فرهنگی 15 اردیبهشت 1405 - 3 هفته پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
 اقبال تماشاگران سینما به فیلم‌های جنگی در آمریکا به پایین‌ترین سطح تاریخ رسیده است

 نه به جنگ؛ بلندترین صدایی که از هالیوود شنیده می‌شود

محمد قربانی

photo 2026 05 04 15 20 57

در دهه‌های گذشته، فیلم‌های جنگی یکی از ستون‌های اصلی تولیدات هالیوود محسوب می‌شدند. در دهه ۱۹۸۰، سالانه تا حدود ۸۰ فیلم در این ژانر تولید می‌شد، اما این رقم در دهه اخیر به حدود ۲۰ تا ۳۰ فیلم کاهش‌یافته است. این افت قابل‌توجه، تنها یک تغییر آماری نیست، بلکه نشان‌دهنده دگرگونی در افکار و سلایق مخاطبین است. یکی از نشانه‌های اصلی این روند، کاهش تولید در لس‌آنجلس به‌عنوان قلب صنعت سینمای آمریکا است. آمارها نشان می‌دهد که تولیدات سینمایی در این شهر در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۷ درصد کاهش داشته؛ رقمی که به طور مستقیم بر حجم و تنوع تولیدات اثر گذاشته است. کاهش تولید، به‌ویژه در ژانرهای پرهزینه‌ای مانند جنگی، بیش از سایر حوزه‌ها محسوس است. این روند در سال ۲۰۲۶ نیز کاهشی است.

مخاطب امروز هالیوود، به‌ویژه در میان نسل‌های جوان‌تر، دیگر همان کشش و علاقه سابق را به روایت‌های کلاسیک جنگی نشان نمی‌دهد. این تغییر ذائقه، صرفاً محدود به ژانر جنگی نیست، بلکه به طور هم‌زمان دامنه وسیع‌تری از گونه‌های سینمایی مانند رویداد و ماجراجویی را نیز دربرگرفته است. نشانه‌های آماری این تحول به‌وضوح قابل مشاهده‌اند؛ به‌گونه‌ای که در سال ۲۰۲۵ تنها ۳۵ درصد از ۱۰۰ فیلم پرفروش سال به این دسته‌ها تعلق داشته‌اند، رقمی که پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۱۰ تاکنون محسوب می‌شود. این کاهش سهم، بیانگر نوعی خستگی یا فاصله‌گیری تدریجی مخاطبان از روایت‌های پرتنش، پرهیجان و مبتنی بر درگیری است؛ گویی تماشاگران امروز، به‌ویژه در آمریکا، دیگر تمایلی به غرق‌شدن در فضای بحران، خشونت و قهرمان‌سازی‌های اغراق‌آمیز ندارند.

در سطح جهانی نیز روندی مشابه در حال شکل‌گیری است. سینمای اروپا و آسیا در سال‌های اخیر بیش‌ازپیش به سمت روایت‌های بومی، نمایش‌های اجتماعی، و داستان‌هایی با ریشه‌های فرهنگی و هویتی خود حرکت کرده‌اند. این تغییر جهت، نشان‌دهنده تمایل مخاطبان به تجربه روایت‌هایی صادقانه‌تر، ملموس‌تر و چندلایه‌تر است. در چنین بستری، روایت‌های جنگی هالیوود که غالباً بر الگوهای تکراری، دوگانه‌سازی‌های ساده‌انگارانه و نگاه‌های یک‌جانبه استوار بوده‌اند، دیگر جذابیت گذشته را برای مخاطب جهانی ندارند. به بیان دیگر، تماشاگران در نقاط مختلف جهان، کمتر از قبل پذیرای روایت‌هایی هستند که بوی پروپاگاندا می‌دهند یا تصویری یک‌سویه از واقعیت‌های پیچیده جهانی ارائه می‌کنند. این مسئله، به‌نوعی با افت محسوس محبوبیت فرهنگی و حتی سیاسی آمریکا در سطح جهانی نیز گره‌خورده و بر جایگاه صنعت فیلمسازی آن سایه انداخته است.

برخی بر این باورند که آنچه در حال رخ‌دادن است، مرحله‌ای از بازتعریف و دگرگونی این ژانر است. به‌کارگیری روایت‌های انسانی‌تر، تمرکز بر پیامدهای روانی و اخلاقی جنگ و فاصله‌گرفتن از کلیشه‌های قهرمان‌محور می‌تواند راهی برای احیای این‌گونه سینمایی باشد. در واقع، مخاطب امروز دیگر به‌سادگی مجذوب روایت‌هایی نمی‌شود که در آنها قهرمانان آمریکایی، بدون پیچیدگی یا تردید، نقش ناجی جهان را ایفا می‌کنند. گوش جهان از فیلم‌های پروپاگاندایی آمریکایی پر است.

در نهایت، سال ۲۰۲۶ را می‌توان نقطه عطفی برای هالیوود دانست؛ لحظه‌ای که این صنعت ناگزیر است میان تداوم الگوهای آشنا و انطباق با واقعیت‌های نوین جهانی، یکی را برگزیند. افزون بر این، پس از جنگ دوازده‌روزه و در ادامه، جنگ اخیر آمریکا با ایران، پیش‌بینی می‌شود که بی‌میلی مخاطبان آمریکایی نسبت به فیلم‌های جنگی به اوج خود برسد. بر اساس آخرین آمارها و نظرسنجی‌ها، این جنگ به‌عنوان منفورترین جنگ تاریخ آمریکا شناخته شده و حتی از جنگ‌های عراق و ویتنام نیز پیشی گرفته است؛ عاملی که بی‌تردید بر نگاه مخاطبان به روایت‌های جنگی در سینما تأثیر عمیقی خواهد گذاشت.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 15 =