مرتضی سرهنگی درباره نسبت جنگ و تاریخ و اینکه چه زمانی روایت جنگ به شکل جدی متولد شد، اظهار کرد: اگر بخواهیم کمی با اغراق صحبت کنیم، بعد از جنگ جهانی دوم، مردم عادی نیز بیش از گذشته وارد جنگ شدند. تقریباً هیچ جنگی نیست که مردم عادی را درگیر خودش نکند. در چنین شرایطی، مردم دیگر منتظر تاریخنویسان رسمی نمیمانند و خودشان شروع به نوشتن میکنند.
او افزود: پزشکان، پرستارها، خلبانها، رانندهها و آدمهای مختلفی که بهنوعی درگیر جنگ هستند، تجربههای خود را ثبت میکنند. این نوشتهها لزوماً سفارشی نیستند. سربازی که از جنگ برمیگردد، ممکن است بهصورت خودجوش قلم و کاغذ بردارد و بنویسد چه دیده و چه بر سرش آمده است. همین نوشته، خودش به شکلی یک سند تاریخی است.
سرهنگی با تأکید بر اینکه مردم را باید نخستین روایتگران جنگ دانست، ادامه داد: مردم، پیش از آنکه تاریخ رسمی درباره جنگ نوشته شود، تجربه خود را ثبت میکنند و این روایتها بخشی از تاریخ جنگ را شکل میدهند.
این پژوهشگر ادبیات پایداری درباره اینکه آیا میتوان نخستین روایت منسجم از جنگ را به یک فرد یا اثر مشخص نسبت داد، گفت: نمیشود با اطمینان چنین چیزی را گفت. نمیتوان مشخص کرد نخستین کسی که تجربه جنگ را به شکل منسجم روایت کرده چه کسی بوده است. در زمان جنگ، جمعیت کشور حدود ۳۵ میلیون نفر بود و افراد زیادی تجربههای خود را نوشتهاند؛ چهبسا هنوز بخشی از این نوشتهها منتشر نشده باشد و ما از وجود آنها اطلاع نداشته باشیم.
او درباره اینکه نویسندگان و مردم چه زمانی متوجه شدند با یک جنگ تمامعیار مواجهاند، اظهار کرد: جنگ از همان ساعت اول جدی بود، اما شاید مقاومت مردم خرمشهر در همان روزهای نخست، یکی از نقاط مهمی بود که ابعاد این جنگ را آشکار کرد. در سه، چهار روز اول، مقاومت مردم خرمشهر مانع از آن شد که نیروهای عراقی بهسادگی شهر را تصرف کنند.
سرهنگی ادامه داد: از همانجا، اهمیت مقاومت مردم خرمشهر و حضور جوانان این شهر بیشتر خودش را نشان داد. هیجان و حضور خبرنگاران و همچنین مقاومت مردم و جوانان خرمشهر در روایت جنگ بسیار مهم بود.
او درباره اینکه آیا روایت جنگ در سالهای نخست شکل گرفت یا ریشههای آن را باید در دوران انقلاب اسلامی جستوجو کرد، گفت: جنگ با همان شدتی که نخستین گلوله شلیک میشود، در زمان جنگ رشد میکند و بعد از جنگ به بلوغ میرسد.
این پژوهشگر با بیان اینکه روایت جنگ را نمیتوان صرفاً محصول سالهای پس از جنگ دانست، افزود: روایت جنگ در همان سالهای جنگ متولد شد. آنچه بعداً اتفاق افتاد، ادامه و تکامل همین روایتها بود.
سرهنگی در پاسخ به این پرسش که روایتهای امروز از جنگ تا چه اندازه تحت تأثیر نگاه امروزی ما قرار گرفتهاند، گفت: روایتها با همان دید و زاویهای که در زمان وقوع جنگ شکل گرفتهاند، قابل توجهاند. راوی در زمان روایت، تجربه خودش را بیان میکند و لزوماً با زاویه نگاه امروز به آن اتفاق نگاه نمیکند.
او تأکید کرد: حتی وقتی نقدی نسبت به یک اتفاق مطرح میشود، این نقد نیز از دل همان تجربه و همان شرایط بیرون آمده است. بنابراین باید روایت را در زمان و شرایطی که در آن شکل گرفته، دید و بررسی کرد.
از خبر تا تاریخ؛ روایت جنگ چگونه متولد شد؟
مرتضی سرهنگی، پژوهشگر و فعال حوزه ادبیات پایداری، با تأکید بر اینکه روایت جنگ از همان نخستین روزهای آغاز آن شکل گرفت، گفت: مردم عادی منتظر تاریخنویسان رسمی نماندند و خودشان شروع به ثبت تجربههایشان از جنگ کردند؛ به همین دلیل، میتوان گفت نخستین روایتگران جنگ، خود مردم بودند