- نویسنده: مسعود حنیفی
فیلم «کوچ» با موضوع کودکی و جوانی شهید حاج قاسم سلیمانی پروانه نمایش گرفت. ساخت فیلم درباره چهرهای مانند قاسم سلیمانی، پیش از هر چیز با یک مسئله روایی مواجه است: چگونه میتوان شخصیتی را که در حافظه عمومی با مجموعهای از تصاویر بزرگ تاریخی، نظامی و سیاسی شناخته میشود، دوباره به یک شخصیت سینمایی تبدیل کرد؟ «کوچ» به کارگردانی محمد اسفندیاری برای پاسخ به این پرسش، مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. فیلم نه از فرمانده نیروی قدس، نه از سالهای جنگ و نه از مقاطع شناختهشده زندگی او آغاز میکند؛ بلکه به سراغ قاسم سلیمانی در سالهای کودکی و نوجوانی میرود. زمانی که هنوز «حاج قاسم»ی در کار نیست.
این انتخاب، مهمترین ویژگی «کوچ» است. فیلم میخواهد قهرمان آینده را پیش از قهرمانشدن ببیند. در خانه، روستا، میان خانواده، دوستان و مناسبات ساده زندگی روزمره. داستان از فضای زندگی قاسم در کرمان آغاز میشود و بخش مهمی از روایت به رابطه او با خانواده و بهخصوص پدرش -مشحسن- مربوط است. ماجرای گرفتاری پدر خانواده و تلاش قاسم و دوستانش برای حل این مسئله، یکی از محورهای اصلی قصه است و بهانهای برای ورود نوجوان به جهانی بزرگتر از محیط آشنای خودش فراهم میکند.
«کوچ» اقتباسی مستقیم نیست. فیلم از خاطرات و روایتهای مربوط به سالهای نخست زندگی سلیمانی، بهخصوص منابعی مانند کتاب «باران گرفته است» نوشته احمد یوسفزاده، استفاده کرده و تلاش کرده است از دل خاطرات پراکنده، یک روایت داستانی بسازد. پیش از این نیز اسفندیاری فیلم کوتاه «سیزدهسالگی» را بر اساس همین جهان ساخته بود؛ تجربهای که در ادامه به ایده ساخت فیلم بلند «کوچ» رسید.
از این منظر، عنوان فیلم نیز صرفاً اشارهای به زندگی عشایری و جغرافیای کرمان نیست. «کوچ» در روایت فیلم معنای گستردهتری پیدا میکند: حرکت یک نوجوان از جهان کودکی به سوی مسئولیت، شناخت جامعه و شکلگیری شخصیت. قاسم فیلم هنوز یک چهره تاریخی نیست؛ پسربچهای است که باید در موقعیتهای مختلف تصمیم بگیرد، با مشکلات خانواده مواجه شود و بهتدریج نسبت خود را با محیط اطرافش پیدا کند.
«کوچ» را میتوان فیلمی درباره «ریشههای یک شخصیت» دانست؛ فیلمی که به جای پاسخدادن به این پرسش که قاسم سلیمانی چگونه به چهرهای تاریخی تبدیل شد، یک قدم عقبتر میرود و میپرسد این شخصیت از کجا شکل گرفت. انتخاب کودکی و نوجوانی برای ورود به زندگی چنین چهرهای، امکان ساخت تصویری زمینیتر و خانوادگیتر از او را فراهم کرده است؛ تصویری که قاسم را پیش از آنکه نامش با تاریخ گره بخورد، در متن یک زندگی معمولی و در مسیر یک «کوچ» تدریجی به سوی بزرگسالی قرار میدهد.