمانی که والدین معترض نشدهاند و حتی برخی از والدین موافق چنین هنجارشکنیهایی هستند و فیلمی در فضای مجازی منتشر نشده، هر برنامهای قابل اجراست. این وضعیت باید متوقف شود. مدرسه محل تربیت است، نه منطقه آزاد فرهنگی. مدرسهای که از خانوادهها شهریههای سنگین دریافت میکند، باید بیش از هر چیز در برابر خانواده و دستگاه ناظر پاسخگو باشد.
آموزش و پرورش نیز باید یک بار برای همیشه روشن کند که مدارس غیرانتفاعی قرار است «غیرانتفاعی» باشند، نه «غیرقابل نظارت». اگر نظارت وجود دارد، نتیجه بازرسیها و برخورد با تخلفات احتمالی را شفاف اعلام کند و اگر نظارتی در کار نیست، بهتر است مسئولان صادقانه بگویند چه کسی قرار است مراقب فضای تربیتی میلیونها دانشآموز در این مدارس باشد.
مدرسه نمیتواند حیاط خلوت باشد؛ حتی اگر شهریهاش چند ده میلیون تومان باشد.