• نویسنده: حسین خوش نیت

دونالد ترامپ شب گذشته اعلام کرد که مقامات آمریکایی از جمله کوشنر و ویتکاف با هیئت‌های ایرانی دیدار کرده‌اند. این دیدار با طرف ایرانی ۳ ساعت به طول انجامید و بسیار خوب پیش رفته است. او در دیدار با اندی برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا، در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل مدعی شد: «ایران حتی امروز با ما صحبت کرد و من معتقدم که توافقی حاصل خواهد شد.» پیش از این مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از آمادگی واشنگتن برای برگزاری نشست با ایران در سازمان ملل سخن گفته بود. سی‌ان‌ان نیز به نقل از یک مقام آمریکایی خبر داد: «ترامپ به مشاورانش گفته می‌خواهد با مقام‌های ایرانی حاضر در نیویورک دیدار کند.»

همزمان با این اظهارات، ماشین میانجی‌گری نیز سرعت گرفت. آکسیوس و شبکه ۱۲ اسرائیل گزارش دادند چند کشور میانجی برای «ترتیب دادن یک نشست در سطح بالا میان ایران و آمریکا» با دو طرف در تماس هستند. همزمان خبر دیدار ترامپ با رهبران کشورهای عربی خلیج فارس در نیویورک منتشر شد؛ نشستی که بنا بر گزارش‌ها قرار بود درباره ادامه جنگ با ایران باشد.

اما چرا واشنگتن درست در شرایطی که خود را درگیر جنگ با ایران کرده، این‌چنین برای یک عکس دیپلماتیک در نیویورک عجله دارد؟

پاسخ را شاید بتوان در سخنان خود ترامپ پیدا کرد. رئیس‌جمهور آمریکا گفته است «فکر می‌کنم درست بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای با ایران به توافق خواهیم رسید.» در فضای داخلی کشور نیز از گوشه و کنار چهره‌های همیشه بازنده پزشکیان را دعوت به مذاکره با ترامپ می‌کنند. مهدی کروبی از سران فتنه آمریکایی صهیونی سال ۸۸ طی نامه‌ای به رئیس‌جمهور گفته است: «با رئیس‌جمهور آمریکا، اگر شرایط فراهم آمد برای گفتگوهای سازنده و صلحی پایدار دیدار کنید.»

اکنون به وضوح خطر تله دیدار خود را نشان می‌دهد. یک دیدار مستقیم میان ترامپ و مقام ایرانی، فارغ از نتیجه مذاکرات، ظرفیت عظیمی برای بهره‌برداری رسانه‌ای دارد. تصویری که می‌تواند در واشینگتن به عنوان نشانه‌ای از «موفقیت فشار حداکثری» عرضه شود؛ اینکه فشار نظامی و اقتصادی آمریکا سرانجام ایران را به میز مذاکره کشاند، حتی اگر پشت درهای بسته هیچ توافق پایداری شکل نگرفته باشد.

این فضا با توئیت خبرنگار خبرگزاری دولت تکمیل شد. سارا معصومی با انتشار خبری از خبرگزاری کیودو خبر داد دولت پزشکیان از طریق میانجی‌ها پیشنهاد کرده در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا، تنگه هرمز ظرف هفت روز بازگشایی شود. از سوی دیگر، خبرنگار رویترز به نقل از یک مقام ارشد ایرانی مدعی شد: «هیأت ایران در نیویورک اختیار کامل برای احیای دیپلماسی دارد و شرایط توافق می‌تواند از طریق میانجی‌ها مورد بحث قرار گیرد.»

این اخبار در شرایطی منتشر می‌شود که هر خبری که بوی بازگشت مذاکره و بازگشایی هرمز بدهد، بلافاصله در بازار و رسانه‌های غربی بازتاب پیدا می‌کند. همین خبر‌ها تاکنون منجر به سقوط قیمت نفت به کانال ۹۰ دلار شده است. یعنی کافی است احتمال مذاکره بیان شود تا بخشی از فشار اقتصادی ناشی از جنگ، پیش از آنکه حتی توافقی شکل گرفته باشد، کاهش یابد و بر همین اساس اکنون و بیش از همیشه این ترامپ است که برای خروج از بحران خودساخته تنها به یک عکس یادگاری نیاز دارد. هدیه‌ای غیرقابل توجیه که اکنون هیات ایرانی تقدیم طرف آمریکایی کرده است.