- نویسنده: پدرام حسینی
اظهارنظر لوران لسکور، وزیر اقتصاد فرانسه، درباره افزایش قیمت سوخت در این کشور، فراتر از یک موضعگیری اقتصادی است. او روز دوشنبه در واکنش به انتقادها گفت: «من نه دونالد ترامپ هستم و نه فرمانده سپاه پاسداران ایران.» همین جمله کوتاه، اگر از هیاهوی رسانهای آن عبور کنیم، حاوی یک اعتراف راهبردی است: نام ایران و فرمانده سپاه پاسداران امروز در محاسبات اقتصادی اروپا، در کنار رئیسجمهور آمریکا، بهعنوان یکی از متغیرهای مؤثر بر قیمت انرژی مطرح میشود.
ماجرا فقط افزایش قیمت سوخت نیست؛ مسئله، تغییر جایگاه ایران در معادله قدرت است. غرب طی دهههای گذشته، تحریم، محاصره اقتصادی، فشار مالی و محدودیتهای تجاری را به ابزار اعمال قدرت علیه ایران تبدیل کرد. منطق حاکم بر این سیاست آن بود که وابستگی ایران به اقتصاد جهانی را میتوان به نقطه ضعف تبدیل کرد؛ نفت، بانک، تجارت، حملونقل و دسترسی به بازارهای جهانی، یکی پس از دیگری به ابزار فشار تبدیل شدند و مردم ایران هزینه این سیاست را پرداختند.
اما اکنون معادلهای دیگر در حال نمایان شدن است؛ معادلهای که میتوان آن را «وابستگی متقابل تسلیحاتیشده» نامید. همانگونه که غرب سالها وابستگی ایران به شبکه اقتصاد جهانی را علیه ایران مسلح کرد، ایران نیز در نقطهای راهبردی از اقتصاد جهانی، یعنی تنگه هرمز، امکان تبدیل وابستگی غرب به انرژی را به اهرم فشار متقابل پیدا کرده است. تفاوت مهم اینجاست که این بار فشار از نقطهای اعمال میشود که طرف مقابل نیز نمیتواند بهآسانی آن را دور بزند.
اهمیت اظهارنظر وزیر اقتصاد فرانسه دقیقاً در همین جاست. وقتی یک مقام اقتصادی اروپایی برای توضیح درباره قیمت سوخت ناچار میشود از فرمانده سپاه پاسداران ایران نام ببرد، معنای سیاسی آن را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک جدل داخلی فرانسه خلاصه کرد. این سخن، نشانهای از ورود هرمز به متن محاسبات اقتصادی و سیاسی غرب است؛ جایی که امنیت انرژی اروپا دیگر صرفاً تابع تصمیمات واشینگتن، بروکسل یا پایتختهای اروپایی نیست.
این تحول را باید در امتداد سالها خویشتنداری ایران نیز دید. غرب تصور میکرد میتواند تحریم را بدون پرداخت هزینه متقابل به کار گیرد؛ اما تحریم زمانی که به ابزار دائمی فشار تبدیل میشود، میتواند طرف مقابل را نیز به بازتعریف نقاط آسیبپذیر وادار کند. نتیجه، الزاماً تقابل مستقیم اقتصادی نیست؛ بلکه ایجاد توانایی برای تحمیل هزینه به ساختاری است که خود، سالها از وابستگی متقابل بهعنوان سلاح استفاده کرده است.
از این منظر، هرمز فقط یک آبراه جغرافیایی نیست؛ یک متغیر قدرت است. غرب سالها از اقتصاد جهانی علیه ایران سلاح ساخت و اکنون با واقعیتی مواجه شده که نشان میدهد وابستگی، اگر دوطرفه باشد، میتواند علیه طراح اولیه فشار نیز عمل کند. شاید مهمترین پیام جمله وزیر اقتصاد فرانسه همین باشد: عصر فشار یکطرفه، دستکم در محاسبات انرژی، دیگر آنقدر ساده نیست که غرب تصور میکرد.