• نویسنده: سعید مصباح

دولت چهاردهم با افزایش ناوگان کتابخانه‌های سیار از ۵۷ به ۸۰ دستگاه، گامی مؤثر در جهت تحقق این عدالت برداشته است. با این حال، افزایش قیمت کتاب در کنار ثابت‌ماندن حقوق شاغلان، معضلی جدی در بستر فرهنگی محسوب می‌شود. این حرکت نیازمند همراهی سیاست‌های حمایتی از نشر و خواندن است تا صرفاً به زیرساخت محدود نشود. نگارنده پیش از ورود به اصل مطلب امیدوار است دولت از وظابف ذاتی خود شانه خالی نکند و تنها ماه عسل با مجری برنامه به‌تاریخ پیوسته نَوَد را جدی نگیرد.

توسعه زیرساخت‌های فرهنگی، به‌ویژه در حوزه کتاب و کتابخوانی، از دیرباز یکی از شاخص‌های توسعه پایدار در جوامع محسوب شده است. تجربه کشورهای پیشرو در این زمینه نشان می‌دهد که موفقیت یک برنامه فرهنگی تنها به تعداد کتابخانه‌ها یا نسخ کتاب‌های توزیع‌شده محدود نمی‌شود، بلکه در گرو اتخاذ یک سیاست جامع و یکپارچه است که همزمان به دسترسی، تولید و تقاضا توجه داشته باشد. در این راستا، سیاست‌های کشورهای اروپایی و آمریکایی الگوهایی ارزشمند را ارائه می‌کنند. در اروپا، کتابخانه‌های عمومی به‌عنوان نهادهای زنده و پویا، نقش بی‌بدیلی در دسترسی عادلانه همه شهروندان به منابع اطلاعاتی ایفا می‌کنند. کشورهایی مانند سوئد با سرمایه‌گذاری مستقیم در بازگشت کتاب‌های چاپی به کلاس‌های درس، مهارت‌های پایه دانش‌آموزان را تقویت می‌کنند. همچنین، طرح‌های خلاقانه‌ای مانند «بوک استارت» در بریتانیا، از همان سال‌های نخست زندگی کودکان، والدین را به مشارکت فعال در فرهنگ مطالعه تشویق می‌کند. حتی شهرهایی مانند وارنا در بلغارستان، با استفاده از دوچرخه‌های باری، کتاب‌ها را به مناطق دورافتاده می‌رسانند. در آمریکا، کتابخانه‌های سیار از قرن نوزدهم ریشه دارند و در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ به اوج خود رسیدند. این کشورها با برنامه‌هایی چون «خواندن ۱۰۰۰ کتاب پیش از مهدکودک»، فرهنگ مطالعه را در خانواده‌ها تثبیت می‌کنند. در کنار این، قدرت بالای اصناف و اتحادیه‌های ناشران، ضمن رعایت قوانین کپی‌رایت، از آسیب‌های ناشی از تخفیف‌های غیرمنطقی جلوگیری می‌کند. همسایگان ایران نیز در این مسیر گام‌هایی برداشته‌اند. ترکیه با اعزام کتابخانه‌های سیار به اقصی نقاط کشور، به‌ویژه روستاها، فرهنگ کتابخوانی را ترویج می‌دهد. شهرداری شانلی‌اورفه در این کشور، با حضور کتابخانه سیار در مدارس، آشنایی صدها هزار دانش‌آموز با کتاب را تسهیل کرده است. عراق نیز در سال‌های اخیر، با وجود چالش‌ها، گام‌های مهمی در توسعه کتابخانه‌های عمومی و ترویج کتابخوانی برداشته است. ارمنستان نیز با تبادل تجربیات و ظرفیت‌های فرهنگی با ایران، از جمله در حوزه کتاب و کتابخانه، همکاری‌های مشترکی را آغاز کرده است. بنابراین، افزایش تعداد کتابخانه‌های سیار در ایران، اگرچه حرکتی ستودنی است، اما برای تأثیرگذاری پایدار، باید همراه با سیاست‌هایی باشد که از یک سو، هزینه کتاب را برای مردم و ناشران کاهش دهد و از سوی دیگر، با الهام از تجربیات جهانی، فرهنگ مطالعه را در بافت خانواده و جامعه ریشه‌دار سازد. بدون چنین رویکردی، این زیرساخت‌ها ممکن است به‌تنهایی نتوانند کیفیت کتابخوانی جامعه را به‌طور چشمگیری ارتقا دهند. در نهایت باید پذیرفت که فرهنگ تنها به سلبریتی‌بازی، برگزاری مراسم‌های پرهزینه، اهدای جوایز تکراری و بزرگداشت‌های درون‌گروهی میان خودی‌ها خلاصه و محدود نمی‌شود. سیاست‌گذاری فرهنگی یعنی تأمین نیازهای واقعی مردم، از جمله کاهش قیمت کتاب و افزایش قدرت خرید آنان. تا زمانی که نگاه ابزاری به فرهنگ وجود دارد و عدالت دسترسی به منابع مطالعاتی نادیده گرفته می‌شود، این گونه برنامه‌ها تنها پوسته‌ای توخالی هستند و تأثیری در سرانه مطالعه و ارتقای واقعی سواد جامعه به همراه نخواهند داشت.