- نویسنده: پدرام حسینی
مروری بر ادبیات رسانهای و تحلیلی رژیم صهیونیستی نشان میدهد که صهیونیستها جنگ جاری با ایران و مقاومت را صرفاً یک درگیری نظامی دیگر نمیدانند؛ بخش مهمی از این ادبیات، جنگ را نبردی تعیینکننده برای آینده اسرائیل تصویر میکند؛ نبردی که به تعبیر برخی تحلیلگران صهیونیست، نتیجه آن میتواند تثبیت موقعیت اسرائیل بهعنوان قدرت منطقهای یا آغاز روند فروپاشی آن باشد. گزارش اخیر «والا» دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است؛ گزارشی که با استناد به پژوهش اندیشکده MIND Israel تصریح میکند: «زمان تصمیمگیری فرا رسیده است: یا به یک قدرت منطقهای تبدیل میشویم یا فرو میپاشیم».
در گزارش شیر-لی گولان که ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شده، تأکید میشود اسرائیل در یک نقطه عطف تاریخی قرار دارد و تهدید فقط از بیرون مرزها نمیآید، بلکه فرسایش انسجام اجتماعی، کاهش اعتماد به نهادها، مشکلات حکمرانی، تحولات جمعیتی و شکافهای داخلی نیز میتواند آینده آن را تحت تأثیر قرار دهد. مشارکت حدود ۱۰۰ کارشناس در این مطالعه و تمرکز آن بر شش حوزه راهبردی، نشان میدهد مسئله بقا در محافل تحلیلی اسرائیل تا چه اندازه جدی تلقی میشود. این گزارش حتی از ناکافی بودن «دیوار آهنین ۱.۰» سخن گفته و خواستار گذار به «دیوار آهنین ۲.۰»، تقویت ائتلافهای منطقهای و اصلاحات داخلی شده است. معنای روشن این ادبیات آن است که تلآویو جنگ با ایران را در چارچوب یک رقابت راهبردی میبیند و برای آن، همزمان نسخه نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی میپیچد.
در چنین شرایطی، مسئله فقط دشمنی نیست که توان نظامی خود را علیه ایران به میدان آورده است؛ مسئله نوع نگاه به این جنگ است. رژیم صهیونیستی با چنین برداشتی از آینده خود، تمام توانش را برای حذف تهدید ایران به کار گرفته و در صورت فراهم شدن فرصت، از تکرار آن نیز ابایی نخواهد داشت. اما در داخل کشور، صداهایی از جنس نسخهپیچیهای حسن روحانی و محمدجواد ظریف، مسئله را تا سطح توصیه به عقبنشینی و سادهسازی میدان تقلیل میدهند؛ گویی با دشمنی مواجهیم که با چند امتیاز، از هدف راهبردی خود دست خواهد کشید.
این همان جایی است که هشدار تاریخی رهبر شهید در سال ۱۳۸۷ اهمیت پیدا میکند. ایشان با اشاره به سقوط اصفهان در دوره شاه سلطان حسین فرمودند: «آن روزی که شهر اصفهان در دورهی شاه سلطان حسین مورد غارت قرار گرفت و مردم قتل عام شدند و حکومت باعظمت صفوی نابود شد، خیلی از افراد غیور بودند که حاضر بودند مبارزه و مقاومت کنند؛ اما شاه سلطان حسین ضعیف بود. اگر جمهوری اسلامی دچار شاه سلطان حسینها بشود، دچار مدیران و مسئولانی بشود که جرأت و جسارت ندارند؛ در خود احساس قدرت نمیکنند، در مردم خودشان احساس توانائی و قدرت نمیکنند، کار جمهوری اسلامی تمام خواهد بود.» تفاوت نگاهها روشن است: دشمن، نبرد را سرنوشتساز میبیند؛ مسئله اصلی آن است که در داخل، چه کسانی این واقعیت را میبینند و چه کسانی با سادهسازی تهدید، نسخه عقبنشینی میپیچند.