محمد قربانی

بنیاد سینمایی فارابی به عنوان یکی از مهمترین نهادهای دولتی در حوزه فیلمسازی سینمای ایران، اینبار با فراخوانی تازه پا به میدان فیلمسازی درباره جنگ رمضان گذاشته است. فراخوان مربوط به مسابقهای با عنوان «مدرسهای که میرفتم» است که تمرکزش بر فیلمنامهنویسی داستانی بلند با سوژه شهدای دانشآموز میناب است. این آثار طبق آنچه در فراخوان آمده است باید «برای کودکان» یا «درباره کودکان» باشند. طبق اعلام رسمی، مهلت ارسال طرحها تا ۳۱ اردیبهشت تعیین شده و آثار پس از عبور از مرحله کارشناسی، وارد فرآیند منتورینگ شده و در نهایت چند فیلمنامه برای تولید انتخاب خواهند شد. روندی که در ظاهر، نوید یک مسیر حرفهایتر را میدهد.
این فراخوان را میتوان اولین تلاش نسبتاً جدی برای مواجهه سینمایی با جنگ رمضان دانست. تلاشی که در قیاس با تجربه پیشین -یعنی جنگ دوازده روزه- یک گام رو به جلو به نظر میرسد. در آن مقطع، اغلب نهادها ترجیح دادند پروژهها را به دایرهای محدود از نیروهای آشنا و مورد اعتماد خود بسپارند؛ تصمیمی که نتیجهاش در جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۴ بهروشنی قابل مشاهده بود. مجموعهای از آثار که یا به دلیل شتابزدگی، فاقد انسجام داستانی و اجرایی بودند یا آنقدر به موضوع جنگ بیربط بودند که نشانههای جنگ در آنها صرفاً بهانهای برای دریافت بودجه به نظر میرسید.
در بسیاری از این فیلمها، جنگ به شکل وصلهای ناهمگون به بدنه روایت چسبانده شده بود. گاهی فیلمساز برای تأمین منابع مالی، گوشهای از کارش را به جنگ اختصاص داده و گاهی نیز سفارشدهنده تلاش کرده بود در اثری که اساساً ربطی به موضوع ندارد، نشانههایی از جنگ را تحمیل کند. این وضعیت بیش از هر چیز، ریشه در نوعی نگاه ویترینی در سینمای دولتی دارد. نگاهی که کمیت را بر کیفیت ترجیح میدهد و خروجیهای متعدد اما کممایه را به تولید آثار اندک اما ماندگار ترجیح میدهد. این نگاه مورد اعتراض رهبر شهیدمان نیز قرار گرفت و ایشان در سال 1403 فرمودند که بهتر است در آثار دفاع مقدس و انقلاب اسلامی، کیفیت بر کمیت ترجیح پیدا کند.
در چنین فضایی، فراخوان جدید فارابی همزمان حامل بیم و امید است. از یک سو، سپردن کار به یک مسابقه عمومی و حذف پیشنیازهای محدودکننده، میتواند راه را برای ورود ایدههای تازه و نیروهای جوان باز کند. این رویکرد اگر بهدرستی اجرا شود، میتواند به کشف استعدادهایی منجر شود که خارج از حلقههای بسته معمول فعالیت میکنند. همچنین تأکید بر تولید آثار مرتبط با کودک و نوجوان، نکتهای قابل توجه است. حوزهای که سالهاست مورد تأکید رهبر شهیدمان بوده اما در عمل کمتر به آن پرداخته شده است.
با این حال، نگرانیهایی نیز وجود دارد که نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد. مهمترین مسئله، فرآیند انتخاب و هدایت آثار است. فیلمنامهها قرار است ابتدا توسط کارشناسان فارابی بررسی شوند و سپس تحت نظر منتورهای همین مجموعه به نگارش نهایی برسند، اما هنوز نامی از این کارشناسان و منتورها اعلام نشده است. همین ابهام، این دغدغه را ایجاد میکند که مبادا در ادامه مسیر، همان الگوی آشنای روابط بر ضوابط غلبه کند و پروژهها در نهایت به افراد مشخص و تکراری سپرده شوند.
موضوع جنگ رمضان و بهویژه شهدای میناب، آنقدر مهم و حساس است که نمیتوان با رویکردهای سطحی به آن پرداخت. چنین سوژهای نیازمند دقت، تعهد و نگاه حرفهای است. اگر قرار است این فراخوان به نتیجهای قابل دفاع برسد، لازم است برگزارکنندگان آن از همین ابتدا، شفافیت و شایستهسالاری را در اولویت قرار دهند و اجازه ندهند تجربههای ناموفق گذشته تکرار شود.