• نویسنده: حسین معتمدی

اظهارات اخیر جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، درباره نقش ترکیه و «جمهوری جعلی باکو» در کمک به واشنگتن برای مقابله با ایران، اگر حتی بخشی از آن را در چارچوب جنگ روانی آمریکا ارزیابی کنیم، یک نشانه مهم از آرایش واقعی مناسبات منطقه‌ای است. ونس می‌گوید ترکیه و باکو، اگرچه کمک‌های خود به آمریکا را علنی نمی‌کنند، اما خدمات قابل توجهی در مقابله با ایران داشته‌اند. معنای روشن این حرف آن است که تهران نباید سیاست خود در قبال این دو بازیگر را بر پایه تصور ساده‌انگارانه تنظیم کند.

اهمیت این اظهارات زمانی بیشتر می‌شود که رفتار دولت پزشکیان در قبال آنکارا و به‌ویژه باکو را کنار آن بگذاریم. روابطی که در مواردی از چارچوب متعارف مناسبات میان دو دولت فراتر رفته و رنگ و بوی شخصی و خانوادگی پیدا کرده است.

نشانه‌های این رابطه ویژه کم نیست. از تبریک تولد همسر علی‌اف توسط زهرا پزشکیان، دختر رئیس‌جمهور، تا اظهارات معاون تشریفات ریاست‌جمهوری درباره اینکه پزشکیان نام فرزندان علی‌اف را می‌داند و حتی تلفنی احوال آنها را جویا می‌شود. در دیدار اخیر دو رئیس‌جمهور نیز پزشکیان به زبان ترکی با علی‌اف گفت‌وگو کرد و نوع رفتار و صمیمیت دو طرف نیز مورد توجه قرار گرفت. هیچ‌کدام از این موارد به‌تنهایی الزاماً مسئله‌ای نیست؛ اما وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، دیگر نمی‌توان آنها را صرفاً اتفاقات تشریفاتی و پراکنده دانست.

اگر طرف مقابل صرفاً یک همسایه بی‌حاشیه بود، می‌شد این سطح از صمیمیت را به حساب دیپلماسی همسایگی گذاشت؛ اما باکو سال‌هاست روابط نزدیکی با رژیم صهیونیستی دارد و در پرونده‌های مختلف، مواضع و رفتارهایی اتخاذ کرده که با منافع امنیتی ایران اصطکاک پیدا کرده است. حالا وقتی معاون رئیس‌جمهور آمریکا نیز از کمک‌های ترکیه و باکو به واشنگتن علیه تهران سخن می‌گوید، طبیعی است که خوش‌بینی دولت ایران به این دو بازیگر نیازمند بازنگری جدی باشد.

سیاست خارجی جای احساسات هویتی نیست. اشتراک زبانی، فرهنگی یا قومی می‌تواند ظرفیت اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند، اما نباید به معیار اعتماد سیاسی تبدیل شود. اگر هم‌قوم بودن قرار باشد در سیاست خارجی امتیاز ویژه بسازد، آن‌گاه رفتار واقعی دولت مقابل به حاشیه می‌رود و همین نقطه می‌تواند به آسیب‌پذیری راهبردی تبدیل شود.

پزشکیان اگر برای روابط با ترکیه و باکو حساب ویژه‌ای باز کرده است، باید روشن کند این اعتماد بر چه مبنایی شکل گرفته است. آیا رفتار آنکارا و باکو در بزنگاه‌های امنیتی و سیاسی، چنین اعتمادی را اثبات کرده یا صرفاً اشتراکات قومی و فرهنگی، تصویر متفاوتی ساخته است؟ منافع ملی با معیار قومیت سنجیده نمی‌شود.