نویسنده: امیر شهشهانی

در میانه جنگ ترکیبی، هر جمله میتواند به مهمات تبلیغاتی دشمن تبدیل شود. طی پنج ماه گذشته، دلسوزان کشور و نظام بارها هشدار دادند که مواضع هیجانی، نسنجیده و حسابنشده، خصوصاً درباره وضعیت اقتصادی و توان تابآوری ایران، بلافاصله توسط ترامپ و دستگاه تبلیغاتی آمریکا مصادره خواهد شد؛ هشدارهایی که متأسفانه جدی گرفته نشد و بارها و بارها دولتمردان و به خصوص رئیسجمهور آن را تکرار کردند.
اما اینبار محمدباقر قالیباف گفته است: «ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی و رشد اقتصادی نداشته باشیم، دوام نمیآوریم.» اصل توجه به اقتصاد و معیشت مردم، نهتنها قابل دفاع، بلکه ضروری است؛ اما مسئله اینجاست که چنین حرفی از زبان رئیس مجلس، آن هم در شرایط جنگی، باید با دهها لایه ملاحظه و محاسبه بیان شود. دشمن منتظر همین جملههاست و چه بسا در نظام محاسباتی آمریکا موثر باشد.
ترامپ نیز بدون اتلاف وقت، سخنان قالیباف را بازنشر کرد و آن را به روایت مطلوب خود تبدیل کرد: «رئیس مجلس ایران گفت: ما گرسنه هستیم. ما توان ایستادگی نداریم.» این دقیقاً همان چیزی است که پیشتر نسبت به آن هشدار داده شده بود؛ تبدیل یک جمله داخلی به سندی برای عملیات روانی خارجی.
رهبر انقلاب، آیتالله سیدمجتبی خامنهای، نیز پیشتر در پیام خود به مناسبت عید غدیر تأکید کرده بودند که دشمن «تابآوری مردم و ایجاد خطا در دستگاه محاسبات مسئولان» را هدف گرفته است. امروز شاید یکی از مصادیق روشن همین هشدار را باید در رفتار و ادبیات برخی مسئولان دید؛ جایی که دشمن لازم نیست واقعیت بسازد، بلکه کافی است بخشی از سخنان خود مسئولان ایران را انتخاب، تقطیع و بازنشر کند.
تلختر آنکه قالیباف زمانی میتوانست در آزمون جنگ تحمیلی سوم، با اتخاذ مواضعی سنجیده، محکم و همتراز با روحیه فرماندهان میدان، خود را در کنار چهرههایی چون حاج قاسم سلیمانی و دیگر رزمندگان شهید تعریف کند؛ اما مجموعهای از مواضع و رفتارهای اخیر، او را در افکار عمومی بیشتر به چهرههای سیاسی همچون ظریف و روحانی نزدیک کرده است؛ نه از منظر جایگاه و سابقه، بلکه از منظر ادبیات سیاسی و نوع مواجهه با فشار خارجی.
مشکل فقط یک جمله نیست؛ مشکل، دستگاه فکری پشت آن جمله است. وقتی حلقهای از مشاوران منفعتطلب یا ساده و بیخبر از اقتضائات جنگ روانی، وجود داشته باشد نتیجه میتواند سقوط یک سیاستمدار در حساسترین آزمون زندگی سیاسیاش گردد.
قالیباف میتوانست قهرمان این میدان باشد؛ اما اگر همین مسیر ادامه یابد، خطر آن وجود دارد که به جای نماد مقاومت، به نماد خشم و سرخوردگی بخشی از ملت تبدیل شود.