دوگانهای در میان تریبون داران معتقد به نظام جمهوری اسلامی پیش آمده است. عدهای بدنبال روشن شدن جزئیات مذاکرات تیم مذاکره کننده و گزارش مرتب موضوع به افکار عمومی هستند. همانند آنچه در دوره نبرد نظامی توسط سخنگوهای رسمی یگانهای عملکننده انجام میشد. گروه دوم با تکیه بر این نکات که در ایام نبرد همه اخبار و اقدامات قابل انتشار نیست، اصل مذاکره بر معامله بنا شده است، جاهایی نیاز به عقب نشینی وجود دارد، این معامله و دستاورد کلی آن، باید در نهایت دیده شود و اینکه این مذاکرات نهایتا در شورای عالی امنیت ملی جمعبندی میشود و به سمع و نظر امام خامنهای میرسد، میگویند باید به تیم مذاکرهکننده اعتماد کرد و از آنها حمایت نمود. لذا انتظار اطلاعرسانی کلی از سربازان دیپلماسی دارند و بس.
هر کدام از این روایتها نکات درست و قابل تاملی دارند منتها هر دو گروه به نکاتی توجه لازم را ندارند.
۱. دشمن در این ایام با عملیات روانی شدید، در دست گرفتن روایت اول (چَک اول)، تهدید و تطمیع بعنوان قدرت بالاتر (نه بازنده) از طرفی و از طرف دیگر کنش منفعلانه و تاثیرپذیری ما از این کنشگری دشمن، موجب دامن زدن به بهمریختگی فضای روایت شده و این بار را شخص رئیس جمهور آمریکا بدوش میکشد. آنها با ترور خباثتآمیز شهید لاریجانی، میدان پاسخگویی ایران را خالی کردند. برای مدیریت روایت اول در حوزه آفندی و هم پدافندی در داخل و خارج از کشور، ضرورت تشکیل قرارگاه عملیاتی در اسرع وقت احساس میشود.
۲. در حالیکه در اردوگاه دشمن اشخاص با اسم و رسم مشخص اظهار نظر میکنند، اما در جبهه خودی اخبار بعضا بدون ذکر منبع مشخص ذکر میشود (تحت عنوان منبع آگاه) و این نشانه عدم مسئولیتپذیری در تصمیمات تلقی میشود و در شبکههای رسمی اطلاعرسانی بجای آنکه مقامهای مسئول به توضیح اقدامات بپردازند، توضیحات توسط مجریها و میهمانان (که طبیعتا اطلاع کافی از دلایل تصمیمات ندارند) ارائه میشود. آنهم با اختلاف در برداشت، نظر و تحلیل.
۳. عدم توجه به این نکته که افکار عمومی ایران نسبت به مذاکرات سیاسی (چه قبل و چه بعد از انقلاب) منفی است. چراکه تقریبا هیچ خاطره مثبتی از مذاکرات و مذاکره کنندههای آن بجا نمانده است و همچنین نتایجی در راستای منافع ملی ایران حاصل نشده است. (ضمنا پیش بینی جمعی افکار عمومی ملت ایران در مورد مذاکرات پیش رو با آمریکاییها بخصوص ترامپ هم بسیار منفی است.)
۴. عدم توجه به داغدار بودن مردمِ کف خیابان و این احساس عمومی که امام شهید بار پاسداری از اسلام، انقلاب و ایران را به مردم سپرده است و امام جامعه هم بر آن صحه گذاشته و امت مبعوث شده خود را محقِ دانستن، تصمیم گیری و اعمال تصمیماتشان میدانند.
لذا اگر واقعا جبهه داخلی (افکار عمومی و کنشهای اجتماعی از طریق اقدامات اقناعی و اجماعی) مدیریت نشود، به سایر جبههها صدمه جدی خواهد زد.
