سیاسی 10 اردیبهشت 1405 - 4 هفته پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
پشت‌پرده یک مقاله مهم از ریچارد نفیو؛

حساب ویژه آمریکا روی سوءمدیریت داخلی

محسن فرهنمند

photo 2026 04 29 21 34 35

تحلیل ریچارد نفیو، معمار تحریم‌های هوشمند، نقشه‌ای است که همزمان نقاط قوت ایران را به‌عنوان تهدید و نقاط ضعف را به‌عنوان فرصت هدف‌گذاری کرده است. از نگاه او، نه عقب‌نشینی در کار است و نه صلح واقعی؛ بلکه پروژه‌ای برای کشاندن ایران به منطقه‌ای از فشار دائمی، فرسایش اقتصادی و مهار تدریجی در جریان است مطالعه دیدگاه‌های او به خوبی نشان می‌دهد مسئولان کشور باید در چه حوزه‌هایی تمرکز بیشتر داشته باشند.

آنچه از سطور تحلیل ریچارد نفیو(معمار تحریم‌های ایران در دوره أوباما) برمی‌آید، نقشه‌ای صریح از ذهن راهبردی جریان ضدایرانی در آمریکاست؛ جریانی که برخلاف بلاهت و حماقت تیم ترامپ، علی رغم بیان برخی آرزوهای محال، واقعیت ایران را دقیق‌تر فهمیده و هم برای آن طراحی کرده است. نفیو به‌روشنی تأکید می‌کند که تصور نرم‌تر شدن ایران، توهمی بیش نیست و ساختار قدرت، نه‌تنها عقب‌نشینی نکرده بلکه با انگیزه‌ای بیشتر و انسجامی بالاتر، در مسیر ایستادگی در برابر زورگویی حرکت می‌کند. همین گزاره، خشم پنهان او را از شکست پروژه «تغییر رفتار» آشکار می‌سازد و در عین حال، آرزوی عریانش برای «تغییر نظام» را نیز لو می‌دهد.

اما نقطه کلیدی وپنهان در تحلیل نفیو، پیشنهاد ورود ایران به «منطقه خاکستری» است؛ وضعیتی نه جنگ، نه صلح، بلکه فشار مستمر، ضربه‌های فرسایشی و مهار تدریجی. او صراحتاً توصیه می‌کند که آمریکا نباید به‌دنبال توافق جامع برود، بلکه باید با حفظ فشار حداکثری، صرفاً به توافقی محدود برای باز نگه داشتن تنگه هرمز رضایت دهد. اینجا همان نقطه‌ای است که اهمیت راهبردی تنگه هرمز به‌عنوان اهرم اصلی ایران برای شکستن محاصره اقتصادی و دریایی آشکار می‌شود؛ اهرمی که حتی دشمن نیز به تعیین‌کننده بودن و ضعف خود در آن اذعان دارد.

در بخش دیگری، نفیو با اشاره به ترکیب جدید کارگزاران و فرماندهان در ایران (از فرماندهان ارشد سپاه تا چهره‌های سیاسی )ناخواسته به یک واقعیت مهم اعتراف می‌کند: علی‌رغم اختلافات تاکتیکی، راهبرد کلان در ایران واحد است؛ شکست آمریکا. این مساله محاسبات ساده‌لوحانه درباره شکاف درون حاکمیت را باطل می‌کند. با این حال، او همزمان روی یک نقطه ضعف در ادعای خود نیز دست می‌گذارد: سوءمدیریت اقتصادی و ناتوانی دولت در اداره کشور. این گزاره نشان می‌دهد که واشنگتن به‌طور ویژه روی سو مدیریت دولتی و تشدید نارضایتی داخلی حساب باز کرده است.

نفیو حتی فراتر می‌رود و دوگانه «تفنگ یا کره» را مطرح می‌کند؛ تحلیلی که هدفش القای این گزاره است که ایران ناچار به انتخاب میان قدرت نظامی و رفاه اجتماعی خواهد شد. در این چارچوب، فشار اقتصادی مکمل جنگ نظامی تعریف می‌شود تا کشور را در اداره همزمان امنیت و اقتصاد ناتوان سازد. از سوی دیگر، او با برجسته‌سازی برخی اظهارات متناقض داخلی، تلاش می‌کند شکاف میان دولت و حاکمیت را القا کند؛ تحلیلی که هرچند در واقعیت بارها غلط از آب درآمده، اما برخی مواضع نه چندان فکر شده و تنظیم شده در راس دستگاه اجرایی به آن دامن زده است.

مهم‌تر از همه، نفیو به‌صراحت هشدار می‌دهد که رفع گسترده تحریم‌ها ( حتی در قالب توافق) می‌تواند نظام را تثبیت و قدرتمندتر کند. بنابراین، او خواستار توافقی حداقلی است که نه برای حل مسئله، بلکه برای فرسایش ایران طراحی شده باشد. در نگاه او، توافق ابزار فریب است؛ راهی برای خنثی‌سازی پیروزی‌های میدانی و تبدیل آن به امتیازدهی سیاسی. مرور نگاه نفیو به برجام نیز این واقعیت را تکمیل می‌کند؛ آنجا که می‌گوید هدف اصلی آن توافق نه حل مسئله هسته‌ای، بلکه مهار سپاه و تضعیف قدرت راهبردی ایران بود. خروج ترامپ از برجام در دید او و به ادعای او برخلاف تصور رایج در آمریکا به تقویت نقش سپاه در اقتصاد انجامید.

در نهایت، جمع‌بندی نفیو روشن است: فشار، مذاکره محدود، حفظ تحریم و امید بستن به نارضایتی داخلی؛ پازلی که هدف نهایی آن، نه اصلاح، بلکه اعتراضات داخلی برای رژیم چنج است. این نقطه‌ای است که نشان می‌دهد «توافق» در نگاه طراحان آمریکایی، نه پایان تقابل، بلکه ادامه آن با ابزارهای دیگر است.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − 14 =