• نویسنده: محسن پوردادفر

نیویورک‌تایمز در گزارشی تازه از گرفتارشدن دونالد ترامپ در یک دوراهی خبر داده است. دوراهی‌ای که یک سوی آن درخواست مکرر عربستان برای حمله آمریکا به انصارالله یمن و سوی دیگر آن نیاز واشنگتن به همکاری ریاض در جنگ با ایران قرار دارد.

ماجرا زمانی معنادارتر می‌شود که بدانیم محمد بن‌سلمان، ولیعهد سعودی، شخصاً از ترامپ خواسته است برای مهار انصارالله وارد عمل شود. حتی بنا بر گزارش نیویورک‌تایمز، مقدمات حمله آمریکا تا جایی پیش رفته بود که فهرست اهداف آماده و بمب‌ها برای هواپیماهای آمریکایی بارگیری شده بود اما ترامپ در نهایت فعلاً از اجرای حمله عقب نشست.

این همان نقطه‌ای است که تناقض بزرگ سیاست امنیتی ریاض آشکار می‌شود. عربستان سال‌ها میلیاردها دلار برای خرید تسلیحات و ایجاد روابط امنیتی با غرب هزینه کرده و آمریکا را ستون اصلی امنیت خود دانسته است اما اکنون، درست در میانه یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های منطقه، واشنگتن حاضر نیست تمام‌قد برای دفاع از ریاض وارد میدان شود. گزارش آسوشیتدپرس نیز می‌گوید عربستان برای دریافت کمک‌های دفاعی به کشورهایی مانند فرانسه، بریتانیا، پاکستان و مصر روی آورده، در حالی که ذخایر موشک‌های رهگیرش با فشار مواجه شده است.

اما بخش مهم‌تر ماجرا جایی است که پای چین و ایران به میان می‌آید.

رویترز چند روز پیش گزارش داد که عربستان پس از پیشروی‌های سریع انصارالله در ساحل دریای سرخ و اطراف باب‌المندب، از چین درخواست کمک کرد و پکن نیز به‌صورت خصوصی از تهران خواست از نفوذ خود برای مهار انصارالله استفاده کند. به بیان روشن‌تر، ریاض برای حل بخشی از بحران امنیتی خود به تهران متوسل شده است.

این تحول از منظر ژئوپلیتیک قابل توجه است. عربستان امروز در شرایطی قرار گرفته که برای کنترل پیامدهای یک بحران منطقه‌ای، به میانجی‌گری کشوری متوسل می‌شود که روابط راهبردی نزدیکی با ایران دارد.

از سوی دیگر، خود ترامپ نیز در تنگنای مشابهی قرار گرفته است. آمریکا نمی‌خواهد با بازکردن جبهه جدید علیه انصارالله، فشار بیشتری بر توان نظامی و ذخایر تسلیحاتی خود وارد کند اما هم‌زمان به همکاری عربستان در جنگ با ایران نیاز دارد. نیویورک‌تایمز حتی یادآوری می‌کند که ریاض پیش‌تر با خودداری از در اختیار گذاشتن حریم هوایی و پایگاه‌هایش، عملاً طرح آمریکا برای اسکورت نفتکش‌ها در تنگه هرمز را متوقف کرده بود.

بنابراین مسئله فقط یک اختلاف میان ریاض و واشنگتن نیست بلکه نشانه‌ای از تغییر محاسبات امنیتی در منطقه است. عربستان در برابر بحران‌های هم‌زمان یمن، باب‌المندب، هرمز و جنگ ایران، بیش از گذشته به همکاری بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نیازمند شده است.

در چنین شرایطی، آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند این است که ایران، که سال‌ها هدف اصلی سیاست فشار و ائتلاف‌سازی سعودی‌ها معرفی می‌شد، اکنون در معادلات امنیتی ریاض به بازیگری تبدیل شده که حتی برای کاهش تنش با نیروهای همسو با آن، باید از مسیر چین با تهران گفت‌وگو شود.