نویسنده: علی نقدی
آرش عباسی، از نویسندگان مجموعه پایتخت، اخیراً اعلام کرده است که ساخت فصل هشتم این سریال متوقف نشده و تیم سازنده با داشتن زمان کافی در حال پرورش ایده‌ای تازه هستند. این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که محسن تنابنده چندی پیش و همزمان با شنیدن زمزمه‌های تغییر مدیریت در سازمان صداوسیما، از عدم تمایل خود برای آغاز فصل جدید خبر داد. او گمان می‌برد پشت پرده اصرار بر تداوم این پروژه، انگیزه‌های سیاسی نهفته است و مدیران رسانه ملی قصد دارند با بهره‌گیری از نام هنرمندان مطرح، بقای خود را در جام جم تضمین کنند و از پاسخگویی به انتقادات فرار کنند. فارغ از تحلیل این طرز فکر که می‌توان آن را نوعی برداشت ساده‌لوحانه و کودکانه از مناسبات رسانه‌ای دانست، پرسش اساسی‌تر و جدی‌تری در این میان شکل می‌گیرد که نمی‌توان نادیده‌اش گرفت. جای این سوال است که چرا تلویزیون ملی باید همواره درهای خود را به روی چهره‌هایی بگشاید که کمترین درک را از دغدغه‌های کلان کشور، منافع ملی و تهدیدهای خارجی ندارند. هنرمندی که در مواجهه با مسائل حساس اجتماعی و امنیتی یا سکوت می‌گزیند یا مواضعی دور از واقعیت‌های جامعه اتخاذ می‌کند، چگونه می‌تواند نماینده شایسته‌ای برای انعکاس دغدغه‌های مردم در قاب تلویزیون باشد و الگوی مناسبی برای نسل جوان و آینده‌سازان کشور محسوب شود. تخصیص بودجه‌های سنگین بیت‌المال برای تولید آثاری که صرفاً به سرگرمی سطحی می‌پردازند و سازندگانشان هیچ دغدغه‌ای فراتر از منافع صنفی و شخصی ندارند، مصداق بارز هدررفت منابع است. پر کردن جیب سلبریتی‌هایی که در بزنگاه‌های تاریخی و سیاسی، نقشی در روشنگری و همراهی با منافع ملی ایفا نکرده‌اند و نسبت به جنگ نرم دشمن بی‌تفاوت بوده‌اند، توجیه منطقی ندارد و تنها باعث نارضایتی عمومی و دلسردی مردم می‌شود. رسانه ملی که باید تریبون تبیین دستاوردها و مقابله با جنگ شناختی دشمن باشد، نباید به بستر درآمدزایی برای افراد بی‌دغدغه تبدیل شود. از سوی دیگر، واقعیت این است که مجموعه پایتخت سال‌ها پیش به انتهای خط روایی خود رسیده است. تکرار فرمول‌های پیشین و کشدار کردن داستان نقی و خانواده‌اش، دیگر آن جذابیت و اثرگذاری فصل‌های نخست را ندارد. مخاطب امروز نیازمند روایت‌های تازه‌ای است که با دردهای واقعی او هم‌خوانی داشته باشد، نه تماشای چهره‌های تکراری که به دنبال حفظ بازار گرم کاسبی خود هستند و از بیان حقایق تلخ روزگار شانه خالی می‌کنند. پایان دادن به این چرخه فرسایشی و سپردن سکان هدایت پروژه‌های ملی به دستان افراد متعهد و دغدغه‌مند، هم به نفع تلویزیون است و هم به سود مخاطب.