بین الملل 18 مرداد 1405 - 3 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0

لابی باکو در تهران؟

نویسنده: امیر شهشهانی

image 2026 08 08 17 00 43

رژیم حاکم بر باکو طی سال‌های اخیر نه‌تنها از سیاست خصمانه علیه ایران عقب ننشسته، بلکه با گسترش مناسبات امنیتی، نظامی و اقتصادی با تل‌آویو و واشنگتن، عملاً به یکی از مهم‌ترین حلقه‌های فشار پیرامونی علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ با این حال، در تهران هنوز نشانه‌ای از یک سیاست بازدارنده و متناسب با این تهدید دیده نمی‌شود. اگر قرار باشد فهرستی از کانون‌های بالقوه تهدید علیه امنیت ملی ایران تهیه شود، نام باکو نمی‌تواند در انتهای فهرست قرار بگیرد. اما پرسش بزرگ‌تر این است: چرا در برابر این روند، سیاست خارجی ایران همچنان باکو را با همان عینک سال‌های گذشته می‌بیند؟
ایران در جنگ اول قره‌باغ، در شرایطی که توازن قوا به‌شدت علیه جمهوری باکو بود، از تمامیت ارضی این کشور حمایت کرد. تهران حتی در جنگ دوم قره‌باغ نیز ، موضع خود را درباره تعلق قره‌باغ به باکو تغییر نداد. انتظار طبیعی این بود که چنین رویکردی دست‌کم به ایجاد یک رابطه متوازن منجر شود؛ اما آنچه رخ داد، افزایش مناسبات باکو با اسرائیل و همراهی آن با سیاست‌های ضدایرانی تل‌آویو بود. امروز نیز بخش مهمی از انرژی مورد نیاز رژیم صهیونیستی از مسیر جمهوری باکو تأمین می‌شود. نفت این کشور از طریق خط لوله باکو ـ جیحان و سپس مسیرهای انتقالی به حیفا و سرزمین های اشغالی می‌رسد. یعنی همان رژیمی که خود را در برابر ایران طلبکار نشان می‌دهد، عملاً در زنجیره تأمین انرژی دشمن ایران نیز نقش دارد.
موضوع تنها اقتصاد نیست. خریدهای نظامی باکو باید برای دستگاه‌های امنیتی و سیاست خارجی ایران یک علامت سؤال جدی باشد. ناوچه‌های خریداری‌شده از کشورهای اروپایی دقیقاً برای مقابله با کدام تهدید طراحی شده‌اند؟ پهپادهایی با بردهای قابل توجه که در خاک باکو مونتاژ می‌شوند، قرار است علیه کدام دشمن به کار گرفته شوند؟ ارمنستان که دریا ندارد و اساساً بخشی از این ظرفیت‌ها نمی‌تواند در سناریوی متعارف قره‌باغ توجیه شود.
حضور آمریکا و اسرائیل در باکو نیز صرفاً یک موضوع دیپلماتیک نیست. علی‌اف جمهوری باکو را به نقطه‌ای برای پیشبرد طرح‌های ژئوپلیتیک واشنگتن و تل‌آویو تبدیل کرده است؛ از مسائل امنیتی گرفته تا کریدورها و طرح‌های دور زدن ایران. بنابراین ایران و روسیه باید در برابر تلاش برای تبدیل باکو به پایگاه نیابتی آمریکا و اسرائیل، موضعی هماهنگ و بازدارنده اتخاذ کنند. تلخ‌تر اینکه ادبیات زننده علی‌اف علیه ایران نیز نشان می‌دهد سیاست «ملاحظات یک‌طرفه» نتیجه مطلوبی نداشته است. ایران سال‌ها با نگاه پدرانه به سرزمین‌های شمال ارس و حتی شخص الهام، فرزند حیدر علی‌اف، رفتار کرده است؛ اما امروز بخشی از همان سرزمین به بستری برای فعالیت دشمنان ایران تبدیل شده است.
لابی باکو، همانند برخی شبکه‌های اقتصادی و سیاسی مرتبط با تراستی‌ها وآقازادگان، نیازمند بررسی جدی است. اگر امروز درباره تبدیل باکو به پایگاه فشار علیه ایران تصمیمی گرفته نشود، فردا ممکن است هزینه برخورد با تهدیدی را بپردازیم که امروز امکان مهار آن وجود دارد.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × پنج =