در بیان رهبر شهید انقلاب اسلامی «مدیریت انقلاب، غیر از مدیریت اجرایی کشور است. برای رهبری، وارد شدن در میدان اولا به صورت طرح مسأله و بسیج افکار عمومی است؛ ثانیا به صورت خواستن از دستگاههای اجرائی است.» بر این اساس ولی فقیه مدیریت انقلاب اسلامی را برعهده دارد. اگر ولی فقیه پشتوانه مردمی داشته باشد بدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی مرسوم در جهان میتواند منافع ملی را تأمین کند.
در شرایط کنونی (باهمه مشکلات ناشی از شرایط نه جنگ و نه صلح و تورم ۶۰ درصدی)، تجمعات شبانه بزرگترین مؤلفه برای گسترش ید ولی فقیه شده است و سطح بالایی از مشروعیت مردمی را برای ایشان رقم زده است. در این تجمعات و به صورت کلی همه ملت باید بهنحوی عمل کنند، شعار دهند و بنویسند که در مقابل دشمن و از سویی دیگر در مقابل مسئولی که دچار خطای محاسباتی شده است، نظر ولیفقیه اعمال شود.
ما ملت مبعوث، مسئولی را که دچار خطای محاسباتی شده است را خائن یا سازشگر نباید بدانیم و در نظرمان اصلا مهم نیست علت خطای محاسباتی او چیست، بهخصوص تا زمانی که ولی فقیه امر به اعتماد به او میکند. ما ملت مبعوث صرفا به دنبال تقویت نظر ولی فقیه هستیم. نظری که تجربیات نزدیک به نیم قرن انقلاب اسلامی آن را اثبات کرده و میکند. تجربیاتی که نشان میدهد اعتماد به آمریکا چه ضربات کاری به کشور وارد کرده است.
گرچه اطلاعات متقن خبر از تلاش دشمن برای حذف فیزیکی یا رسانهای نخبگان محل رجوع مردم میدهد ولکن خود این نخبگان با تبعیت از ولی امر مسلمین، اولین عامل در حفظ جایگاه خود در جهت یاد شده هستند.
بر این اساس، اگر مسئول، سیاستمدار، خبرنگار، یادداشتنویس، تحلیلگر و …، بیشتر از این که تمام توانش را بگذارد علیالأصول را تبیین کند، نظر مخالف ۱۲ عضو شعام را توجیه و تفسیر کند و درست جلوه دهد، قطعا او در عمل به دنبال بسط ید ولی فقیه نیست، چه بداند، چه نداند. بحث در اینجا بر سر تسویه حساب سیاسی نیست. بحث بر سر این است که کسانی که تا همین لحظه همچنان در حال توجیه نظر مخالف هستند، همچنان هم دغدغه بسط ید ولی فقیه ندارند.
