فرهنگی 14 اردیبهشت 1405 - 3 هفته پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
پخش برنامه «منشور» در شرایط فعلی چه توجیهی دارد؟

آش‌ شور خانم سرآشپز

ایمان عظیمی

بهاره افشاری

همه می‌دانیم که که در دوران ملتهب و سختی به‌سر می‌بریم. در این ایام حفظ آرامش روانی مردم در کنار توجه به مسئله اقتصاد می‌تواند تاب‌آوری جامعه را به بالاترین حد ممکن برساند تا در برابر شیاطین آمریکایی و اسرائیل تا حد قابل توجهی دوام بیاورد و مقاومت را سرلوحه تمام امور مادی‌اش قرار دهد. در این میان ساخت سریال، برنامه‌های جذاب، فیلم‌های سینمایی و استفاده از هر ظرفیتی که بتواند مردم را سرگرم و در مرتبه بعد به تفکر حول سوژه جنگ وادار کند، کم از حضور در جبهه نبرد ندارد. اکنون دو سریال اپیزودیک «اهل ایران» و «سرو، سپید، سرخ» در حال انجام همین وظیفه‌اند، اما باقی محتواهای موجود نیز چنین است؟

در حال حاضر ۸ سریال جدید در شبکه نمایش خانگی پخش می‌شود که جز «هزارتو» هیچ‌کدام این محتواها را -حتی در پس‌زمینه روایت- مورد توجه قرار نداده‌اند. اگر دو سریال اپیزودیک «اهل ایران» و «سرو، سپید، سرخ» را که با سرمایه مادی نهادهای رسمی تولید شده‌اند، فاکتور بگیریم به دو برنامه گفت‌وگومحور «دلربا» و «منشور» می‌رسیم که آن‌ها نیز به مقوله جنگ وجودی نمی‌پردازند! البته باید گفت که دلربا با اجرای مهرانه مهین‌ترابی سعی در نزدیک شدن به سوژه موردنظر ما داشته، اما منشور با اجرای بهاره افشاری نه‌تنها به مسئله مهم این روزها کاملا بی‌اعتناست، بلکه با طرح مسائلی نظیر «یائسگی»، «انرژی‌درمانی»، «انقراض گونه‌های جانوری» و حتی «سختی‌های زندگی در ایران» در جهت تحمیق مخاطبش گام برمی‌دارد.

در روزهای نخست جنگ رمضان بود که خبر پخش تاک‌شو منشور خروجی، خبرگزاری‌ها را پُر کرد. از صحنه‌پردازی مینیمال، طراحی لباس مجری و محتوای تیزر کاملا مشخص بود که با تاک‌شویی بی‌حس‌وحال طرف هستیم که در پرداختن به موضوعات و سوژه‌های مختلف نهایت کج‌سلیقگی، بدفهمی و ندیدن‌ها را در دستور کار خود قرار داده است. با پخش اولین قسمت و سپس اپیزودهای بعدی برای‌مان مسجل شد که نه‌تنها اشتباه نمی‌کردیم، بلکه موارد دیگری هم در این میان وجود داشت که وضعیت را بغرنج‌تر می‌کرد.

هیچ‌ آدم عاقلی را پیدا نمی‌کنید که با سرگرمی جامعه مخالف باشد و نسبت به این مسئله ناسازگاری نشان دهد، اما مگر می‌شود در میان دو جنگ وجودی مسئله میزبان و مهمان تا این حد در نسبت با شرایط موجود، غیرانضمامی، بی‌ربط و انتزاعی باشد که توجه به مسائلی نظیر فنگ‌شویی و یائسگی، به شهادت رشیدترین و عزیزترین فرزندان این مملکت ترجیح داده شود؟ بله متوجهیم که این برنامه پیش از آغاز جنگ رمضان در نهم اسفند ضبط شده، اما آیا ما پیش از آن در شرایط عادی شب را به صبح می‌رساندیم؟ خیر!

تاریخ اجتماعی جنگ نیز -مانند پرداختن به متن اصلی ماجرا- راوی می‌خواهد و این برنامه‌ها می‌توانند با وجود تولید برای شبکه نمایش خانگی، بخشی از وظیفه محتواسازی در این زمینه را به دوش بکشند، اما مع‌الاسف رویکردی که VODها در پیش گرفته‌اند چیزی غیر از این است. آن‌ها فکر می‌کنند که اگر از مفاهیمی چون ایثار، شهادت، مقاومت و در نهایت حق جمهوری اسلامی ایران دفاع کنند، مخاطب آن‌ها را پس می‌زند و به سمت تماشای برنامه‌های دیگر می‌رود. این تفکر از عدم اعتماد‌به‌نفس نشات می‌گیرد، ولی این مفهوم از توضیح باقی زوایای اتخاذ این رویکرد عاجز است.

در واقع گردانندگان پلتفرم‌ها اینطور استدلال می‌کنند که مسئله نه فُرم، بلکه محتوای موجود در تولیدات صداوسیماست، پس تنها اعمال تغییرات گسترده در این زمینه با هدف جلب نگاه مخاطب از راه ترشح غیرطبیعی دوپامین می‌تواند آب رفته را به جوی بازگرداند، این در حالی است که برنامه‌هایی نظیر منشور منطق شکست‌خورده پلتفرم‌ها را به اثبات می‌رسانند.

 

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − 8 =