- نویسنده: احسان میرباقری
ماجرای ونزوئلا شبیه یک سناریوی قدیمی است. سناریویی که در آن ابتدا یک تهدید بزرگ ساخته میشود، سپس مداخله خارجی با عنوان نجات و ثبات توجیه میشود و در نهایت، منابع کشور هدف در اختیار شرکتها و منافع قدرت مداخلهگر قرار میگیرد.
اینبار نیز بهانهها فراوان بود. از مبارزه با مواد مخدر تا بحران سیاسی. اما اکنون آنچه بیش از همه در متن توافقهای اعلامشده دیده میشود، نفت است.
دونالد ترامپ از توافقی سخن گفته که به ادعای او بزرگترین قرارداد نفتی تاریخ جهان است و مدعی شده آمریکا به اکثریت کنترل بر بیش از ۶۵ میلیارد بشکه از ذخایر اثباتشده ونزوئلا دست یافته است. همزمان، گزارشهای منتشرشده از مذاکره برای واگذاری دسترسی بلندمدت به ۱۷ میدان نفتی در کمربند اورینوکو و منطقه دریاچه ماراکایبو به شرکتهای آمریکایی حکایت دارد.
ونزوئلا در اختیار داشتن یکی از بزرگترین ذخایر نفتی جهان را نه از امروز، بلکه دهههاست بهعنوان سرمایه ملی خود دارد. پرسش اینجاست که چرا کمک آمریکا دقیقاً از جایی آغاز شده که بزرگترین ذخایر نفتی این کشور قرار دارد؟
سرمایهگذاری یا باز کردن درِ مخزن نفت؟
رئیسجمهور موقت ونزوئلا از توافقی تاریخی سخن گفته که قرار است با ورود سرمایه، زیرساختهای راهبردی کشور را بازسازی کند و تولید نفت را به حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز برساند.
اما پشت این واژههای زیبا باید پرسید چه کسی کنترل میکند، چه کسی تولید میکند و چه کسی در نهایت بیشترین سهم را میبرد؟
طبق جزئیاتی که درباره توافق منتشر شده، قرار است حدود ۱۰۰ میلیارد دلار در ۱۷ میدان نفتی و هشت بلوک کمربند اورینوکو سرمایهگذاری شود. در همین گزارشها آمده است که حقوق توسعه برخی میادین برای دورهای بسیار طولانی واگذار میشود و بخش عمده کنترل نیز در اختیار طرف آمریکایی قرار خواهد گرفت.
حتی اگر افزایش تولید نفت واقعاً برای اقتصاد ونزوئلا منفعت ایجاد کند، کاهش سهم دولت ونزوئلا در مقایسه با قراردادهای دوره هوگو چاوز، پرسشهای جدی درباره ماهیت این توافق ایجاد میکند. در چنین شرایطی، تفاوت میان همکاری اقتصادی و امتیازدهی اقتصادی دیگر صرفاً یک بازی با کلمات نیست.
ترامپ نیز بیپرده گفته است که نفت ونزوئلا قرار است به افزایش عرضه نفت آمریکا و بازسازی ذخایر راهبردی این کشور کمک کند. یعنی منابع زیرزمینی ونزوئلا، پیش از آنکه بهعنوان یک دارایی ملی ونزوئلا دیده شوند، در محاسبات راهبردی واشنگتن وارد شدهاند.
ذخایر آمریکا خالی است؛ ونزوئلا باید پرش کند!
بر اساس ارقام مطرحشده در گزارشهای منتشرشده، ذخایر راهبردی نفت آمریکا در پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۴۱۱ میلیون بشکه بوده و پس از برداشتهای گسترده، میزان ذخایر به حدود ۲۹۰ میلیون بشکه رسیده است؛ یعنی فاصله قابلتوجهی با ظرفیت ۷۱۴ میلیون بشکهای.
ترامپ اکنون وعده داده است نفت ونزوئلا بخشی از این شکاف را پر کند. اما حتی با رسیدن تولید ونزوئلا به ۱.۵ میلیون بشکه در روز، افزایش تولید نسبت به سطح فعلی حدود ۲۵۰ هزار بشکه خواهد بود. بنابراین قرار نیست ذخایر خالیشده آمریکا یکشبه با نفت ونزوئلا پر شود.
از سوی دیگر، نفت ونزوئلا عمدتاً سنگین و ترش است و بازسازی زیرساختهای فرسوده نفتی این کشور نیز سرمایه و زمان میخواهد. پس مسئله فقط ارزان شدن بنزین برای آمریکاییها نیست؛ مسئله این است که واشنگتن در حال ایجاد یک مسیر بلندمدت برای دسترسی به یکی از عظیمترین منابع نفتی جهان است.
این همان جایی است که جمله قدیمی هوگو چاوز دوباره معنا پیدا میکند. چاوز سالها پیش گفته بود آمریکا نفت ونزوئلا را میخواهد و تاریخ مداخلات واشنگتن در آمریکای لاتین را شاهد این ادعا دانسته بود. امروز، حتی بدون پذیرش تمام روایتهای سیاسی چاوز، نمیتوان انکار کرد که نفت در مرکز توافق جدید آمریکا و ونزوئلا قرار گرفته است.
شکوفایی آمریکایی و بازگشت خاموشیها
اما تناقض تلختر آنجاست که درست در شرایطی که از «بازسازی زیرساختها» و «شکوفایی ونزوئلا» سخن گفته میشود، گزارشهایی از بازگشت اختلالات و خاموشی برق در این کشور منتشر شده است.
این تصویر، پرسش مهمی را پیش روی مردم ونزوئلا میگذارد که اگر قرار است منابع عظیم نفتی کشور در اختیار سرمایه و شرکتهای خارجی قرار گیرد، چرا نخستین نشانههای رفاه وعدهدادهشده باید با مشکلات زیرساختی و خاموشی همراه باشد؟
اپوزیسیون دولت ونزوئلا سالها وعده میدادند که با کنار رفتن ساختار سیاسی موجود، درهای رفاه و توسعه به روی مردم باز خواهد شد و نزدیکی به آمریکا نسخه نجات اقتصاد خواهد بود. اکنون زمان مناسبی است تا نتیجه این نسخه را روی میز بگذارند.
نفت بیشتر برای آمریکا، قراردادهای بلندمدت برای شرکتهای آمریکایی و در مقابل وعده بازسازی برای ونزوئلا؛ این همان خوشبختی موعود است؟
تاریخ آمریکای لاتین بارها نشان داده است که قدرتهای بزرگ وقتی با واژههایی چون دموکراسی، مبارزه با مواد مخدر، حقوق بشر و بازسازی وارد کشوری میشوند، باید پرسید در پایان چه چیزی از منابع آن کشور باقی خواهد ماند.
اگر قرار است میلیاردها دلار سرمایه وارد ونزوئلا شود اما کنترل بخش بزرگی از منابع نفتی برای دههها در اختیار شرکتهای آمریکایی قرار گیرد، نام این فرایند هرچه باشد، مردم ونزوئلا حق دارند درباره نسبت میان شکوفایی و غارت منابع سؤال کنند.
شاید تلخترین طنز ماجرا همین باشد که اپوزیسیونی که سالها وعده میداد آمریکا ونزوئلا را نجات خواهد داد، اکنون میتواند به مردم کشورش نشان دهد که آمریکاییها دقیقاً برای نجات چه چیزی آمدهاند؛ مردم، یا نفت؟