نویسنده: پدرام حسینی
تنگه هرمز امروز صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست؛ به یکی از مهمترین اهرمهای فشار ایران در برابر آمریکا و غرب تبدیل شده است. اهمیت این اهرم دقیقاً در آنجاست که پس از سالها تحریم، تهدید و جنگ، وابستگی حیاتی اقتصاد غرب به تجارت دریایی و انرژی عبوری از این منطقه، برای نخستین بار با یک نمود عینی و تسلیحاتی مواجه شده است. از دست رفتن این اهرم، صرفاً باز شدن یک آبراه نیست؛ عقبنشینی از یکی از معدود نقاطی است که طرف مقابل در آن هزینه واقعی فشار بر ایران را احساس میکند.
در این میان، برخی ادعاها حاکی از آن است که از اوایل سپتامبر تاکنون روند خروج نفت از تنگه هرمز افزایش یافته و به حدود ۱۰ تا ۱۳.۵ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ رقمی معادل حدود ۵۰ تا ۶۷ درصد میزان خروج نفت در شرایط پیش از جنگ. مسئله دقیقاً همین جاست. هر مقدار که جریان انرژی از هرمز بدون پرداخت هزینه قابل توجه برای طرف مقابل ادامه پیدا کند، به همان میزان تصور «دست بالاتر» در ذهن آمریکا تقویت میشود. نتیجه چنین وضعیتی را میتوان در ادبیات مذاکراتی طرف مقابل دید؛ طرفی که به جای ورود به مذاکره از موضع برابر، تلاش میکند شروط خود را روی میز بگذارد. بنابراین هرمز نباید از یک اهرم فشار فعال به یک ابزار نمادین و صرفاً تبلیغاتی تبدیل شود.
از سوی دیگر، گزارش مولومانیتور درباره ناوگان آمریکایی نیز قابل توجه است. بر اساس این گزارش، طی ۲۶ روز گذشته تصاویر ماهوارهای سنتینل-۲ هیچیک از ناوهای هواپیمابر «یو اس اس جورج اچ. دبلیو. بوش»، «یو اس اس جورج واشینگتن»، «یو اس اس باکسر» و ناوشکنهای کلاس آرلی برک را در محدودهای که این گزارش آن را خط محاصره دریایی ایران توصیف کرده، نشان نداده است. فارغ از تفسیر دقیق عملیاتی این تصاویر، همین واقعیت نشان میدهد که آرایش دریایی آمریکا در اطراف ایران موضوعی است که باید با دقت رصد شود.
همزمان، فرانسه با هماهنگی آمریکا در حال پیگیری پیشنویس قطعنامهای در شورای امنیت درباره «آزادی دریانوردی» در هرمز است. آسوشیتدپرس به نقل از یک دیپلمات سازمان ملل گزارش داده که این قطعنامه بر آزادی دریانوردی و اهمیت هرمز برای حملونقل جهانی، امنیت غذایی و انرژی تأکید دارد. یک دیپلمات فرانسوی نیز به خبرگزاری فرانسه گفته است: «فرانسه میخواهد با آمریکاییها و شرکایش روی قطعنامهای در شورای امنیت کار کند که آزادی دریانوردی در تنگه هرمز را تضمین کند.»
این تلاش دیپلماتیک یک پیام روشن دارد: هرمز برای غرب مسئلهای حاشیهای نیست. بنابراین پاسخ ایران نیز نمیتواند صرفاً در سطح بیانیه باقی بماند. در چنین شرایطی، آنچه اهمیت دارد حفظ و تقویت کنترل مؤثر بر هرمز و افزایش هزینه حضور نظامی آمریکا در پیرامون آن است؛ نه واگذاری تدریجی اهرمی که سالها جنگ و تحریم نتوانست از ایران بگیرد. هرمز اگر قرار است اهرم باشد، باید اهرم واقعی بماند؛ اهرمی که طرف مقابل نتواند بدون پرداخت هزینه از کنار آن عبور کند.
هرمز باید برای آمریکا پر هزینه بماند
تنگه هرمز امروز صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست؛ به یکی از مهمترین اهرمهای فشار ایران در برابر آمریکا و غرب تبدیل شده است. اهمیت این اهرم دقیقاً در آنجاست که پس از سالها تحریم، تهدید و جنگ، وابستگی حیاتی اقتصاد غرب به تجارت دریایی و انرژی عبوری از این منطقه، برای نخستین بار با یک نمود عینی و تسلیحاتی مواجه شده است.